ویروس کرونا وضعیت بسیار شکننده‌ و ناراحت‌کننده‌ای را در سطح جهان و از جمله در کشور ما رقم زده است. از نگاه میراث ناملموس فرهنگی اگر به بحرانی که در یک سال گذشته بر سر بشر گذشته، توجه کنیم، خواهیم دید که شیوع همه‌گیری صنعت گردشگری را بیش از سایر بخش‌ها متاثر کرده و این نکته‌ای بسیار مهم است. بیماری کووید ۱۹ منجر به کاهش شدید حجم گردشگران و مسافران به مقاصد گردشگری شده و این کاهش حضور در بافت‌ها و محیط‌های سنتی‌تر، به چشم می‌آید.

اگر با عینک و رویکرد اقتصادی به شیوع ویروس کرونا بپردازیم، بی‌گمان آنچه می‌بینیم اتفاق‌های بسیار ناخوشایندی است که در صنعت گردشگری رخ داده و امرار معاش را برای بسیاری از فعالان در شاغلان کسب و کارها و مناطق گردشگری با چالش روبرو کرده است. با همه این‌ها، شیوع ویروس کرونا فرصت‌هایی هم ایجاد کرده است. ازجمله اینکه مردمان مناطق گردشگری به صورت ناخودآگاه به داشته‌های فرهنگی خودشان بیشتر رسیدگی می‌کنند. گویی همه‌گیری زمانی را برای ترمیم آسیب‌هایی که در طول سال‌های گذشته به دلیل حجم بالای ورود گردشگران به مناطق وارد شده در اختیار جوامع محلی قرار داده است. اگر کسی در این مدت به مناطق شرق و جنوب شرق کشور سفر کند و روستاها و نواحی دورافتاده را از نزدیک بررسی کند، آنچه می‌بیند، عادی جریان زندگی مردمان این نواحی است.

مردم به کلی از ماجرای کرونا ‌دور هستند و از آن سو نیز میزان آسیبی که این بیماری به آن‌ها وارد کرده، محدود است. دلیل مشخص این وضعیت نیز همان دورافتاده بودن روستاها است. یعنی آن‌چیزی که تا به امروز به عنوان گردشگر وارد مناطق شده، از محیط‌‌شان حذف شده است. خوشبختانه بسیاری از نواحی استان سیستان و بلوچستان به دلیل اینکه شناخته شده نیست و به طور معمول نیز کمتر گذار مردم به این مناطق می‌افتد، چندان در معرض بیماری کووید ۱۹ قرار نگرفته‌اند. یعنی مردم در این مناطق به راحتی به جریان عادی زندگی برگشته‌اند و سلامت اجتماعی خود را حفظ کرده‌اند.

از این وضعیت می‌توان درس‌های بسیاری آموخت و برای آینده صنعت گردشگری نیز برنامه‌ریزی کرد. اگر هدف این باشد که به صورت بلندمدت به موضوع میراث فرهنگی ناملموس و پاسداری از آن پرداخته شود، لازم است در سیاست‌ها و برنامه‌های فعلی گردشگری‌ تجدیدنظر کرد. امروزه بیش از هر زمان دیگری این نیاز را احساس می‌کنیم که آموزش‌های بخش گردشگری اصلاح شوند. متاسفانه در کشور ما زمانی که یک منطقه به عنوان مقصد گردشگری معرفی می‌‌شود، حجم غیرقابل کنترلی از گردشگران که به صورت تصاعدی نیز تعداد آن‌ها افزایش پیدا می‌کند، وارد آن محیط می‌شوند و تاسف‌بارتر این است که در زمینه فرهنگ گردشگری سرمایه‌گذاری اقدام چندانی انجام نشده و هنوز هم حضور گردشگران داخلی در مناطق گردشگری با آسیب‌‌هایی همراه است.

آثار این آسیب‌ها را به وضوح می‌توان در مناطق جنوب شرقی کشور مشاهده کرد. سال‌ها پیش مناطق جنوب غرب کشور نیز با همین مسئله روبرو بودند. منتها به این دلیل که مدت زیادی از زمانی که جنوب غرب کشور مقصد اصلی گردشگری بود، گذشته، بسیاری از مسائل آن نیز به تعادل رسیده است. در حوزه فرهنگی جنوب شرق کشور چنین تعادلی وجود ندارد. این مناطق به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری کشور معرفی می‌شود اما مردم و جوامع میزبان هنوز با موضوعات مربوط به گردشگری و جنس مسائل آن آشنا نیستند. ویروس کرونا از جنبه‌هایی کمک کرده تا اندازه‌ای و به صورت کاملا اتفاقی تعادل‌بخشی در این مناطق برقرار شود و مردم نیز به آرامی با این پدیده برخورد می‌کنند.

بی‌شک بیماری کووید روزی تمام خواهد شد و همه ما این دوره را پشت سر می‌گذاریم؛ اما بهتر است از همین امروز برای گردشگری و میراث ناملموس مناطق مختلف کشورمان برنامه‌ریزی کنیم. مردم‌شناسان ما این فرصت را دارند که پژوهش‌های بیشتری درباره میراث ناملموس فرهنگی مناطق مختلف کشور انجام دهند. به هر روی ریشه پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در پژوهش‌های عمیق مردم‌شناسی است. واقعیت این است که جریان‌های میراث فرهنگی ناملموس کشور با سرعتی بیش از آن‌چه تصور می‌کنیم دگرگون می‌شوند. چرا نسل‌ها عوض می‌شوند و نسل‌های جدید به سرعت وارد مرحله‌ای از زندگی‌شان می‌شوند که عزم می‌کنند جریان اجتماعی را برعهده بگیرند.

بنابراین تغییرات رخ می‌دهند و پدیده‌ها و مسائل جدید جای پدیده‌ها و مسائل قدیمی را می‌گیرند. ما نیاز داریم که روندها و تغییرات در حوزه میراث فرهنگی ناملموس را ثبت و ضبط کنیم و در این مسیر باید از تحقیقات و پژوهش‌های زیرساختی حداکثر بهره را ببریم. سوابق فعالیت‌ها و پژوهش‌های مردم‌شناسی و مردم‌نگاری در ایران کهن و شایان توجه است که می‌توان در بحران اخیر نیز به خوبی از آن استفاده کرد. به شرطی که چشم‌مان را باز کنیم و سعی کنیم بیش از گذشته از داشته‌هایمان محافظت کنیم و از آن مهم‌تر درباره آن‌ها آگاهی‌افزایی و اطلاع‌رسانی شود.

*این مطلب تلخیصی از مقاله‌ای است که در همایش بین‌المللی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی کرونا بر حوزه‌های میراث فرهنگی، گردشگری، صنایع دستی خلاق و هنرهای سنتی ارائه شده است

شیوع ویروس کرونا صنعت گردشگری را به شدت متاثر کرده است. در یک سالی که گذشت اغلب کسب و کارهای گردشگری، سخت‌ترین روزهای خود را پشت سر گذاشتند و در عین حال به دنبال راه‌حلی عملی برای خروج از بحران هستند. در همین مدت راهکارهای زیادی در لایه‌های مختلف برای مدیریت بحران‌ گردشگری مطرح شده است.

در یکی از این لایه‌های چندگانه، به فناوری‌ و نقش آن در چابک‌سازی سازمانی در مدیریت بحران توجه می‌شود. چابک‌سازی عبارت است از حس‌کردن و ادراک و پیش‌بینی تغییرات در محیط کاری و بازار که مولفه‌های کلیدی آن نیز شامل قدرت پاسخگویی، شایستگی، انعطاف‌پذیری و سرعت است. در واقع در چابک‌سازی با تشخیص تغییرات محیطی، از آن‌ها به عنوان عوامل رشد و شکوفایی نگریسته می‌شود.

ویژگی‌ سازمان‌های چابک این است که بر محور اطلاعات عمل می‌کنند، مبنای فعالیت‌های آن‌های آن‌ها شایستگی‌ است، انعطاف‌پذیرند، هزینه‌های سربار را حذف می‌‌کنند، در حوزه آنلاین خلاق هستند، سلسله مراتب‌ را برجسته نمی‌کنند، بر قابلیت‌های کلیدی تمرکز دارند، و… . برای مثال در گردشگری بسیاری از شرکت‌ها تا پیش از شیوع ویروس کرونا به صورت سنتی عمل می‌کردند و عزمی هم برای تغییر نداشتند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد آن دسته از شرکت‌ها و کسب و کارهای گردشگری که با آمادگی قبلی و اتکا به سرمایه‌های عظیم خود وارد حوزه فناوری و خدمات الکترونیک شده بودند، در زمانه همه‌گیری عملکرد بهتری از خود نشان داده‌اند و در پشتیبانی و خدمات‌دهی نیز کمترین میزان خطا و افت را از خود نشان دادند. در عین حال بسیاری از کسب و کارهای گردشگری که در زمینه فناوری‌های الکترونیک سرمایه‌گذاری کرده بودند در این دوران موفق شدند بدون اینکه نیاز به جذب سرمایه‌ داشته باشند، صرفا با استفاده از موتورهای جست و‌جوی اینترنتی، کسب و کار خود را بهبود بخشیده‌ و برندسازی کنند.

سازمان‌های غیرسنتی و چابک اساسا ویژگی‌های متفاوتی در زمینه ساختار سازمانی، نوع سرمایه‌گذاری، کیفیت، عملکرد کارکنان و مشارکت دارند و به آنچه که بیش از هر موضوع دیگری توجه می‌کنند، کاغذبازی‌ است. برای نمونه در صنعت گردشگری ایران، اغلب آژانس‌ها و هتل‌ها و.. مشغول کاغذبازی و فرآیندهای سنتی هستند.

یکی از راه‌های رسیدن به چابکی، استفاده از فناوری است. فناوری چکاننده تحول در سازمان می‌شود و جایگزین مناسبی برای دیوان‌سالاری و کاغذبازی است. در عین حال از طریق به کارگیری فناوری‌های پیشرفته، می‌توان سرعت پاسخگویی به بحران‌ها را افزایش داد. این موضوع به ویژه برای کسب و کارهای گردشگری که در حال حاضر بیش از دیگر حوزه‌ها با بحران کرونا دست و پنجه نرم می‌کنند، اهمیت فراوانی دارد و به چابک‌سازی آن‌ها نیز کمک می‌کند.

به نظر می‌رسد در مقطع کنونی که حیات گردشگری به خطر افتاده و ضرر و زیان‌های هنگفتی را متحمل شده‌اند، بهترین فرصت برای کسب و کارهای گردشگری است که به الکترونیک کردن ارائه خدمات خود روی بیاورند و بدین‌ترتیب گامی اساسی در مدیریت بحران را بردارند. وقتی از گردشگری الکترونیک صحبت می‌شود، منظور الکترونیک شدن خدمات نیست، بلکه نحوه ارائه خدمات و قرار گرفتن در حوزه E-Commerce است. می‌توان تورهای گردشگری را بر مبنای وب و شبکه‌های اجتماعی پیش برد و همین اقدام به چابک‌سازی مشاغل و کسب و کارهای گردشگری می‌انجامد و مدیریت بحران را آسان‌تر می‌کند.

باید دقت داشت اگر یک شرکت و مجموعه و کسب و کار گردشگری موفق شود در کوتاه مدت در نحوه ارائه خدمات خود تغییری ایجاد کند، اگر هم در مقطع فعلی از عواید آن بهره‌مند نشود، حداقل برای بحران‌های آتی آماده می‌شود. به هر روی تغییر جزء ذات هر بازار رقابتی در دنیای جدید است و در حوزه گردشگری نیز که پیوسته سلایق و ترجیحات گردشگران عوض می‌شود، کسب و کارها باید از تغییر استقبال کنند و خود را با شرایط جدید وفق دهند. در بحران کرونا بنا به برخی برآوردها کسب و کارهای گردشگری داخلی حدود ۷۰ درصد نیروهای خود را تعدیل کرده‌اند، هتل‌ها با ۳۰ درصد ضریب اشغال کار می‌کنند، گردشگران خارجی به کشور وارد نمی‌شوند، راهنمایان تور بیکار شده‌اند و… .

کارآیی دیگر فناوری این است که به کسب و کارهای گردشگری کمک می‌کند داده‌های خود را سریع‌تر از گذشته جمع‌آوری کنند و در زمانی کوتاه به پاسخ‌گویی در مقابل بحران بپردازند. علاوه بر این‌ها ضروری است که کسب و کارهای گردشگری در موقعیت فعلی به جای رقابت، به همکاری با یکدیگر بپردازند. آنچه مشخص است استفاده از فناوری‌ و مواردی مانند اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، پست الکترونیک در عرضه خدمات الکترونیک به دلیل رشد فزآینده استفاده از این‌گونه راهکارها و ابزارها در میان مردم، به کسب و کارهای گردشگری کمک می‌کند که بدون نیاز به اضافه کردن نیروی انسانی جدید، ساختارهای سازمانی جدیدی برای خود ایجاد کنند و انعطاف‌پذیری‌شان را افزایش دهند. برای مثال شرکت اکسپدیا که رزرواسیون بخش بزرگی از هتل‌های جهان را در اختیار دارد، خدمات خود را با ۴۰ یا ۵۰ کارمند عرضه می‌کند.

اگر کسب و کارهای گردشگری این اقدامات را دستور کار قرار دهند، علاوه بر اینکه از لحاظ سازمانی به چابکی بیشتری دست می‌یابند، در برابر تغییر و تحولات بیرونی سریع‌تر عمل می‌کنند و کیفیت خدمات آن‌ها نیز افزایش می‌یابد. واقعیت این است که بحران کرونا ثابت کرد که کسب و کارهای گردشگری و به خصوص بخش سنتی برای باقی ماندن در بازار و مدیریت بحران‌های احتمالی آینده، باید رویکرد و راه و روشی جدید را در پیش بگیرند. مشاغل و کسب و کارهای گردشگری باید فرآیندها و فعالیت‌‌های نیازمند اصلاح، حذف و ادغام را شناسایی کنند و اگر این کار را انجام دهند، تاثیر به کارگیری فناوری‌ را به‌طور محسوس درک خواهند کرد.

استفاده از فناوری هزینه‌های سربار کسب و کارها را نیز کاهش می‌دهد و از آن سو به بازاریابی و مارکتینگ و یافتن مدل‌های بهتر کسب و کار کمک می‌کند. در بازاریابی دیجیتال، هزینه‌هایی که کسب و کارهای گردشگری می‌پردازند، یک سوم بازاریابی سنتی است. توصیه دیگر این است که برنامه‌هایی برای آشناسازی کارکنان با فناوری‌های جدید و تسهیل فرآیند یادگیری آن‌ها بردارند. استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای کسب اطلاعات لازم و تحلیل آن‌ها، و در نهایت بهره‌گیری هر چه بیشتر از فناوری‌ها در جهت واکنش سریع، به موقع و موثر به بحران‌های محیطی، ارکان مدل‌ پیشنهادی به کسب و کارهای گردشگری در دوران کرونا است.

*این مطلب تلخیصی از مقاله‌ای است که در همایش بین‌المللی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی کرونا بر حوزه‌های میراث فرهنگی، گردشگری، صنایع دستی خلاق و هنرهای سنتی ارائه شده است

ایران و افغانستان دو کشور همسایه و دارای پیوندها و مشابهت‌های فرهنگی و اجتماعی زیادی نسبت به یکدیگر هستند. ایران از دیرباز در زمینه طب و پزشکی از کشورهای پیشرو منطقه بوده و از آن سو نیز در افغانستان دهه‌ها جنگ و نزاع داخلی و اشغال خارجی، فرصت و انگیزه لازم را برای سرمایه‌گذاری بر زیرساخت‌های درمان و سلامت کشور ایجاد نکرده است. با اینکه در سال‌های اخیر اقداماتی انجام شده اما با توجه پاسخگوی نیاز مردمان این دیار نیست.

 شهروندان افغانستانی نیاز به معالجه و درمان دارند و برای برخی گروه‌ها که امکان مسافرت به کشورهای دیگر را دارند، گردشگری سلامت راهی منطقی و دوراندیشانه است. در سال‌های اخیر با اینکه تعداد گردشگران افغان در کشورهای دیگر رو به افزایش گذاشته، مقصد اغلب آن‌ها کشورهای غیرهمجوار است و متاسفانه از پتانسیل‌های همسایگی و نزدیکی با ایران کمتر استفاده شده است. به‌خصوص اینکه که انگیزه اصلی گردشگران افغانستان نیز دریافت خدمات درمانی و پزشکی است.

دلایل زیادی برای این موضوع مطرح می‌شود که یکی از مهمترین آن‌ها نبود استراتژی‌های هماهنگ و منعطف میان نمایندگی‌های سیاسی درباره گردشگران سلامت است. استراتژی‌های گردشگری سلامت در کابل یا هرات یا مرازشریف یا قندهار هماهنگ نیستند و برای نمونه ممکن است در یک ولایت اجازه اعزام گردشگران سلامت داده شود اما در ولایت دیگری این کار ممنوع باشد.

موضوع دیگر دخالت کلینیک‌های با هویت ایرانی در تشخیص صحت ادعای بیماری بیماران است. این چالش زمانی که عملکرد کلینیک‌های ایرانی را با کلینیک‌های کشورهای هند و پاکستان مقایسه می‌کنیم، برجسته می‌شود. اینکه صحت ادعای افراد تنها از طریق کلینیک‌های ایرانی بررسی می‌شود، حرف و حدیث‌های زیادی ایجاد کرده و مانعی اساسی در توسعه همکاری‌ها تلقی می‌شود.

وضعیت بیماران بعد دریافت خدمات درمانی در ایران باید پیگیری شود و اصطلاحا بیماران به حال خود رها نشوند. این مسئله را می‌توان با انعقاد قراردادهای همکاری میان بیمارستان‌های ایران و بیمارستان‌های افغانستانی به خوبی مدیریت کرد

یعنی اگر یک کلینیک یا بیمارستان افغانستانی تایید کرد که بیماران نیازمند حضور در ایران هستند، همین باید کفایت کند و نیاز به تاییدیه از مراکز و نهادهای دیگر نیست. کمااینکه هم‌اکنون برای رفتن به هندوستان و پاکستان و دریافت خدمات درمانی، روال به همین است.

سومین مسئله تمایل رو به فزونی گردشگران عادی برای دریافت تسهیلات ویزای سلامت به دلیل وجود مشکلات و تاخیرها در صدور ویزای عادی است. تا قبل از شیوع کرونا گردشگران عادی به این دلیل که فرآیند اعطای روادید طولانی بود و ناچار بودند صف‌های چندین ماهه برای حضور ویزای ورود به ایران منتظر بمانند، چاره را در این دیده‌اند که برای دریافت ویزای سلامت اقدام کنند. حجم بالای درخواست‌ها برای ویزای سلامت و بوروکراسی‌های پیچیده در صدور این نوع ویزا نیز منجر به باب شدن ویزافروشی شده است.

ویزاهای درمانی با مبالغ بسیار بالا به فروش می‌رسند و همین مسئله مشکلات و چالش‌های مضاعفی را برای بیماران ایجاد کرده است. به نظر می‌رسد که اگر از سمت ایران، تدبیری برای این موضوع اندیشیده شود، ترافیک ویزای سلامت سبک‌تر خواهد شد.

چهارمین موضوع این است که در برخی از اوقات نمایندگی سیاسی به گردشگران سلامت فشار وارد می‌کنند و آن‌ها را ناچار می‌کنند که از طریق خطوط هوایی به ایران اعزام شوند. این در حالی است که برای شهروندان افغان ساکن هرات الزامی وجود ندارد که بعد از دریافت ویزای سلامت منتظر بمانند تا پروازی از افغانستان راهی ایران شود بلکه به دلیل فاصله کوتاه هرات تا مرزهای ایران می‌توانند در زمانی کمتر از چهار یا پنج ساعت خود را به شهر مشهد برسانند. بنابراین مدت زمان انتظار برای حضور گردشگران سلامت افغان از هرات تا مشهد به جای ۵ روز، ۵ ساعت است.

مسئله دیگر ایجاد تسهیلات برای گردشگران سلامت در مبادی ورودی با توجه به وضعیت آن‌هاست. مهم است که گردشگران سلامت در مبادی ورودی- چه مرزهای هوایی و چه مرزهای زمینی- به عنوان بیمار پذیرش شوند و از خدمات و تسهیلات لازم اعم از آمبولانس و… برخوردار شوند. اگر چنین تدابیری از سمت ایران اندیشیده شود، نوعی تبلیغ هم به حساب خواهد آمد و در برندسازی گردشگری ایران موثر واقع می‌شود. یعنی اگر گردشگران افغان ببینند که ایران گردشگران سلامت را به عنوان گردشگر سلامت پذیرش می‌کند، موضوع را به هم‌میهنان خود نیز خواهند گفت و این بزرگ‌ترین تبلیغ برای ایران است.

اگرچه راه‌اندازی چنین امکاناتی هزینه‌‌هایی به ایران تحمیل خواهد کرد اما باید قبول کرد که این راهکارها نوعی سرمایه‌گذاری است و حتی می‌توان برای توسعه زیرساخت‌ها و امکانات لازم آن از محل منابعی که در فرآیندهای صدور ویزا به دست می‌آید، تامین مالی صورت گیرد.

در برخی از اوقات نمایندگی سیاسی به گردشگران سلامت فشار وارد می‌کنند و آن‌ها را ناچار می‌کنند که از طریق خطوط هوایی به ایران اعزام شوند. این در حالی است که برای شهروندان افغان ساکن هرات الزامی وجود ندارد که بعد از دریافت ویزای سلامت منتظر بمانند تا پروازی از افغانستان راهی ایران شود

ششمین مسئله، نبود ساختار مناسب برای پذیرش بیماران خارجی است. واقعیت این است که در مراکز درمانی ایران با وجود پزشکان حاذق و متخصص زیادی که مشغول خدمت‌دهی هستند، هنوز مسئله وجود مترجم متخصص حل نشده است. گردشگران افغانستانی به زبان‌های مختلف صحبت می‌کنند و برای مثال در شهر قندهار که دومین شهر بزرگ افغانستان است، زبان و گویش مردم، پشتویی است.

دست‌کم انتظار می‌رود در بیمارستان‌های شهری مثل مشهد از پزشکان آشنا به زبان پشتویی بهره گرفته شود یا اینکه افراد دیگری از کادر درمانی که به زبان آشنا باشند و کارهای ساده‌ای مثل شرح حال گرفتن از بیمار یا دادن اطلاعات درمانی را انجام دهند. اگر چنین شوند، بیماران بیشتر احساس آرامش و رضایت خواهند کرد.

مسئله دیگر رفتارهای دوگانه بیمارستان‌ها و مراکز درمانی ایرانی با بیماران افغان است. از بیماران به محض ورود به مراکز درمانی پرسیده می‌شود که آیا در ایران ساکن هستند یا افغانِ خارجی هستند که در قالب گردشگر وارد ایران شده‌اند. اختلاف قیمت خدمات در مراکز درمانی ایران برای این دو گونه بیماران بسیار زیاد و گاه تا چهار یا پنج برابر است.

یعنی گردشگران سلامت افغان که وارد ایران می‌شوند در مقایسه با افغان‌های ساکن ایران ناچار به پرداخت هزینه‌های چندین برابری هستند. این در حالی است که اگر قرار به گرفتن هزینه‌ها از گردشگران سلامت افغان براساس استانداردهای بین‌المللی باشد، در این صورت اصلا نیازی به سوال و جواب کردن نیست. پرسیدن این گونه سوال‌ها تصویری منفی در ذهن گردشگران ایجاد می‌کند. ضمن اینکه در اصل موضوع پرداخت هزینه‌های درمانی بالا نیز باید تجدیدنظر کرد.

همه ما می‌دانیم که مردم افغانستان تمکن مالی مناسبی ندارند و پرداخت هزینه‌های بالا برای اغلب آن‌ها ممکن نیست. از طرف دیگر ما در ابتدای راه گردشگری سلامت هستیم و اگر مراکز درمانی این موضوع را به درستی درک کنند بزرگ‌ترین تبلیغ برای آن‌ها خواهد بود و در آینده می‌توانند از میوه‌های آن بهره لازم را ببرند.

در همین رابطه می‌توان به عدم اشتهار بیمارستان‌ها و مراکز درمانی ایرانی در افغانستان نیز به عنوان هفتمین چالش اشاره کرد. برای مثال در قندهار اگر یک شهروند افغان بیمار شود، اولین مرکز درمانی که به ذهنش متبادر می‌شود، بعد از کلینیک‌های داخلی، بیمارستان آغاخان کراچی است و نه بیمارستان رضوی مشهد. باید در میان مردم کشور افغانستان جا بیفتد که بیمارستان‌های ایرانی چه کیفیتی دارند و چه خدماتی ارائه می‌دهند و این نیازمند تبلیغات و شناساندن و معرفی است. نمایندگی‌های سیاسی و مراکز درمانی ایرانی در افغانستان سال‌هاست اهمیت تبلیغات را نادیده گرفته‌اند و همین غفلت نیز فرصت‌ها را یک به یک به مراکز درمانی کشورهای دیگر داده است.

چالش دیگر ارتباط نداشتن بیمارستان‌ها و مراکز درمانی ایرانی و افغانستانی در زمینه ارائه خدمات به گردشگران سلامت بعد از حضور آن‌ها در ایران است. به این شکل که خدماتی که در بیمارستان‌های ایران ارائه می‌شود باید گارانتی شود که اگر بیماران بعد از بازگشت به افغانستان دچار مشکل شدند، روند درمان خود را در مراکز درمانی ایرانی پیگیری کنند.

از سویی دیگر نیز باید بدانیم که ارائه خدمات بعد از درمان در اشتهار مراکز درمانی ایرانی نقش به‌سزایی دارد. علاوه بر این‌ها کاملا واضح است که وضعیت بیماران بعد دریافت خدمات درمانی در ایران باید پیگیری شود و اصطلاحا بیماران به حال خود رها نشوند. این مسئله را می‌توان با انعقاد قراردادهای همکاری میان بیمارستان‌های ایران و بیمارستان‌های افغانستانی به خوبی مدیریت کرد.

یازدهمین چالش، توجیه بدنه بیمارستان درباره پذیرش گردشگران سلامت افغانستان و رفتار و برخورد محترمانه با آن‌هاست. متاسفانه گاه مشاهده می‌شود در مراکز درمانی ایران برخوردهای شایسته‌ با گردشگران سلامت افغان صورت نمی‌گیرد و این بزرگترین ضدتبلیغ برای ایران و ظرفیت‌های گردشگری سلامت این کشور است.

در روزهای اخیر دولت بخشنامه‌ای به نام تسهیل ‌شرایط فعالیت تأسیسات گردشگری و دفاتر خدمات مسافرتی صادر کرده که با اینکه نقدهایی به آن وارد است، اما کاش این بخشنامه زودتر و قبل از شیوع ویروس کرونا صادر می‌شد. آنچه در نگاه اول درباره این بخشنامه به چشم می‌آید، اعتراف دولت به دست و پاگیر بودن و مقررات و دستورالعمل‌هاست که می‌توان آن‌ها را چابک‌تر کرد. به خصوص اینکه در بسیاری از موارد، دستورالعمل‌ها مربوط به قوانین و مقررات سال‌ها پیش است که امروزه دیگر کارایی ندارند. برای مثال درباره محل کار آژانس‌ها یا استارتاپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان و دفاتر حقوقی و مطب‌های پزشکی،مجوزهای تسهیلگری که وزارت بهداشت ارائه می‌کند و… هیچ کدام نیازی نیست که فضا و سند اداری باشد.

اما قوانین و مقررات را به گونه‌ای تنظیم کرده‌اند که اداری بودن شرط اساسی است. تاکید بر سند اداری در شهرهای بزرگ یعنی ایجاد محدودیت‌ و چالش. زمانی می‌گفتند برای سند اداری هنگام تخلیه می‌گفتند مفاصاحساب و مالیات و… باید پرداخت شود اما امروز همه چیز توافقی و راحت‌تر شده است. به نظر می‌رسد بخشنامه از این نظر امیدوارکننده است و هزینه‌های مربوط به اجاره را در شرکت‌ها و به ویژه برای استارتاپ‌ها تا حدود یک سوم کاهش می‌دهد.

ضمانت‌نامه‌ها بازدارنده نیستند

مسئله مهم دیگر ضمانت‌هاست. ضمانت‌نامه‌هایی که وزارت میراث فرهنگی اخذ می‌کند از نظر ریالی بسیار کم است و هر فردی می‌تواند از پس آن بربیاید. همین الان قیمت بلیت و تور اروپا ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان است. طبیعی است آژانسی که بخواهد تخلف کند و پول از مردم بگیرد، در قبال کدام ضمانت اجرایی این کار را می‌کند؟ مبالغی که در بخشنامه‌ها برای ضمانت از آژانس‌ها خواسته شده در مقابل قیمت دلار و تورهای خارجی، اصلا عدد و رقمی نیست که واقعا بازدارنده باشد.

پیشنهاد مشخصی که به وزارت میراث و مجموعه دولت می‌توان کرد، درجه‌بندی شرکت‌های گردشگری به جای خواستن ضمانت‌نامه است. شبیه به کاری که در اغلب کشورها انجام می‌شود. در اپلیکشن‌های موبایلی اقامت و اسکان نیز کاربران می‌بینند که هر هتل یا اقامتگاه چه درجه و گریدی دارد. در هر صورت تفاوتی میان شرکت‌ها و استارتاپ‌های برتر و کاردرست گردشگری با شرکت‌های دست چندم برگزارکننده تور ترکیه و دوبی و مالزی تفاوتی وجود داشته باشد. از آن سو نیز لازم است درجه‌بندی به صورت شفاف و دقیق به مردم اعلام شود. یعنی اطلاعات لازم داده شود که از آژانس‌هایی که «ای‌نماد» و مجوز کسب و کار دیجیتال و… هستند، خرید کنند یا آژانس‌هایی که کار اصلی‌شان دلالی است. در این زمینه همین که دولت تصمیم گرفته مبلغ ۲۵ میلیون تومان را به سفته و چک تبدیل کند، گامی رو به جلو است.

علاوه بر این دولت می‌توانست اقدامات دیگری شبیه به مرخصی که در دستورالعمل جدید آمده برای آژانس‌ها انجام دهد. یا اینکه دولت می‌توانست مبلغ تسهیلات کرونا به بخش‌ گردشگری را افزایش دهد و شرایط دریافت آن را ساده‌تر کند. با اینکه بسیاری امید داشتند که افراد و فعالان بخش گردشگری وام‌های جبرانی کرونا را دریافت کنند اما واقعیت این است که استقبال چندان زیادی از آن نشد. دولت می‌توانست به جای وام‌های کرونا، وام و تسهیلات سرمایه در گردش به آژانس‌ها اختصاص می‌داد که هزینه‌های جاری‌شان را پوشش دهد.

استارتاپ‌ها فراموش شده‌اند

نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپای بخش گردشگری، متاثر از شریط پیش آمده متحمل خسارت‌های به مراتب بیشتری از آژانس‌ها و دفاتر شده‌اند. برای نمونه برخی شرکت‌های برگزارکننده تور در شرایط کرونایی تورهای خود را تعطیل کرده و کارمندانشان را نیز تعدیل کرده‌اند و خیال خودشان را راحت کرده‌اند اما استارتاپ‌ها اینطور نیستند.

هزینه‌های سرپا نگه‌داشتن استارتاپ‌ها بسیار زیاد است. بنیانگذاران استارتاپ ماه‌ها و سال‌ها وقت و انرژی و هزینه صرف کرده‌ و ایده خود را عملیاتی کرده‌اند اما حالا که به دوران کرونا و رکود رسیده‌اند، عقل سلیم حکم می‌کند کسب و کار خود را نگه دارند که دوباره اوضاع به حالت عادی برسد و این یعنی باید چند برابر بیشتر هزینه‌ کنند. بخشی برای کار و فعالیت روتین و معمول و بخشی هم برای سرپانگه‌داشتن کسب و کار. به نظر می‌رسد در بخشنامه تسهیلگری جدید دولت ویژه دوران کرونا، جای خالی استارتاپ‌ها بسیار محسوس است.

خطای راهبردی در حوزه گردشگری سلامت

اما مهمترین ضعف و کاستی بخشنامه وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را  باید در بخش گردشگری سلامت دانست. به باور نگارنده، تقلیل دادن لزوم ارائه قرارداد و توافقنامه به گرفتن معرفی‌نامه از بیمارستان‌های دارای مجوز IPD، خطای راهبردی بزرگی است. همه ما می‌دانیم که بیمارستان‌‌ها به راحتی و بدون هیچ‌گونه دشواری معرفی‌نامه را در اختیار شرکت‌ها و متقاضیان اخذ گواهی‌نامه حرفه‌ای گردشگری سلامت و حتی دلال‌ها قرار می‌دهند.

معرفی‌نامه از نظر قانونی مسئولیت چندانی برای طرف صادرکننده ایجاد نمی‌کند اما در عقد قرارداد چنین نیست. عقد قرارداد هم از نظر کنترل و نظارت و هم از نظر تبادلات مالی در بخش گردشگری سلامت برای وزارت میراث فرهنگی مفید است اما درباره بخشنامه جدید باید گفت وزارت میراث فرهنگی عملا دست خود را از نظارت بر بخش گردشگری سلامت کوتاه کرده است.

به نظر می‌رسد اصل ورود وزارت میراث فرهنگی به بخشنامه‌هایی که فرآیند درمان را زیر سوال می‌برند، اشکال دارد و بهتر آن است که وزارت بهداشت به صورت جدی‌ ورود کند و از بیمارستان‌ها بخواهد بدون قرارداد کار نکنند. چرا که باب دلال و دلال‌بازی و فعالیت‌های غیرقانونی و بدون ثبت و ضبط در حوزه‌ گردشگری سلامت باز می‌کند.

با همه این‌ها ما امیدوار هستیم که این دستورالعمل با رفع نواقص و کاستی‌ها برای دوره زمانی بعد از کرونا هم ادامه داشته باشد و اصطلاحا تبدیل به رویه ثابت شود. ضمن اینکه سازمان میراث فرهنگی هنوز هم یک‌سری قوانین دست و پاگیر دیگر دارد که باید فکری به حال آن‌ها کرد و هیچ زمانی بهتر از مقطع کنونی وجود ندارد.

از زمانی که در معاونت علمی ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کردم، یکی از اهداف اصلی‌مان دانش‌ بنیان کردن شرکت‌های فعال حوزه صنایع فرهنگی است. در جهت اجرایی کردن این مهم اقدامات بسیاری در معاونت علمی انجام شده است. امروز مهمترین ابزاری که در اختیار معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری قرار دارد، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان است اما شرکت‌های صنایع فرهنگی فعال که بخشی از آن‌ها در حوزه حوزه گردشگری فعال هستند، به این دلیل که دانش‌بنیان نیستند، بی‌نصیب می‌مانند.

برای تحقق این هدف تلاش‌ها و مذاکرات بسیاری با مجلس و هیئت دولت صورت گرفت، اما تاکنون نتیجه‌ای مطلوب حاصل نشده است. یعنی شرکت‌های خاص و شرکت‌های حوزه صنایع فرهنگی از حمایت‌هابی شبیه به شرکت‌های دانش بنیان بهره‌مند نمی‌شوند. به همین دلیل برنامه‌ای در قالب پروژه توسعه زیست‌بوم شرکت‌های خلاق برای حمایت از دو گروه فعالان حوزه صنایع فرهنگی و کسب‌وکارهای خدماتی آی‌تی‌محور یا استارتاپ‌ها ابلاغ شد، که تاکنون حدود ۸۰۰ شرکت شناسایی و مجموعه حمایت‌هایی برای آن‌ها درنظر گرفته شده‌ است.

من حدود ۱۳ سال در بخش خصوصی فعالیت کرده‌ام و با همه سرگیجه‌ها و سردردهایی که در تعامل با مجموعه‌های مختلف اعم از بیمه، مالیات، بحران‌ها، مجوزهای دست‌وپا گیر آشنا هستم. به جد معتقد هستیم که مجموعه‌های دولتی یکی از جدی‌ترین موانع بر سر فضای نوآورانه کشور است. درواقع این مجموعه‌ها هرکدام فضایی را در اختیار دارند و معتقدند که نباید کسی دیگر از شاخه‌ای مجزا و هم‌تراز به این فضا ورود کند و در عوض همه موضوعات مربوطه تنها در وزارت‌خانه مشخص، مطرح و هماهنگ شود. در این راستا معاونت علمی ریاست جمهوری وارد تعاملاتی با وزارت‌خانه‌ها شده تا منفذی برای ورود به حوزه نوآفرینی و دانش‌بنیان شدن در این مجموعه‌ها ایجاد شود.

در طول سال‌های گذشته با مشکلات زیادی در حوزه کسب و کارهای نوآور و بخش‌های دولتی برخورد کردیم که از جمله آن‌ها مشکلات ای‌نماد، تاکسی‌های اینترنتی، دلیوری غذا و… بوده که در هر یک تلاش کرده‌ایم تاحدودی این مشکلات موانع را برطرف کنیم. البته واقف هستیم که موارد این‌چنینی کماکان رخ می‌دهند و در حوزه کسب و کارهای نوآور گردشگری نیز با کشکولی از مشکلات و گرفتاری‌ها روبرو هستیم، رویکرد ما حل چالش‌ها و موانع است.

کرونا و کسب‌وکارهای گردشگری

اکنون در شرایطی هستیم که شیوع ویروس کرونا، شرایط سختی را برای استارتاپ‌ها و فعالان گردشگری ایجاد کرده است. با نگاه اقتصاد کلان، برای حوزه گردشگری کرونا نه‌تنها فرصت نیست، بلکه آسیبی جدی است. واقعیت این است که خوشه گردشگری به‌صورت جدی به مشکل خورده است.

از سوی دیگر ما می‌دانیم که با توجه به شرایط تحمیلی به کشور، حوزه گردشگری در دولت چندان مورد توجه نیست و اولویت‌ چندانی ندارد. درواقع ارزش‌آفرینی صنایع خلاق و گردشگری در دولت نادیده گرفته می‌شود. آن چیزی که باعث خواهد شد تا دولت به سمت گردشگری و کسب‌وکارهای این حوره سوق پیدا کند، مشکلاتی است که در فروش نفت ایجاد شده وگرنه دولت به خودی خود چندان به بخش گردشگری اعتنایی ندارد.

جدا از این موضوع، در حال حاضر باتوجه به اینکه اقتصا کلان، حوزه گردشگری آسیب جدی دیده است و بنابراین نمی‌توان از دولت فعلی این انتظار را داشت که عکس‌العملی مانند کشورهایی انگلیس، فرانسه و… از خود نشان دهد. در نگاه اقتصاد خرد هم کسب‌وکارها برای زنده ماندن ناگزیر هستند راه‌حلی پیدا کرده و برای زنده ماندن بجنگند.

نقش معاونت علمی در حمایت از استارتاپ های گردشگری

اکنون پرسشی مطرح می‌شود و آن این است که نقش معاونت علمی در حمایت از استارتاپ های گردشگری چیست؟

بخش اول تعامل با وزارت میراث فرهنگی و گردشگری است. با تعاملی که با این وزراتخانه صورت گرفته، سعی کردیم تا مشکلات مسیر پیش پای کسب‌وکارهای نوآور و نوآفرین را برطرف کنیم. برای نمونه آیین‌نامه‌ها بازبینی شوند یا بعضی از مجوزها حذف یا به‌روز شوند. همه تلاش می‌کنیم تا وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را به‌ویژه در بخش‌های گردشگری و صنایع دستی به تحرک واداریم. این معنا که وارد حوزه کسب‌وکار شوند. خوشبختانه با فضایی که در مجلس در حوزه گردشگری شکل گرفته، می‌توان امیدوار بود و یک یک‌سری اقدامات را انجام داد. 

با اینکه دولت فضاهای بسیاری دارد که می‌تواند آن را در اختیار بخش خصوصی قرار دهد اما تاکنون این مهم صورت نگرفته است. مسئله کلیدی دیگر، سرنوشت شرکت‌های دانش بنیان و خلاق است. متاسفانه من به‌عنوان یکی از مسئولین معاونت علمی و فناوی ریاست‌جمهوری درخصوص دانش‌بنیان شدن شرکت‌های گردشگری چندان امیدوار نیستم و می‌گویم که تا پایان دولت فعلی این اتفاق رخ نخواهد داد. علت آن است که در قانون، شرکت‌های دانش‌بنیان، محسوب می‌شوند که فناوری‌محور باشند. این در حالی است که پایه و اساس کسب و کارهای گردشگری به صورت خاص، از جنس فناورانه نیست. مگر آنکه شرکت گردشگری یک پلتفرم IT پیچیده تعریف کند و فرآیندهایی خاص را در ارکان آن تعبیه کند تا از نظر دولت، دانش‌بنیان قلمداد شود. با این حال ما در معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری نتوانستیم گره را با روش دیگری باز کردیم. یعنی بخشی به نام شرکت‌های خلاق راه‌اندازی کردیم تا بتوانیم از کسب‌وکارهای گردشگری حمایت کنیم.

برای مثال در سیاست‌ حمایت از کسب و کارهای آسیب‌دیده از کرونا، به رغم آنکه صندوق نوآوری و شکوفایی این ادعا را دارد که فقط به شرکت‌های دانش‌بنیان کمک می‌کند، مصوبه شده که تسهیلاتی به شرکت‌های خلاق آسیب‌دیده از کرونا نیز تعلق بگیرد. تا امروز حدود ۱۳.۵میلیارد تومان برای پرداخت به این شرکت‌ها در نظر گرفته شده و به شرکت تا سقف ۴۰۰ میلیون تومان تعلق می‌گیرد.

نقش کمیسیون گردشگری در حمایت از استارتاپ‌های گردشگری

با همه این اوصاف، کمیسیون گردشگری_اتاق بازرگانی تهران این امکان را دارد که برای تغییر روندها و جلب کردن توجه‌ها به اهمیت کسب و کارهای حوزه گردشگری، دو ابتکار عمل را در پیش بگیرد. نخست تلاش برای دانش بنیان شدن شرکت‌های گردشگری است. درواقع اگر این مهم رخ دهد، استارتاپ‌ها و کسب و کارهای گردشگری می‌توانند از منابع صندوق نوآوری و شکوفایی که در حال حاضر تنها به شرکت‌های دانش‌بنیان تعلق می‌گیرد، استفاده کنند 

نکته دوم این است که اگر شرکت‌های گردشگری در زمره شرکت‌های دانش‌بنیان قرار نگرفتند، یک صندوق پژوهش فناوری تخصصی در حوزه گردشگری راه‌اندازی شود تا بتواند به فعالان این عرصه کمک کند. این دو راهکار مواردی هستند که می‌تواند در کوتاه‌مدت و بلندمدت و به خصوص در سال فعلی راه‌گشای حوزه گردشگری کشور باشد.

در هر فعالیت اقتصادی، رشد و توسعه، آرمان و مطلوب است. هرروز با در نظر گرفتن رشد دانش بشری فرصت‌های متعددی در مقابل خود می‌بیند. این در حالی است که صنعت گردشگری با توجه به ابعاد گسترده خود یکی از صنایعی است که فرصت‌های متعددی برای توسعه و پیشرفت در پیش رو دارد که صاحبان سرمایه و فعالان این عرصه می‌توانند برنامه‌‌های گسترده‌ای برای آینده حرفه‌ای خود مدنظر داشته باشند. از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان و استراتژیست‌های صنعت گردشگری بر این باورند که تغییر سبک زندگی و ارتقای تقاضای گردشگری در سراسر جهان به‌گونه‌ای است که فعالان باید هرچه سریع‌تر متناسب با آن، سیاست‌گذاری‌های جدیدی را اتخاذ کنند، چون در غیر این صورت احتمال شکست‌ آن‌ها وجود دارد. به همین دلیل در ادامه به ۱۳ فرصت مناسب برای توسعه گردشگری اشاره می‌کنیم که می‌تواند انگیزه‌ای برای فعالان عرصه گردشگری باشد.

۱- افزایش تعداد سفرهای انفرادی

باتوجه به صنعتی‌شدن زندگی در اغلب کشورها به‌خصوص کشورهای توسعه‌یافته برخی افراد علاقه‌مند هستند سفرهای انفرادی را تجربه کنند که اتفاقا طی یک دهه گذشته این تقاضا در بازار سفر و گردشگری رو به افزایش است. بسیاری از این افراد برای آرامش و تجدید روحیه تصمیم‌گرفته‌اند بدون اینکه همراهی داشته باشند، سفر و از طبیعت یا جاذبه‌های مقصد خود استفاده کنند. در این میان جوانان، میانسال‌ها یا افراد مسن، دیده می‌شوند که به تنهایی بار سفر بسته و راهی مقاصدی دوردست شده‌اند.

نکته جالب‌تر اینکه بخش عمده‌ای از این نوع سفرها جزء سفرهای لاکچری به‌شمار می‌آیند و مسافران در این گروه هزینه بالایی هم می‌پردازند که تنها باشند.

۲- سفرهای اقتصادی

رونق اقتصادی و درآمد تاثیر زیادی در تقاضای سفر دارد و همیشه سهم هزینه سفر در سبد درآمدی خانواده‌ها و افراد، بخش عمده‌ای به خود اختصاص داده است، از این رو انجام سفرهای اقتصادی و ارزان‌قیمت یکی از تقاضاهای اصلی در جوامع مختلف و میان گردشگران بوده است. این در حالی است که برخی از فناوری‌های جدید که طی این سال‌ها ایجاد شده توانسته به‌گونه‌ای عمل کند که سفر برای متقاضیان ارزان‌شده و تعداد بیشتری از افراد ساکن این کره خاکی برای سفر چمدان ببندند. به‌عنوان مثال، پروازهای ارزان‌قیمت، اقامت در برابر کار، اقامتگاه‌های مشارکتی و… به همین دلیل است که ارائه‌دهندگان خدمات ارزان‌قیمت سفر می‌توانند استفاده بهینه از تقاضای روزافزون سفرهای اقتصادی داشته باشند.

۳- بوم‌گردی

تجربه زندگی صنعتی باعث شده، امروز اغلب گردشگران برای تجربه زندگی بومی و آشنایی با آداب و رسوم سایر نقاط تقاضای بیشتری داشته باشند. زندگی در مناطق روستایی، استفاده از خوراک و پوشاک آن‌ها عواملی هستند که روند تقاضای بوم‌گردی در بسیاری از نقاط جهان را دوچندان کرده است. به‌عنوان مثال، یکی از پرتقاضاترین انواع گردشگری در ژاپن، توری است که گردشگران برای تجربه سبک زندگی سنتی ژاپن برای آن هزینه می‌کنند.

۴- شخصی‌سازی در سفر (یا خدمات انحصاری)

هرچند هزینه سفر تعیین‌کننده تقاضاست، اما در دنیای امروز برخی افراد علاقه‌ دارند تجربه سفری منحصربه‌فرد را به‌صورت انحصاری داشته باشند. این گروه از گردشگران که عموما جزء اقشار ثروتمند جوامع مختلف هستند، معمولا به‌دنبال تورهای گردشگری کاملا خاص و انحصاری رفته و حاضرند برای آن هزینه‌های بالا بپردازند تا این تجربه را کاملا شخصی داشته باشند. بررسی‌های انجام شده از این نوع تقاضای سفر نشان‌دهنده این است که گردشگرانی که چنین خدماتی را سفارش می‌دهند جزء مشتریان وفادار ارائه‌دهنده خدمات خواهند شد که این سرمایه‌ای غیرقابل انکار برای سرمایه‌گذاران است.

۵- گردشگری در سفرهای تجاری

با در نظر گرفتن گسترش مبادلات تجاری میان شرکت‌های چندملیتی، همچنین ایجاد بازارهای بین‌المللی، امروزه سفرهای تجاری برای کارمندان و تجار بسیار رونق گرفته و تقریبا همیشه در جریان است. این در حالی است که جابه‌جایی این گروه از تجار و کارمندان شرکت‌های بین‌المللی فرصتی تازه برای صنعت گردشگری ایجاد کرده تا شرکت‌ها در حین یک سفر تجاری برای پرسنل خود امکان تجربه گردشگری و استفاده از جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی محل اقامت را هم فراهم کنند. به این ترتیب شرکت‌های تجاری معمولا هنگام اعزام کارمندان خود به ماموریت برنامه‌ای برای گردشگری آن‌ها تدارک می‌بینند و بودجه‌ای برای در نظر می‌گیرند

۶- استفاده از روبات‌ها و شهرهای هوشمند در گردشگری

گره خوردن بیش از حد زندگی تک‌تک ما به صفر و یک‌های مجازی، همچنین گسترش فناوری‌های نوین در ارائه خدمات به افراد، عواملی هستند برای تغییر سبک و شیوه‌های گردشگری که می‌توان به اینترنت‌اشیا، فناوری‌های بلاکچین و شهرهای هوشمند در این زمینه اشاره کرد. به‌عنوان مثال، اکنون هتل‌های زنجیره‌ای هیلتون در این زمینه فعال‌شده و با استفاده از روبات‌ها و اینترنت‌اشیا به مسافران خدمات می‌دهد.

اکنون این هتل‌های زنجیره‌ای با استفاده از روبات‌ها خدمات می‌دهند و تقریبا نقش پیشخدمت‌ها در این هتل‌ها کمرنگ شده است.

۷- فناوری‌های شناختی در گردشگری (کدهای شناسایی)

یکی از سیاست‌های اصلی تجاری برای سرمایه‌گذاران در صنعت گردشگری، ایجاد مشتریان وفادار است و برای رسیدن به این هدف، هزینه‌های بالایی پرداخت می‌شود، در حالی که امروز فناوری‌های نوین توانسته‌ این شرایط را برای سرمایه‌گذاران و فعالان عرصه گردشگری هدیه دهد. ایجاد فناوری‌های شناخت افراد با استفاده از بارکدها، آیدی‌ها و…. به‌گونه‌ای است که صاحبان و فعالان خدمات گردشگری می‌توانند براساس آن‌ها شناخت دقیقی از نیازها و خواسته‌های مشتریان خود داشته باشند. در این فناوری البته سایر بخش‌های وابسته به گردشگری مثل هتل‌داری و خدمات حمل‌ونقل هوایی یا دریایی می‌توانند بهترین استفاده را داشته باشند و حتی در آینده نزدیک احتمالا مسافران نیازی به تهیه گذرنامه ندارند، چون اطلاعات موردنیاز پلیس مهاجرت در سرورهای بین‌المللی ذخیره و قابل‌استفاده است. البته برخی استراتژیست‌های صنعت گردشگری بر این باورند که توسعه این فناوری می‌تواند در نقل و انتقال پول، همچنین سایر خدمات موردنیاز گردشگران مفید باشد و قطعا گردشگران مدارک یا پول اضافه همراه نخواهند داشت، چون اطلاعات آن‌ها ثبت‌شده و فقط کافی است این افراد انگشت خود را روی دستگاه قرار دهند یا اینکه مقابل دوربین مخصوص بایستند.

۸- استفاده از هوش مصنوعی در گردشگری

شاید تصور کنید هوش مصنوعی در این زمینه کارایی ندارد و احتمالا نمی‌تواند صنعت گردشگری را تحت‌تاثیر قرار دهد، اما امروز بسیاری از فعالیت‌های صنعت گردشگری معطوف به هوش مصنوعی است. به‌صورتی که بسیاری از خدمات آنلاین مثل خرید بسته‌های سفر، بلیت، رزرو هتل و… توسط این فناوری ارائه می‌شود. در این نوع خدمات امنیت و کیفیت ارائه خدمات برای گردشگران تضمین شده و هرگونه تغییر کیفیت بدون اطلاع مشتری امکان‌پذیر نیست و دقیقا همان چیزی که می‌خواهید را دریافت می‌کنید. هرچند نباید فراموش کنیم امروز صنعت حمل‌ونقل کم‌کم به سمت هوش مصنوعی گام برداشته و احتمالا در آینده نزدیک حمل‌ونقل در بخش گردشگری تنها از طریق این نوع فناوری انجام می‌شود.

۹- نقش واقعیت افزوده در گردشگری

حالا که از دنیای مجازی و شبیه‌سازی صحبت کردیم بد نیست کمی هم درباره واقعیت افزوده و فرصت‌هایی که در گردشگری ایجاد می‌کند، صحبت کنیم. یکی از انگیزه‌های اصلی سفر برای گردشگران، هیجان است و اغلب گردشگران تلاش می‌کنند هیجان بیشتری را تجربه کنند. با واقعیت افزوده می‌توانید یک هیولای ساختگی را همراه خود داشته باشید و در پارک قدم بزنید. البته تجربه ماجراجویی‌های بسیار جالبی هم در این زمینه ایجاد می‌شود که قطعا گردشگران بسیاری در آینده نزدیک به آن جذب می‌شوند. کارشناسان بر این باورند که واقعیت‌های افزوده می‌تواند تجربه سفر را بیشتر کرده و انگیزه بالاتری برای گردشگران برای تکرار سفر ایجاد کند.

به اینستاگرام آگرد بپیوندید

۱۰- جایگاه واقعیت مجازی در گردشگری

فناوری مجازی اکنون بسیاری از ما را به خود مشغول کرده و استفاده از این نوع فناوری اگرچه همگانی نشده، اما در آینده نزدیک می‌تواند جزئی از زندگی روزمره ما باشد. این در حالی است که ظاهرا فناوری واقعیت مجازی در گردشگری استفاده و کاربردهای بسیاری دارد. ترکیب برنامه‌های واقعی و مجازی برای گردشگران انگیزه‌ای ایجاد می‌کند که بسته‌های طراحی‌شده را بهتر خریداری کنند.

شبیه‌سازها امروز می‌توانند بدون اینکه افراد از جای خود تکان بخورند هیجانی غیرقابل وصف برایشان مهیا کنند یا اینکه افرادی که دارای معلولیت‌هایی هستند با استفاده از این امکانات به دور دنیا سفر کرده و تجربه‌ای شگفت‌انگیز داشته باشند.

۱۱- اینترنت اشیا و گردشگری

گسترش استفاده از اینترنت‌اشیا در زندگی روزانه ما به‌نوعی گردشگری را هم تحت‌تاثیر خود قرار داده است به‌صورتی که در برخی از کشورهای توسعه‌یافته گردشگران می‌توانند با استفاده از خدمات موبایل هوشمند خود نیازهای سفرشان را تامین کنند. رزرو هتل، دریافت خدمات هنگامی که داخل اتاق هستند، استفاده از امکانات تفریحی و سلامتی مرکز اقامت یا حتی دریافت بسته‌های پستی و…. گروهی بر این باورند بخش‌ مهمانداری هتل‌ها به‌زودی معطوف به اینترنت‌اشیا شده که قطعا فرصت‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند.

۱۲- تاثیر خوراک ارگانیک و غذای سالم در گردشگری

سبک‌ زندگی امروزی ما به‌خصوص در کشورهای صنعتی باعث شده، گروه بسیاری از افراد علاقه‌مند به سبک زندگی سبز شوند. یعنی با استفاده از خوراک ارگانیک و سالم تجربه زندگی بهتری داشته باشند.

این موضوع فرصتی ایجاد کرده برای فعالان عرصه گردشگری که علاقه‌مندان به استفاده از غذای سالم و ارگانیک را به خود معطوف کنند. امروزه ارائه خدمات ارگانیک به گردشگران شاید یک نوع خدمات عادی به نظر ‌آید، اما نباید فراموش کنیم که هزینه بالاتری برای گردشگران به‌همراه داشته و قطعا ارزش‌افزوده بهتری هم برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند. غذای سالم، هوای سالم و البته تجربه بهتر سفر، انگیزه‌ای برای دوطرف معادله است که آینده‌ای روشن داشته باشند.

۱۳- تجربه شیرین گردشگری

تمام موارد یادشده عواملی هستند که می‌توانند تجربه‌ای شیرین برای گردشگران به ارمغان آورند تا دوباره از خدمات موردنظر استفاده کنند. استفاده از فناوری‌های نوین، کاهش هزینه‌های سفر یا ساده‌شدن خدمات و دریافت افزوده در این بخش قطعا عواملی هستند که سرمایه‌گذاران و فعالان گردشگری می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند. این فناوری‌ها برای صاحبان کسب‌وکارهای مرتبط با سفر و گردشگری مشتریان وفادار به ارمغان خواهد آورد.

ترجمه: شیدا رمزی

صنعت گردشگری یکی از صنایع بزرگ ایران است که باوجود استارتاپ و کسب‌وکارهای نوین گردشگری مختلف در آن، این صنعت به‌شدت رقابتی شده است. هرجا که رقابت زیاد باشد اهمیت بازاریابی بیشتر خواهد شد و برخی از کسب‌وکارها سعی می‌کنند که کمبود خلاقیت و توانمندی‌های منابع انسانی‌شان را با پول و هزینه‌های بسیار جبران کنند که در نهایت با شکست مواجه می‌شوند.

۱- انتخاب کانال صحیح بازاریابی در استارتاپ های گردشگری

مهم‌ترین هزینه‌های یک استارتاپ، هزینه‌های تبلیغاتی است. استارتاپ های گردشگری برای آنکه بتوانند بهترین نتیجه را کسب کند همواره در حال تلاش و آزمون و خطا در کانال‌های مختلف است. به‌این معنا که یک بار در شبکه‌های اجتماعی، بار دیگر در گوگل تبلیغات می‌کند و… . هرکدام از این تبلیغات به فراخور نوع کار پاسخ‌های متفاوتی خواهند داشت. برای نمونه در صنعت گردشگری، فروش بلیت از طریق تبلیغات بنری سایت‌ها یا تبلیغات کلیکی انجام نخواهد شد. در این حوزه مخاطبان در گوگل جست‌وجو می‌کنند و خرید از طریق سئو، موتورهای جست‌وجو و همچنین وفاداری مشتریان به کسب‌وکار انجام خواهد شد. استارتاپ های گردشگری باید به این نکته دقت کنند.


مطلب پیشنهادی: بازگشت فلایتیو به ۴۰ درصد فروش معمول خود


انتخاب صحیح روش تبلیغات، هزینه‌های تبلیغاتی استارتاپ های گردشگری را بسیار پایین خواهد آورد و به‌نوعی وجه‌تمایز استارتاپ‌های موفق و ناموفق، پیداکردن درست مشتری است، زیرا اگر یک استارتاپ روش درستی را برای تبلیغات و جذب مشتری انتخاب نکند با هزینه انباشته بسیاری مواجه خواهد شد که در بلندمدت باعث شکست استارتاپ می‌شود.

۲- تنوع محصول در استارتاپ های گردشگری

تنوع محصول به مالکان استارتاپ های گردشگری و کسب‌وکارها کمک می‌کند تا شانس بیشتری برای فروش محصولاتشان داشته باشند و این موضوع راه بقا را برای آن‌ها هموارتر می‌کند. برای نمونه، ما در مدت زمان فعالیت خود به‌مرور همه سرویس‌های فروش بلیت مانند بلیت هواپیما، قطار، اتوبوس و… را هم در داخل و هم خارج از کشور به مشتریان خود ارائه دادیم. زمانی که قیمت ارز بالا رفت و میزان درخواست سفرهای خارجی کم شد، ما به مشتریان خود انواع خدمات فروش بلیت برای سفرهای داخلی را ارائه کردیم. این در حالی است که استارتاپ‌هایی که تنها در یک حوزه فعالیت داشتند ضررهای زیادی را متحمل شدند.

۳-نیروی انسانی ماهر

نیروی انسانی یکی از چالش‌های بزرگ استارتاپ های گردشگری است، زیرا نیروی انسانی که در حال پیشرفت است، خواستار اشتغال در سطوح بالاست و این موضوع جذب نیرو را برای یک استارتاپ بسیار سخت می‌کند. ما در این حوزه هم نیز دست‌ به کار شدیم و آکادمی را با همکاری چند مجموعه مختلف در حوزه آموزش‌های تکمیلی برای خود راه‌اندازی کردیم. به این معنا که افرادی از مرحله ابتدایی به‌عنوان کارآموز در شاخه‌ها و رشته‌های مختلف وارد این آکادمی شده و در کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی موردنیاز شرکت می‌کنند. این افراد پس از آنکه در همه دوره‌های مربوطه شرکت و دانش موردنیاز را کسب کردند به تیم اضافه می‌شوند.

یادداشتی از محمد نصری مدیرعامل آریامدتور

زمانی‌که واژه گردشگری را به‌ گوش‌مان می‌رسد، ذهنمان به سمت معنای کلاسیک آن یعنی دورشدن از محل زندگی و اقامت به‌قصد تفریح و سرگرمی می‌رود، اما گردشگری فقط به تفریح محدود نمی‌شود، بلکه شاخه‌های مختلفی دارد که یکی از آن‌ها گردشگری سلامت است. گردشگری سلامت، یعنی سفرکردن برای سلامت. این نوع گردشگری به سال‌های خیلی دور، شاید هم چند صد سال قبل، به زمان ابوعلی سینا بازگردد. اما مفهوم رایج آن از سال ۱۹۹۵ کم‌کم در دنیا رواج پیدا کرد، به‌گونه‌ای که امروزه تبدیل به یکی از شاخه‌های مهم گردشگری شده است.

تعریف گردشگری سلامت، پزشکی و تندرستی

گردشگری سلامت تعاریف‌ متفاوتی دارد، ولی نقطه اشتراک همه آن‌ها این است که فردی با هدف دریافت خدمات پزشکی، درمانی یا امور مربوط به سلامتی به کشور دیگری سفر می‌کند. براساس تعریف انستیتو سلامت جهانی از گردشگری سلامت، به دسته‌بندی زیر می‌رسیم. معمولا به هر سه مورد در فارسی به اشتباه گردشگری سلامت می‌گویند.

۱. گردشگری سلامت (Health Tourism)

واژه‌ای است که به‌صورت عمومی استفاده می‌شود. گردشگری پزشکی (Medical Tourism) با تمرکز روی خدمات درمانی و جراحی و گردشگری تندرستی (Wellness Tourism) مانند آب‌درمانی، ماساژ، لجن‌درمانی و… از زیرشاخه‌های گردشگری سلامت محسوب می‌شود.

۲. گردشگری پزشکی (Medical Tourism)

گردشگران در این بخش صرفا برای دریافت خدمات پزشکی بار سفر می‌بندند. انگیزه سفر در این بخش تنها دستیابی به خدمات پزشکی بهتر و ارزان‌تر است. قطعا این نوع سفر تحت‌نظر یک متخصص انجام می‌شود.

ارائه خدمات دندانپزشکی به توریست درمانی

۳. گردشگری تندرستی (Wellness Tourism)

در گردشگری تندرستی با انگیزه کاهش استرس، بهبود شرایط روحی و آرامش انجام می‌شود. درواقع گردشگران برای بهترشدن وضعیت سلامتی خود با توجه به سبک زندگی فعلی‌شان بار سفر می‌بندند. گردشگران در این بخش تحت‌نظر متخصص نیستند و هرگز در جریان دریافت خدمات پزشکی نخواهند بود.

فرایند بازاریابی و جذب بیمار در گردشگری سلامت

در این بخش باید بیمار از طریق روش‌های آفلاین یا آنلاین به ایران و مراکز درمانی برای دریافت هرگونه خدمات درمانی و پزشکی جذب شود. تاکنون در ایران در این حوزه فعالیت خاصی نشده است. برای نمونه تولید محتوا به زبان‌های مختلف یکی از مهم‌ترین بخش‌های مهم بازاریابی این صنعت است. این در حالی است که اگر گردشگر سلامت به زبان عربی کلمه‌های کلیدی گردشگری سلامت را در گوگل جست‌وجو کند، هیچ محتوای مناسبی درباره این حوزه در ایران پیدا نخواهد کرد. درواقع می‌توان گفت ایران به‌شدت از کمبود محتوای این حوزه به زبان عربی رنج می‌برد، این درحالی است بیشتر همسایگان ایران، عرب، زبان هستند و جزء بازارهای بالقوه ایران در گردشگری سلامت محسوب می‌شوند. چه‌بسا به زبان انگلیسی هم محتوای چندانی در گوگل یافت نمی‌شود. این موضوع نه‌تنها در گردشگری سلامت، بلکه در گردشگری هم به همین صورت است. درواقع می‌توان گفت بالقوه‌ها و بالفعل‌های گردشگری سلامت کشور مانند درمان و کیفیت بالا و هزینه‌های مناسب ایران در پشت هیچ ویترینی قرار نگرفته است و تنها خودمان از آن‌ها خبر داریم. مورد بعدی عدم فعالیت‌های درست و مناسب در بازاریابی دیجیتال مانند فیس‌بوک، اینستاگرام و گوگل باتوجه به رقابت‌های جهانی است.

کار در گردشگری سلامت

برای فعالیت در بخش گردشگری پزشکی باید به سه نکته مهم؛ فرایند بازاریابی و جذب، پزشکی و درمان و لجستیک توجه کنیم. هرکدام از این بخش‌ها زنجیره تامین گسترده‌ای دارند و حتی به هر بخش می‌توان به‌مثابه یک استارتاپ نگاه کرد.

مزیت‌های گردشگری سلامت ایران برای بیماران خارجی

از مزیت‌های گردشگری سلامت ایران برای بیماران خارجی، کیفیت بسیار بالا در کنار هزینه‌های پایین درمان است. در کنار پایین بودن هزینه‌های درمان، هزینه‌های رفاهی مانند رفت‌وآمد، هتل، غذا و… هم برای گردشگر بسیار پایین است، به‌گونه‌ای که با ۳دلار به‌راحتی می‌تواند غذایی خوب در ایران تهیه کند. یکی دیگر از مزیت‌ها، پزشکان بنام و شناخته‌شده ایرانی به‌خصوص درمان‌های الکتیو و جراحی‌های زیبایی مانند جراحی بینی است. به‌گونه‌ای که ایران را به‌عنوان پایتخت جراحی‌ بینی در دنیا می‌شناسند. پزشکان ایرانی پس از آزمون‌های سخت در رشته پزشکی دانشگاه‌ها قبول شده و معمولا برای گرفتن تخصص و فلوشیپ گاها تا ۱۵ سال مشغول تحصیل هستند. آن‌ها پس از فارغ‌التحصیلی جراحی‌های بسیاری را به‌خصوص درحوزه زیبایی انجام می‌دهند، همین موضوع باعث شده تا با انواع موارد زیبایی آشنا شده و تجربه‌های بسیاری در این حوزه داشته باشند. موضوع دیگر، ایجاد موقعیت‌های مختلف گردشگری برای گردشگران سلامت، در کنار فعالیت‌های درمانی است.

به اینستاگرام آگرد بپیوندید

اهمیت و مزیت‌های گردشگری سلامت 

در کشور به گردشگری سلامت آن‌گونه که باید بها داده نشده است، این در حالی است که طبق آمارهای منتشرشده هر گردشگر سلامت حدود ۳ برابر یک گردشگر عادی ارزآوری دارد و به‌صورت میانگین حدود ۵هزار دلار در ایران هزینه می‌کند که این موضوع نشان می‌دهد که این شاخه از گردشگری دارای چه اهمیتی است. حال اگر این عدد را با درآمدهای نفتی مقایسه کنیم، ارزآوری هر گردشگر سلامت معادل صادرات ۴۰ تا ۶۰ بشکه نفت است. ایران با وجود داشتن حدود ۳۰ هزار پزشک متخصص، ۵ هزار فلوشیپ و فوق‌تخصص و ۸۰ هزار پزشک عمومی، همچنین با وجود ارائه سالانه حدود ۸۵۰ میلیون خدمت درمانی بستری و سرپایی از توانمندی بالایی برای جذب گردشگر سلامت برخوردار است. از سوی دیگر، چون گردشگر سلامت به منظور درمان و دریافت خدمات پزشکی به ایران سفر می‌کند چالش‌های کمتری نسبت به گردشگر عادی که با هدف تفریح و فراغت سفر می‌کند، در کشور ایجاد خواهد کرد. به ‌این معنا که در ایران به‌واسطه قوانین کشور محدودیت‌هایی درخصوص پوشش، سرو انواع نوشیدنی و خوراک، تفریح‌های متنوع و… وجود دارد که هرکدام به‌تنهایی دافعه‌ای برای جذب گردشگر عادی در ایران ایجاد خواهد کرد.

آمار و ارقام ایران در جذب گردشگر سلامت

طبق آماری که سالانه توسط وزارت بهداشت با توجه به حضور بیماران خارجی در بخش IPD بیمارستان‌ها منتشر می‌شود، سهم گردشگری سلامت ایران در سال ۹۶، ۲/۱ میلیارد دلار و در سال ۹۷ این عدد معادل با ۸/۱ میلیارد دلار است. اما بسیاری از این بیماران به کلینیک‌ها، مراکز جراحی محدود و مطب پزشکان مراجعه کرده که آمار حضور آن‌ها در جایی ثبت نشده، بنابراین عدد غیررسمی، بسیار بیشتر از عدد رسمی است. اما با توجه به همین آمارهای رسمی باید فعالیت‌های بسیاری در این حوزه در کشور انجام شود، زیرا ایران ظرفیت‌های بسیاری در گردشگری سلامت دارد. کشور هندوستان در سال ۲۰۱۷، ۵/۵ میلیارد دلار و در سال ۲۰۱۸، حدود ۸ میلیارد دلار درآمد داشته است. این در حالی است که هندوستان در مقام مقایسه با ایران، هزینه‌های بیشتر، پزشکان ضعیف‌تر و سطح بهداشت پایین‌تر دارد و طبق آمارهایی که از گردشگران سلامت این کشور به‌دست آمده، این بیماران چندان از نتیجه درمانی و هزینه‌های پرداختی راضی نیستند.

چالش‌های گردشگری سلامت

برای رسیدن به اهداف، چشم‌اندازها و درآمد پایدار در گردشگری سلامت باید زیرساخت‌هایی در کشور فراهم شود. اهمیت این زیرساخت‌ها بسیار بالاست و حتی در مقایسه با کشورهای همسایه در این حوزه بسیار ضعیف بوده و با استانداردهای بین‌المللی فاصله بسیار دارد. چند نمونه از آن در ادامه آمده است: در بخش هتلینگ از نظر تعداد و کیفیت با نقطه ایده‌آل بسیار فاصله داریم و تنها تعداد محدودی هتل در تهران با کیفیت بسیار بالا وجود دارد که این تعداد در مقایسه با ترکیه و شهر استانبول بسیار کم و ضعیف است. علاوه‌براین پراکندگی هتل‌ها در سطح یک شهر بسیار زیاد بوده و بیمار باید از هتل تا مرکز درمانی مسافت زیادی را طی کند که این برخلاف تعریف استانداردهای توریسم‌درمانی در دنیاست. یکی دیگر از چالش‌ها مربوط به خطوط هوایی است.

توریست درمانی در بیمارستانی در هند

متاسفانه خطوط هوایی مستقیمی از ایران به بسیاری از کشورهای دنیا وجود ندارد. به‌همین دلیل بسیاری از بازارهای بالقوه این صنعت را مانند کشورهای آفریقایی که به‌لحاظ درمان و سطح بهداشت ضعیف هستند را از دست داده‌ایم. اتباع این کشور از حریم هوایی ایران عبور می‌کنند و به کشورهای هند و تایلند می‌روند. ویزا یکی دیگر از چالش‌های گردشگری سلامت است. ایران برای سه کشور آمریکا، انگلیس و کانادا به‌سختی ویزا صادر می‌کند که حتی زمان آن به یک ماه هم خواهد رسید. در سال ۲۰۱۸، یک میلیون و ۲۰۰ هزار اتباع آمریکایی برای دریافت خدمات درمانی از این کشور خارج شده‌اند که ایران به‌دلیل مشکلات صدور ویزا هیچ سهمی از آن نداشته است. اگر زیرساخت‌ها و بسترهای این حوزه فراهم و خلق نشوند، نمی‌توان در این صنعت بزرگ شد و حرفی برای گفتن داشت. درواقع همه ظرفیت‌ها و مزیت‌های گردشگری و گردشگری سلامت به‌راحتی از بین خواهد رفت.

لجستیک در گردشگری سلامت

زمانی‌که بیمار جذب شد وارد این مرحله یعنی لجستیک می‌شود. به‌طورکلی همه فرایند رفت‌وآمد، اقامت و هرآنچه به رفاه بیمار در کشور مقصد مرتبط است، در این بخش قرار می‌گیرد. این زنجیره پرچالش است و در هر قسمت گروه‌های مختلف و مرتبط به‌صورت شفاف و روشن با کشورهای رقیب، رقابت می‌کنند.

پزشکی و درمان

در این قسمت با توجه به نیاز بیمار، خدمات درمانی به او ارائه می‌شود. فرایندهای این بخش باید به‌صورت شفاف در قالب پلتفرم در سایت‌های اطلاع‌رسانی منتشر شوند.

یادداشتی از مجید حسینی نژاد بنیانگذار و مدیرعامل علی بابا

توسعه صنعت گردشگری ایران نیازمند متدها و روش‌های نوین است که به این منظور باید یک اکوسیستم نوآوری در این حوزه شکل گیرد. شکل‌گیری این اکوسیستم مستلزم پیش‌نیازهایی است که عوامل بسیاری در آن دخیل هستند که هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد و همه این عوامل در کنار یکدیگر این ساختار را تشکیل می‌دهند. به مهم‌ترین بازیگران این اکوسیستم نوآور، در ادامه اشاره شده که باید وارد میدان شوند و این حوزه را متحول کنند.

استارتاپ‌های گردشگری

هروقت صحبت از فعالان گردشگری به‌میان می‌آید، افکار به آژانس‌های مسافرتی معطوف می‌شود، در حالی که بیشتر آژانس‌های مسافرتی فعالیت گردشگری نمی‌کنند، بلکه آن‌ها مسافران داخلی را برای تفریح به خارج از کشور و جاهایی مانند استانبول، تایلند، چین و… می‌فرستند. تعدادی از آژانس‌ها مانند مارکوپولو، دالاهو، کلوت و… در گردشگری داخلی فعالیت منسجمی دارند، بنابراین اکوسیستم گردشگری فعلی کشور، تعدادی از راهنماهای گردشگری هستند که در بستر این چند آژانس کار می‌کنند.حضور استارتاپ‌های گردشگری مختلف از استارتاپ‌های اقامت مثل شب و جاجیگا گرفته تا استارتاپ‌‌های فروش بلیت، استارتاپ‌های جذب توریست خارجی، استارتا‌پ‌ها هلث‌توریسم، تولیدکنندگان محتوای تخصصی و… می‌توانند به شکل‌گیری اکوسیستم نوآوری گردشگری و ارزش‌آفرینی و اشتغال‌زایی منجر ‌شود.

نقش دولت ساخت اکوسیستم نوآوری گردشگری

در راستای ساخت اکوسیستم نوآوری گردشگری، دولت باید بستر آن را فراهم و حمایت‌های لازم را انجام دهد. این حمایت لزوما در قالب ارائه پول و وام‌های مختلف نیست، بلکه توجه به فعالان این حوزه و استارتاپ‌های نوآور گردشگری است. برای نمونه، زمانی که وزیر میراث فرهنگی و گردشگری اهمیت استارتاپ‌های گردشگری و نوآور را گوشزد کند، باعث می‌شود که لایه‌های پایینی وزارتخانه و سایر صنف‌های مرتبط، همکاری‌های بیشتری را با فعالان نوآور و استارتاپ‌های این حوزه داشته باشند. راهبری، عملکردی است در زبان، بنابراین مهم‌ترین بخش، تعهدی است که از زبان وزیر به‌عنوان راهبر صنعت گردشگری نمایان و مطرح می‌شود، زیرا این سخنان است که جامعه گردشگری را به حرکت وا می‌دارد و آن‌ها را به سمت نوآوری سوق می‌دهد رسانه‌های گردشگری کشور تنها محتواهایی درخصوص مکان‌های گردشگری، اتفاقات پیرامون گردشگری در کشور، آمارهای گردشگری‌ در سایر کشورها و… تولید می‌کنند.

به اینستاگرام آگرد بپیوندید

درواقع رسانه و تولیدمحتوایی درباره کارآفرینان و نوآوران این صنعت با هدف خلق ثروت و ارزش نداریم. برای نمونه، در زرند کرمان یک استارتاپ بوم‌گردی توسط چند نفر راه‌اندازی شده است که هر ماه تنها از مسافران خارجی خود حداقل ۲۰ هزار تا ۳۰ هزار یورو درآمد دارد. نمونه‌های موفقی مانند این در کشور بسیار هستند، اما ناشناخته مانده‌اند و معمولا اسمی از آن‌ها به‌میان نمی‌آید. شناسایی و معرفی آن‌ها از این جهت اهمیت دارد که افراد و ارگان‌های خصوصی و دولتی آن‌ها را بشناسند و با الگوبرداری و نمونه‌سازی از آن‌ها و تسهیل قوانین، راهی نو برای خلق ثروت در این حوزه ایجاد کنند. در کشور جای رسانه‌ای که به کارآفرینان گردشگری، کارآفرینی و نوآوری در حوزه گردشگری بپردازد، خالی است و پاسخ درست به این خلأ نکته بسیار کلیدی در شکل‌گیری یک اکوسیستم گردشگری نوآور است.

شتاب‌دهنده‌ها و کارخانه‌های نوآوری

صنعت گردشگری کشور نیازمند مکان‌هایی مانند کارخانه‌‌های نوآوری گردشگری است که تنها مختص استارتاپ‌ها و فعالان این حوزه باشد تا آنجا ‌دور هم جمع شوند. حضور افراد در چنین مکان‌هایی باعث رشد، ارتباط و هم‌افزایی بین آن‌ها خواهد شد. همچنین حمایت‌های دولتی را افزایش خواهد داد. حمایت‌هایی در قالب مشاوره‌های حقوقی، مشاوره‌های مالیاتی و حتی حمایت‌هایی مانند طرح نوآفرین که برای حمایت از شرکت‌های استارتاپی است. درواقع نیازی به ایجاد سازمان و قانون جدیدی نیست، بلکه باید همه حلقه‌های موجود را به یکدیگر وصل کرد. برای نمونه، طرح نوآفرین شامل شرکت‌های نوپای گردشگری شود. البته تاحدودی این کار انجام می‌شود، اما اطلاع‌رسانی نشده است.

اهمیت شبکه‌سازی در ساخت اکوسیستم

ساخت اکوسیستم نیاز به انتقال تجربه و ارتباط موثر بازیگران و آدم‌ها دارد. فضاهایی باید ایجاد شود تا فعالان و استارتاپ‌های گردشگری دور هم جمع شوند و تجربه‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. برای نمونه، در اکوسیستم استارتاپی رویدادهایی مانند جشنواره وب و موبایل، همفکر، کنفرانس‌ها و دورهمی‌های استارتاپی مختلف برگزار ‌می‌شود که در آن‌ها هم کسب‌وکارهای موفق معرفی می‌شوند و هم تبادل اندیشه و تجربه شکل می‌گیرد. همه این موارد برای توسعه و ساخت یک اکوسیستم نوآور گردشگری بسیار کلیدی هستند. درواقع باید بستری ایجاد شود که در آن، همه فعالان این اکوسیستم ‌دور هم جمع شوند و رویدادهای هم‌افزایی را برگزار کنند. دولت هم به‌عنوان یک عضو تاثیرگذار حمایت‌های غیرمالی خود را از این اکوسیستم دریغ نکند.

خروجی اکوسیستم نوآوری گردشگری

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ایجاد اکوسیستم نوآوری گردشگری، تولید ۵ میلیون شغل مستقیم است. طبق آمار در سال ۲۰۲۰ در سراسر دنیا، از هر ۱۰ نفر یک نفر در صنعت گردشگری فعالیت می‌کند. این عدد در بعضی از کشورها به ۳ الی ۴ نفر از ۱۰ نفر و در بعضی از کشورها مانند ایران بسیار کمتر و در حدود ۳ تا ۴ نفر در ۱۰۰ نفر است. حال اگر این اکوسیستم شکل گیرد و به حد متوسط گردشگری جهان برسیم، حدود ۷ درصد به اشتغال کشور افزوده خواهد شد که کل صنایع و اقتصاد کشور را متحول می‌کند. این اشتغال‌زایی صرفا وابسته به گردشگری خارجی نیست، بلکه گردشگری داخلی را هم شامل می‌شود. گردشگری داخلی خود به‌تنهایی گردش مالی عظیمی ایجاد خواهد کرد. درواقع شروع گردشگری از داخل کشور است که می‌تواند گردشگری خارجی را هم توسعه دهد. مردم باید به حضور در صنعت گردشگری تشویق شوند. این کار با شکل‌گیری یک زیست‌بوم نوآور و ایجاد زیرساخت‌ها با تاکید بر تعهد وزیر میراث فرهنگی و گردشگری آغاز خواهد شد.

بعد از برجام صنعت گردشگری ورودی، تازه داشت جانی دوباره می‌گرفت که روی کار آمدن ترامپ و بازگرداندن تحریم‌ها جلو این رشد را گرفت. هتل‌ها، آژانس‌ها، و کسب‌وکارهایی که به‌واسطه رونق آن دوران، وارد این حوزه شده بودند هرچه گذشت، عرصه را تنگ‌تر می‌دیدند. حتی راهنمایان گردشگری که فرصتی دیده بودند برای هم‌راستاکردن علاقه و حرفه‌شان، حالا با افت گردشگر مواجه ‌شده بودند.
سیل نوروز ۹۸ که اغلب ایران را فرا گرفت ضربه دیگری بر پیکره گردشگری ایران بود. رزروهایی که پشت سر هم کنسل و راه‌هایی که بسته می‌شد و جان‌هایی که توامان با بلایای طبیعی و بی‌درایتی مسئولان از بین می‌رفت. با این حال گذشت و اوضاع آرام شد و دوباره گردشگران خارجی به دیدن ایران روی آوردند و سفر در بین ایرانی‌ها هم رونق گرفت. حالا دیگر ایران به‌واسطه اخبار هر روزه سیاسی و توئیت‌های ترامپ یک کشور ناشناخته نبود، حتی توریست‌های اروپایی زیادی برای لجبازی با سیاست‌های آمریکا و تجربه یک سفر چالشی، ایران را به‌عنوان یکی از مقاصد گردشگری خود انتخاب کرده بودند. دیگر توریست‌هایی که در کاخ گلستان تهران، نقش جهان اصفهان، نصیرالملک شیراز و بافت قدیم یزد می‌دیدم گروه‌های مسن گردشگر آژانس‌های صرفا معروف نبودند که برای تیک‌زدن آخرین مقصد گردشگری خود به ایران سفر کرده باشند. ایران تبدیل به یک مقصد گردشگری جذاب برای جوانان، زوج‌ها و حتی خانواده‌ها شده بود.

مطالب مرتبط:

یادداشتی از علی‌اصغر مونسان؛ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

یادداشتتی از رضا جمیلی سردبیر آگرد

ایران یکی از مقاصد برتر گردشگری سال ۲۰۱۹ معرفی‌شده توسط نیویورک تایمز بود و حتی این روزنامه قصد داشت خبرنگار اختصاصی‌اش را به کشورمان اعزام کند (صد حیف که به‌دلیل سیاست‌های خارجی و داخلی هیچ‌وقت میسر نشد). همین دوران بود که ایران زدن مهر روی ویزا را برای گردشگران ورودی حذف کرد تا سفر به ایران را باز هم ممکن‌تر کند.

حوادث آبان ۹۸، اعتراضات سراسری و ده روز قطعی اینترنت

گردشگری ورودی و داخلی با سرعتی کُند، ولی در حال رشد بود. خارجی‌های از سفر بازگشته به کشورشان، ایران را به دوستانشان معرفی می کردند و از تفاوت بین تصورشان با چیزی که واقعا تجربه می‌کردند می‌گفتند. از طرف دیگر سفر بین ایرانی‌ها باب شده بود و تبدیل شده بود به یک سبک زندگی. همه چیز دوباره داشت رونق می گرفت که گرد سردی بر این حوزه پاشیده شد. افزایش سه برابری قیمت بنزین بدون برنامه‌ریزی قبلی و تبعات آن، اعتراضات سراسری آبان ماه و حواشی آن و باورنکردنی‌تر از همه، ۱۰ روز قطعی اینترنت نه‌تنها جان کسب‌وکارهای آنلاین را گرفت، که دیگر رمقی برای گردشگری و سفر نگذاشت. توریست‌هایی که در آن زمان در ایران سفر می کردند، ناگهان خود را در یک محیط ناامن حس کردند و چیزی نگذشت که با قطعی اینترنت ارتباطشان با همه جا قطع شد. دیگر نه دسترسی به نقشه‌های آنلاین داشتند، نه می‌توانستند ایمیل‌شان را چک کنند، نه حتی با خانواده‌های خود ارتباط بگیرند. در چنین شرایطی چه امیدی بود که دیگر گردشگری به ایران بیاید؟

حوادث دی‌ماه، ترور سردار سلیمانی، حمله موشکی و سقوط هواپیمای اوکراینی

امیدها باز داشت برمی‌گشت که اهالی گردشگری شب دیگری را با اخبار ویران‌کننده صبح کردند. حوادث دی ماه، از حمله آمریکا به سرلشگر سلیمانی، تا انتقام سخت ایران و پس از آن سقوط هواپیمای اوکراینی همگی جو ناامنی را برای گردشگران خارجی رقم زد. ولی این روزهای تلخ و سیاه در شنبه‌ای به اوج خود رسید که ایران اعلام کرد پرواز اوکراینی به‌دلیل یک خطای انسانی توسط موشک ساقط شده. دیگر نه حس امنیتی برای توریست‌های خارجی ماند که برای دیدن ایران سفر کنند و نه حال و ذوقی برای ایرانی‌ها که دور کشورشان بگردند. با این حال، گذشت زمان همه چیز را عوض می‌کند.

اسفند ۹۸، کرونا

ضربه آخر بر صنعت گردشگری اما، شیوع کرونا در ایران بود. از زمزمه‌های اولین موردهای شناسایی‌شده که باعث لغو سفر بسیاری از گردشگران شد تا سرعت شیوع آن که باعث بسته‌شدن بسیاری از مرزهای ایران با کشورهای همسایه و لغو پروازهای ورودی و خروجی کشور شد.

به اینستاگرام آگرد بپیوندید

در کنار عدم ورود گردشگر خارجی به کشور، اخطارها و اعلان‌ها برای سفرهای داخلی نیز کسب‌وکارهای گردشگری را از پا درآورد. اپیدمی کرونا جدی است و باید از سفرهای غیرضروری پرهیز کرد. حالا کسب‌وکارهای گردشگری مانده‌اند و نوروزی که هر سال گاو شیرده و سبد پرسود آن‌ها برای دوام آوردن در باقی طول سال بود. بازه کوتاهی که هتل‌ها، آژانس‌های گردشگری و راهنماهای محلی در کل سال به آن دلخوش‌اند.

همدلی، همه در یک قایق هستیم

باید بدانیم که ضربه‌های کاری این چند ماه به‌کل به صنعت گردشگری بوده، به هرکدام از ما که در آن فعال بوده‌ایم، چه گردشگری خارجی چه داخلی. اگر من هتلدار هستم در شرایط این‌چنینی با آژانس یا راهنمایی که تورهایش لغو شده، برای لغوشدن بدون جریمه اتاق‌هایش همراهی کنم. اگر شرکت هواپیمایی هستم هزینه بلیت را بدون جریمه بازگردانم. چه وزارت گردشگری برای چنین چیزی بیانیه و دستورالعمل بدهد چه ندهد. شرایط سخت است و هرکدام از این ضررها دشوار، ولی راهی جز این نیست برای زنده ماندن کل این اکوسیستم، که با مردن هر جزئی، تمام اجزایش دیر یا زود از بین می‌روند.

نقش دولت

مهم‌ترین نقش دولت برای بیرون آمدن از این شرایط، تلاش برای ثبات است. آزمونی که در نحوه افزایش و اعلام قیمت بنزین از آن به سربلندی بیرون نیامد. در شرایطی که در کشور نمی‌توان برای چند روز بعد برنامه‌ریزی کرد و ثباتی وجود ندارد (چه از حیث اقتصادی و چه سیاسی)، چطور می توان امید به ساختن داشت و برای توسعه تلاش کرد؟ چطور می‌توان نشست و دودشدنِ یک شبه نتایج زحمات شبانه‌روزی چند سال را دید؟ چطور می‌توان مانع خروج نخبگانی شد که به‌رغم تمام فرصت‌های فراهم در خارج از کشور و چالش‌های تمامی‌ناپذیر در داخل، همچنان عاملانه مانده‌اند برای ساختن و رشد؟
نقش دیگر دولت تسهیلگری در حوزه گردشگری است. تسهیل شرایط ویزا به‌خصوص برای شهروندان کشورهای خاص و خبرنگاران، بهبود و توسعه زیرساخت های گردشگری برای جذب توریست خارجی و داخلی و ارائه امکانات و خدمات جانبی مانند پوشش‌های بیمه‌ای و… . بهبود و اصلاح تصویر ایران در نگاه کشورهای خارجی نیز یکی دیگر از مواردی است که دولت خواه یا ناخواه نقش پررنگی در آن دارد. از سیاست‌های خارجی و مواضعی که اتخاذ می‌کند، گرفته تا نحوه حضور و سخنرانی‌ها در مجامع بین‌المللی و حضور در رسانه‌ها. در کنار این موضوع، معرفی ایران در قالب حضور موثرتر و بهتر در نمایشگاه‌های بین‌المللی گردشگری و ایجاد فرصت‌های برابر برای کسب‌وکارها جهت شرکت در این رویدادها می‌تواند از نقش‌های تسهیلگری دولت برای رونق دوباره گردشگری باشد. برگزاری رویدادهای فرهنگی ایران در سفارت کشورهای دیگر و معرفی تصویر ایران و جاذبه‌هایش از کانال‌های دیپلماتیک و سیاسی نیز فرصت‌های خوبی برای دادن جانی دوباره به گردشگری است. ایران کشور دوران سخت است. این دوران هم با تمام سختی‌ها و ضربه‌های مهلکش خواهد گذشت و درس‌های بزرگی به تاریخ این کشور خواهد داد. نقش و مسئولیت ما در این گذر تلخ تاریخی چه خواهد بود؟

آخرین خبرها

آگرد در شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

تبلیغات

خبرنامه

برای اشتراک رایگان خبرنامه آگردایمیل خود را وارد کنید: