دست‌یابی به توسعه متوازن و همه‌جانبه فرمول مشخص و از پیش تعیین شده‌ای ندارد. سال‌ها بعد از سلطه نظریه‌هایی که به جنبه‌های سخت‌افزاری توسعه می‌پرداختند، رویکردهای جایگزین بیشتر بر پیوست‌های فرهنگی و اجتماعی برنامه‌های توسعه‌ای تاکید دارند. گفته می‌شود در فرآیند توانمندسازی پیش از هر کاری باید به درک و شناختی از هنجارها و ارزش‌ها و به طور کلی به ساحت‌ فرهنگی جوامع میزبان دست یافت.

در چند دهه اخیر طرح‌های زیادی در مناطق مختلف کشور با همین نیت و با تاکید ویژه به مناطق شرقی و جنوب شرقی اجرایی شده‌اند، اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند آنگونه که انتظار می‌رود از حجم مشکلات و معضلات و آسیب‌پذیری‌ها کم کنند. گردشگری و صنایع دستی یکی از ظرفیت‌هایی است که عده‌ای باور دارند از طریق آن می‌توان اقتصاد این مناطق را به تحرک واداشت. کسب و کارهای نیز بر همین محور راه افتاده‌اند و کم و بیش کارهایی انجام داده‌اند.

دست‌کم بخشی از مردم به این درک و شناخت رسیده‌اند که جنوب شرق کشور مقاصدی بکر برای سفر کردن دارند یا صنایع دستی‌شان را می‌توان خریداری کرد و از این طریق هم به معیشت مردم محلی کمک کرد. در همین حال کسب و کارهایی هم هستند که می‌خواهند عمیق‌تر کار کنند. نمونه‌اش «خانه صنایع دستی و بوم گردی هفت دست» است که از دو سال پیش فعالیت خود را در زمینه توان‌افزایی هنرمندان حوزه صنایع دستی و بوم گردی آغاز کرده است.

بنیان‌گذاران خانه هفت دست براین باورند که خرده فرهنگ‌های مناطق مختلف زیر بار فرهنگ مسلط بازار در حال نابودی‌اند و در این میان نقدهایی هم به دانشگاه و جریان رسانه‌ای دارند. رسانه از این لحاظ که در حال ترویج سبک زندگی خاصی مبتنی بر مصرف‌گرایی است و دانشگاه که فاقد نگاه واقعی و ارتباط درست با هنر و هنرمندان است. با مهرداد بهمنی، مدیرعامل خانه هفت درباره این مباحث و همین‌طور اهداف و فعالیت‌های آن‌ها گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

کلاس‌های آموزشی خانه هفت دست
در خانه هفت دست کلاس‌هایی آموزشی ویژه علاقمندان صنایع دستی برگزار می‌شود

حفظ خرده فرهنگ‌ها یکی از اهدافی است که برای خانه هفت دست اعلام کرده‌اید. ایده راه‌اندازی این کسب و کار از چه ملاحظه‌ و نگرانی‌هایی برآمد و عملی شد؟

به طور مشخص از تجربه کار با زنان محلی شکل گرفت. ما سال‌ها در زمینه توانمندسازی زنان در جوامع محلی و ارتقای سرپناه حاشیه‌نشین‌ها در مناطقی از استان سیستان و بلوچستان و خراسان کارهایی انجام داده بودیم. آنجا ما به این نتیجه رسیده بودیم که دولت توان تامین مسکن حاشیه‌نشین‌ها را ندارد. جمعیت زیادی در مناطق محروم و در حاشیه‌ شهرها در سرپناه‌های مناسب زندگی می‌کنند اما دولت نه بودجه کافی در اختیار دارد و نه برنامه‌ مشخص برای رسیدگی به وضع آن‌ها. طرح ما نوعی ارتقای تدریجی بود. مردم هر چند سال یکبار با هزینه‌های ۳ تا ۴ میلیون تومان برای بهبود سرپناه خود هزینه می‌کردند در صورتی که با این مبلغ در ۲۰ یا ۳۰ سال می‌شد واحد مسکونی آبرومندانه‌تری ساخت.

برای انجام این کار باید دانشگاه‌ها را نیز به موضوع مسکن حاشیه‌نشین‌ها وصل می‌کردیم. مسابقه‌ای طراحی کردیم و به دانشجویان گفتیم برای ارتقای کیفیت سرپناه‌های مردم محلی طرح بدهند. بچه‌ها طرح می‌دادند و در مرحله بعد هم با استفاده از قابلیت‌های افراد بومی کمک می‌کردیم که در حد چند میلیون تومان خانه‌های خود را ارتقا دهند. این کار را در مناطقی از خراسان و نیشابور و شیرآباد زاهدان انجام دادیم. تجربه ما در این مناطق نشان داد که برخی خانوارها در حد همین چند میلیون تومان هم سرمایه‌ای ندارند و سرپرستان خانوار هم اغلب زنانی بودند که فاقد شغل درست بودند.


این مطلب نیز برای خواندن پیشنهاد می‌شود: فروش آنلاین در روستایی که یک سال است اینترنت‌دار شده!


در آنجا به این جمع‌بندی رسیدیم با توجه به اینکه بسیاری از زنان با صنایع دستی آشنا هستند، اگر بتوانیم تسلط آن‌ها را به هنرهای صنایع دستی را ساماندهی کنیم و در تهیه مواد اولیه و طراحی و تولید و بسته‌بندی و بازاریابی و تبلیغات و فروش به آن‌ها کمک کنیم، شاید از پس خودشان برآیند و احتیاج نباشد که کسی به آن‌ها کمک کند. یعنی این زنان به حمایت‌های معنوی بیش از کمک‌های مادی نیاز دارند. از اینجا ایده خانه هفت دست شکل گرفت که از هنرمندان محلی مناطق محروم در حوزه‌های مختلف از مواد خام تا فروش حمایت کند.

البته ما می‌دانستیم که چنین کاری مشکل و زمانبر است. به‌هر حال ارتباط گرفتن با هنرمندان محلی و قانع کردن آن‌ها به فعالیت در زمینه صنایع دستی به آسانی ممکن نیست. مثلا باید به هنرمندان یاد می‌دادیم که از مواد اولیه طبیعی استفاه کنند، محصولات با دست بافته شوند، کار کودکان ممنوع باشد، اصل تجارت عادلانه و استانداردهای محیط‌زیستی نیز به طور کامل رعایت شود. برای ما بحث‌هایی مثل مشارکت افراد محلی، تجارت عادلانه و توانمندسازی زنان و ممنوعیت کار کودک مهم بودند و شاید همین هم کار را سخت می‌کرد.

برگزاری نشست
برگزاری نشست‌های تخصصی با حضور دانشجویان مرتبط با صنایع دستی

خانه هفت دست نهادی مدنی و غیرانتفاعی است که اکثر افراد در آن به صورت داوطلبانه کار می‌کنند. فعالیت مجموعه در حوزه توسعه محلی است که با مردم محلی در تماس و ارتباط مستقیم هستند و کار تسهیلگری را برای آن‌ها انجام می‌دهند. از طرف دیگر در تهران نیز چند دوره نمایشگاه‌های دوره‌ای برگزار کردیم و هنرمندان نیز خواستیم محصولاتشان را به نمایشگاه بیاورند و به صورت مستقیم به فروش برسانند. این باعث شد که هم به سلیقه مخاطب شهری پی ببرند و هم محصولات خود را به فروش برسانند. از طرفی دیگر برگزاری این نمایشگاه‌ها به هنرمندان کمک می‌کرد که محصولات هنرمندان دیگر را نیز ببینند و تجربه‌های خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاشتند.

ما بر این باوریم که اگر بخواهیم صنایع دستی محلی رشد کند لاجرم باید با نهاد دانشگاه و رشته‌‌های صنایع دستی، هنر، گرافیک و معماری و به طور کلی رشته‌هایی که مرتبط با صنایع دستی هستند، ارتباط داشته باشد. در خانه هفت دست هدفمان این است که اضلاع را به یکدیگر پیوند دهیم. اگر چنین شود و رابطه سه‌گانه هنرمندان محلی، دانشجویان دانشگاه‌های هنر و متقاضیان آثار هنری محلی از طریق صنایع دستی و بوم گردی فراهم شود، علاوه بر اینکه به هنرمندان محلی قدرت می‌دهد، پاسخگوی نیاز‌های بخش زیادی از جامعه علاقمند به هنرهای صنایع دستی هم خواهد بود. علاوه بر این فرصتی هم برای دانشجویانی است که می‌خواهند به طور مستقیم با هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی  ارتباط برقرار کنند اما در حالت عادی از آن محرومند.

خانه هفت دست نیز مثل بسیاری از نهادهای مدنی و خیریه و مردمی که دغدغه فقر و توسعه نیافتگی در مناطق محروم و حاشیه‌ای کشور را دارند کار خود را شروع کرده اما به مرور به حوزه هنر، و صنایع دستی و بوم‌گردی و… سوق پیدا کرد. در تجربه شما آیا این تغییر رویکرد از کار عمرانی به صنایع دستی توانسته به اقتصاد مردمان محلی کمک کند و آیا کمک کردن از طریق هنر راه مناسبی است؟

به طور حتم مناسب است. هرچند ممکن است دیر جواب بدهد. صرفا هم هنر نیست. در واقع بحث اصلی استفاده از توانایی‌ و تخصص و تبدیل کردن آن به کالا و فروش آن است تا هم هنرمندان راحت‌تر زندگی‌ کنند و هم فرهنگ و هنر محلی‌شان حفظ شود. یعنی به جای اینکه از طرح‌های وارداتی مناطق دیگر استفاده کنند، از مزیت‌های محلی و بومی خودشان استفاده کنند.

هنر در هر منطقه‌ای ویژگی‌های منحص به فرد خود را دارد و از لحاظ رنگ و طرح و مصالح از مناطق دیگر متمایز است. آنچه اما مهمتر است، تشویق و ترغیب هنرمندان به بهره‌گیری از آن است. یعنی هنرمندان در هر منطقه‌ای محصولات صنایع دستی خود را به همان سبک و سیاقی تولید کنند که نسل‌های پیشین آن‌ها انجام می‌دادند. در حقیقت لازم است ویژگی‌های اختصاصی را به عامل توسعه محلی تبدیل کنند. نتیجه نهایی هم این می‌شود که از طریق اشتغال متکی به هنر توانمند می‌شوند و می‌توانند روی پای خودشان بایستند.

متاسفانه در کشور ما بسیاری از خانه‌های بوم‌گردی تنها کاریکاتور بوم‌گردی هستند. یعنی هر کسی ساختمانی کاه‌گلی ساخته باشد و با کشکول و تسبیح تزیین کرده باشد، تصور می‌کند که بوم گردی راه‌اندازی کرده است. بوم گردی واقعی آن است که فرهنگ محلی را نمایندگی کند

از طرف دیگر چنین بسترهایی به تدریج زمینه رشد و توسعه کسب و کار را برای مردمان محلی فراهم می‌کند. اضافه کردن بوم‌ گردی به فعالیت‌ها نیز فکر شده بود. وقتی بناست توانمندسازی از طریق اشتغال انجام شود، رفتن افراد به مناطق و بازدید آ‌ها به عنوان گردشگر در قالب بوم‌گردی به مردمان محلی و اقتصاد صنایع دستی آن‌ها کمک می‌کند. ضمن اینکه بوم‌ گردی علاوه بر معرفی فرهنگ محلی زنجیره‌ای از شبکه‌ها و افراد را به یکدیگر وصل می‌کند. مهمتر اینکه بوم‌گردی‌ها می‌توانند فروشگاهی برای عرضه محصولات صنایع دستی باشند. این‌ها مجموعه‌ای از عوامل است که با یکدیگر هم‌افزایی می‌‌کنند.

نشست های تخصصی خانه هفت دست
در بخش بوم گردی خانه هفت دست علاوه بر معرفی اقامتگاه‌های بوم گردی، مسائل نظری نیز در قالب نشست و دوره دنبال می‌شوند

شما از یک طرف نیز با هنرمندان محلی ارتباط دارید و از طرفی نیز دانشجویان را به مشارکت دعوت می‌کنید. چرا که معتقدید نهاد دانشگاه فاقد نگاه و ارتباط درست به خرده فرهنگ‌هاست. از طرفی نیز همین نقد را به جریان رسانه‌ای دارید. به عبارتی خودتان را حلقه واسط قرار داده‌اید و از فضای نقد مناسبات رسمی به راه‌حلی آلترناتیو رسیده‌اید. توضیح می‌دهید منظورتان چیست؟

مشکل اصلی این است که صنایع دستی و هنر نیز مثل بقیه مسائل نیازمند زنجیره‌ای از عوامل است که با یکدیگر کار کنند. تنها با هم‌افزایی است که می‌توان به موفقیت رسید اما در عمل چنین نیست. ما مجموعه‌های فعال زیادی در روستاها داریم که صنایع دستی تولید می‌کنند ولی در بسیاری از موارد فاقد کیفیت و مواد  مصالح و طراحی مناسب است. در زمینه بازاریابی، تبلیغات و بسته‌بندی و فروش نیز اشکالات زیادی دیده می‌شود.

از آن سو دانشگاه‌ها نیز با واقعیت‌ها به کل غریبه‌اند. دانشگاه‌ها روی تزهای فانتزی و غیرواقعی کار می‌کنند و علاوه بر اینکه نگاهی ناقص به هنرهای محلی دارند، با شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جامعه آشنایی ندارند. دانشگاه‌های ما عمدتا در حقیقت در حال کپی کردن تولیدات دانشگاه‌ها و نمایشگاه‌های خارجی هستند و عمدتا هم تکیه‌شان به اینترنت است. بخشی از تولیدات نیز از کتاب‌ها و مجله‌ها به دست می‌آید. تاکید دارم که چنین نقدی متوجه تمام دانشجویان یا دانشگاه‌ها و اساتید دانشگاه نیست. این معضل عمده دانشگاه‌های صنایع دستی کشور ما است.

دانشگاه‌های ما برای مثال درباره ساخت موزه در مریخ یا ساخت ویلا در پارک تحقیق می‌کنند و طرح می‌دهند اما درباره اینکه ۲۵ میلیون نفر در حلبی‌ابادها و زاغه‌نشین‌ها و حاشیه‌ شهرها و در مناطق دورافتاده و محروم زندگی می‌کنند، هیچ ایده‌ای ندارند. ما نیاز داریم که برای حل مشکلات و یافتن راه‌چاره همه بازیگران و ظرفیت‌های آن‌ها را به یکدیگر پیوند دهیم. از طرفی دیگر مخاطبان شهری که ضلع سوم این پازل هستند، به طور کلی فراموش شده‌اند. مخاطبان شهری ما نیازمند محصولات صنایع دستی هنریِ تزیینی و کاربردی در خانه‌هایشان هستند. واقعیت این است که ما اشیا مناسب برای اقشار متوسط کم داریم. به طور مشخص منظورم اشیاء هنری لوکس یا عتیقه نیست بلکه مرادم کالاهای هنری معمولی است که هر کسی بتواند در خانه‌اش داشته باشد.

بنابراین اگر این زنجیره به هم وصل شود، یعنی آن قشر متوسط شهری که می‌خواهد خرید کند این اجناس را بخرد و از  طرفی هم دانشگاه کمک کند که بخش طراحی و تولید محصولات صنایع دستی در مناطق مختلف ارتقا پیدا کند یا با شناخت واقعی هنر محلی، نظریه‌ها و تئوری‌های بومی درباره هنر ایرانی در دانشگاه شکل بگیرد، در این صورت زنجیره‌ای خواهیم داشت که یکدیگر را رشد می‌دهند.

اگر مخاطب شهری در مناسبات حضور نداشته باشد و نقشی برای آن در نظر نگیریم، هر چقدر هم زن سرپرست خانوار در شهرستان سرباز محصول هنری تولید کند، کسی نمی‌خرد. اگر دانشگاه نباشد، ممکن است کیفیت هنری محصولات واجد استانداردهای لازم نباشد. بنابراین این سه پایه باید با یکدیگر همراه شوند تا تحول صورت گیرد. چنین کاری نه ساده است و نه پروژه‌ای کوتاه مدت. ما نیز ادعا نداریم که توانسته‌ایم کاری انجام دهیم. با اینکه دو سه سال است که در حال کار کردن هستیم اما هنوز در حال یاد گرفتن هستیم.

نمایشگاه های دوره‌ای
نمایشگاه‌های دوره‌ای با حضور هنرمندان و فروش مستقیم محصولات آن‌ها

اصلاح این مناسبات به صورت ریشه‌ای چندان ساده نیست و به قول خودتان در کوتاه مدت هم به نتیجه نمی‌رسد. با همین رویکرد هم اهدافی برای خودتان تعریف کرده‌اید و گروه‌هایی تشکیل داده‌اید که در بخش‌های آموزش و پژوهش و… فعالند. کار این گروه‌ها چیست و برای دست‌یابی به اهداف استراتژیک‌تان از چه راهبردهایی استفاده می‌کنید؟

کار کردن در حوزه صنایع دستی علاوه بر اینکه سخت است، هزینه‌بر هم هست. یعنی اگر به موضوع کار تبدیل نشود و تنها متکی به تئوری و نظر باشد، به جایی نخواهد رسید. بنابراین تعیین مرز اقتصادی و فرهنگی چنین فعالیت‌هایی مهم است. چنین نیست که تصور کنیم بیزنسی در حوزه صنایع دستی راه بیندازیم و بعد رنگ و لعاب آن را فرهنگی کنیم. باید کار فرهنگی انجام داد و برای سرپا ماندن باید به جنبه‌های اقتصادی آن نیز توجه کرد. یعنی رویکرد اصلی باید فرهنگی باشد و اقتصاد را تابع آن در نظر بگیریم. بنابراین این سه‌گانه باید با یکدیگر کار کنند و تنها در این صورت به نتیجه می‌رسد.

دانشگاه‌های ما برای مثال درباره ساخت موزه در مریخ یا ساخت ویلا در پارک تحقیق می‌کنند و طرح می‌دهند اما درباره اینکه ۲۵ میلیون نفر در حلبی‌ابادها و زاغه‌نشین‌ها و حاشیه‌ شهرها و در مناطق دورافتاده و محروم زندگی می‌کنند، هیچ ایده‌ای ندارند

عمده گروه‌هایی که ما امیدواری زیادی به آن‌ها داریم اما در شرایط کنونی به دلیل شیوع ویروس کرونا ضعیف شده‌اند، بخش توسعه محلی است که باید به مناطق مختلف سفر و با افراد محلی تعامل برقرار می‌کنند. این گروه‌ها به تولید محصولات و تامین مواد اولیه و طراحی  بسته‌بندی و… کمک می‌کنند. یکی دیگر از کارگروه‌ها نیز در زمینه طراحی و تبلیغات فعالیت می‌کند و پشتیبانی تبلیغی از اهداف خانه هفت دست در فضای آنلاین است. یکی از بخش‌‌های فعال خانه هفت دست نیز در حوزه آموزش است که کلاس‌های حضوری و آنلاین برگزاری می‌کند. در بخش پژوهش نیز بر روی ویژگی‌های فرهنگی مناطق دور کار می‌کنند.

یکی از بخش‌های فعال خانه هفت دست، بوم‌گردی است. در این بخش چه کارهایی انجام می‌شود؟

واقعیت این است که بخش بوم‌ گردی خانه هفت دست بعد از شیوع ویروس کرونا و محدودیت‌های سفر فعال‌تر شده است. در این بخش چندین کار انجام می‌دهیم. یکی اینکه خانه‌های بوم‌گردی‌ دارای استاندارهای واقعی را به مخاطبان معرفی می‌کنیم. متاسفانه در کشور ما بسیاری از خانه‌های بوم‌گردی تنها کاریکاتور بوم‌گردی هستند. یعنی هر کسی ساختمانی کاه‌گلی ساخته باشد و با کشکول و تسبیح تزیین کرده باشد، تصور می‌کند که بوم گردی راه‌اندازی کرده است. بوم گردی واقعی آن است که فرهنگ محلی را نمایندگی کند.

ما در بخش بوم گردی، اقامتگاه‌های بوم گردی واقعی را به کسانی که می‌خواهند سفر کنند معرفی می‌کنیم. ایده‌مان هم این است که اگر مردم به این مکان‌ها مراجعه کنند به اقتصاد محلی کمک می‌شود. در بخش بوم گردی مباحث نظری را نیز دنبال می‌کنیم و به مخاطبانمان یاد می‌دهیم که در سفر به چه چیزهایی توجه کنند. این قبیل بحث‌ها را در قالب دوره‌های روایت‌ سفر پیش می‌بریم.

پنجره رو به حیاط
خانه هفت دست نهادی غیرانتفاعی است که در زمینه پژوهش، آموزش، فروش و توان‌افزایی هنرمندان حوزه صنایع دستی و بوم گردی فعالیت می‌کند

جنس راویت‌های سفر در خانه هفت دست از نوع مردم شناسانه و فرهنگی است. یعنی مکان و مقصد به مخاطب معرفی نمی‌شود بلکه تجربه‌های سفر در آن بازگو می‌شود که کمک می‌کند که خرده فرهنگ‌ها بهتر شناخته شوند. این همان دغدغه اولیه شما در خانه هفت دست هم هست.

هدف‌ ما از برگزاری دوره‌های روایت سفر در خانه هفت دست این است که مردم را با فلسفه سفر آشنا کنیم. برای مثال تفاوت‌های سفر توریستی با سفرهایی که در آن گردشگر یا مسافر در پی شناخت طبیعت و فرهنگ و مردم و اقلیم و هنر منطقه است، توضیح می‌دهیم. بسیاری اوقات دیده‌اید که افراد سفر می‌کنند اما زمانی که از آن‌ها میپرسیم که آیا از فلان نقطه بازدید کردید یا چه غذایی میل کردید یا در کجا اقامت کردید یا مردم محلی چه نوع موسیقی و پوشش و… داشتند، پاسخ مشخصی ندارند. آن‌ها سفر کرده‌اند و برگشته‌اند و عکس هم انداخته‌اند اما با آن فرهنگ ارتباط برقرار نکردند.

اگر رابطه سه‌گانه هنرمندان محلی، دانشجویان دانشگاه‌های هنر و متقاضیان آثار هنری محلی از طریق صنایع دستی و بوم گردی فراهم شود، علاوه بر اینکه به هنرمندان محلی قدرت می‌دهد، پاسخگوی نیاز‌های بخش زیادی از جامعه علاقمند به هنرهای صنایع دستی هم خواهد بود

در بخش روایت سفر خانه هفت دست از این می‌گوییم که اساسا فلسفه سفر چیست و چرا باید سفر کرد. به مخاطبان می‌گوییم که رشد شخصیت آدمی در ارتباط با دیگری است. این «دیگری» یا در خانه و محله است یا مناطق جدیدی به آنجاها سفر می‌کنیم. سفر کردن کمک می‌کند که شناختی بهتر به پدیده‌های فرهنگی به دست آوریم و شخصیت فرهنگی‌مان رشد کند. ما در روایت های سفر می‌گوییم که سفر کردن چگونه باید باشد. سفر فقط این نیست که سوار هواپیما شد و در هتل اقامت کرد و احیانا از فروشگاه‌ها خرید کرد.

ما در روایت‌های سفر می‌خواهیم بگوییم می‌توان در شرایط مختلف سفر کردن را تجربه کرد و به نوعی دل به دریا زد و کمی از عرف فاصله کرد. راویان سفر که ما در خانه هفت دست میزبان آن‌ها هستیم تجربه‌هایی را به مخاطبان انتقال می‌دهند که به نوعی دیگر به سفر نگاه کنند. در سفر می‌توان از لباس از لباس مردمان محلی، غذای آن‌ها، زبان و گویش‌شان، موسیقی‌شان، معماریشان یاد گرفت و آموخت. همه این‌ها بخشی از فرهنگ مردمان هر منطقه است. نمادشناسی در هنرهای بومی و ریشه‌های آن‌ها، بازخوانی سفرنامه‌های کهن و معاصر، نوشتن درباره سفر نیز در همین روایت‌های سفر به صورت آنلاین به مخاطبان عرضه شده‌اند.


این مطلب نیز برای خواندن پیشنهاد می‌شود: آینده روشنی در انتظار گیوه بافی روستای ماست


ما بر این باوریم که روایت‌های سفر در شرایط کنونی که سفر کردن توصیه نمی‌شود، کمک می‌کند که مخاطبان‌مان به شناخت بیشتری از جامعه محلی و میزبان و ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها دست یابند. درباره کشورهای مجاور نیز میهمانانی را دعوت کرده‌ایم که در هفته‌های آتی روایت‌های خودشان از سفر را بازگو می‌کنند.

خانه هفت دست گروه‌‌های آموزشی نیز در ساختار خود دارد. علاوه بر دانشجویان هنر، هنرمندان نیز به عنوان یکی از اضلاع حضور دارند. در گروه‌های آموزشی مخاطبان، دانشجویان و هنرمندان چه آموزش‌هایی را فرامی‌گیرند؟

آموزش‌ها مختص مخاطبانی است در جامعه محلی فعالیت دارند. ما در خانه هفت دست کلاس‌هایی درباره مبانی نظری، فعالیت در فضای مجازی و فروش و عکاسی محصولات و… برای هنرمندان برگزار می‌کنیم. دوره‌هایی هم برای کسانی که در تهران علاقمند به فراگیری هنرهای صنایع دستی هستند، تدارک دیده‌ایم. به دانشجویان فعلا آموزش خاصی ارائه نمی‌شود. درباره آن‌ها البته به گونه‌ای دیگر عمل کردیم. به این صورت که در نمایشگاه‌ها از آن‌ها دعوت می‌شد و یک سری سخنرانی‌ با موضوع نمایشگاه برگزار می‌کردیم. این نمایشگاه‌ها به طور معمول بخش‌هایی مثل نمایش فیلم و نشست‌ و گفت‌و‌گو نیز دارد.

فروشگاه خانه هفت دست
در فروشگاه خانه هفت دست محصولات صنایع دستی هنرمندان محلی عرضه می‌شود

دانشجویان از همین طرق با یکدیگر و با ما ارتباط برقرار می‌کردند. دوره‌هایی نیز با هدف معرفی فرهنگ محلی مناطق مختلف برگزار می‌کنیم که مخاطبان آنها نیز دانشجویان هستند. درباره دانشگاه‌ها نیز ایده‌مان این است از طریق اساتید برنامه‌های مشترک برگزار کنیم یا در قالب تورهای آموزشی، دانشجویان به مناطق مختلف ببریم تا از نزدیک با جوامع محلی آشنا شوند و تعامل شکل بگیرد. فکر می‌کنم آشنایی دانشجویان با جوامع محلی و فرهنگ و تولیدات آن‌ها مهمترین آموزشی است که کمک می‌کند ذهنشان درگیر سوژه‌های واقعی شود.

در پلتفرم فروش خانه هفت دست چه خدمات و محصولاتی عرضه می‌شود؟

در بخش فروشگاه اجناسی که از نمایشگاه‌ها اضافه می‌آیند یا محصولات هنری که تقاضا برای آن‌ها زیاد است و به هنرمندان محلی سفارش تولید آن‌ها را داده‌ایم، عرضه می‌شوند. تنوع محصولات در بخش فروشگاه خانه هفت دست نسبتا بالا است و مخاطبان و خریداران هم از طریق فضای مجازی یا حضوری محصولات را خریداری می‌کنند.

اساس خانه هفت دست بر تعامل با هنرمند و مخاطب و جامعه محلی است. کرونا چه تاثیری بر فعالیت‌هایتان گذاشته است؟

بخش زیادی از کار ما در خانه هفت دست این بود که نمایشگاه ویژه مناطق مختلف کشور را برگزار می‌کردیم. نمایشگاه‌هایی برای کرمان و یزد، سیستان و بلوچستان، خراسان، ترکمن، افغانستان و… . از آن طرف نیز موضوعاتی مانند بافت دستی و چاپ دستی را مدیریت کردیم و ارتباط خوبی هم با مخاطبان و هنرمندان گرفتیم. متاسفانه کرونا تمام نمایشگاه‌هایمان را تعطیل کرده، رفت و آمد به دفتر خانه هفت دست به حداقل رسیده و کلاس‌هایمان نیز تعطیل شده‌اند. تنها بخشی که در این مدت کمی فعالیت داشته برنامه‌های آنلاین است.

قلعه‌گنج منطقه‌ای در جنوب استان کرمان است. اقلیمی خشک و بیابانی و کمتر توسعه یافته اما سرشار از ظرفیت‌‌ رشد. سرزمینی دارای تاریخ و قدمتی ۵ هزار ساله که در گذشته به «کلات گنج» معروف بوده و مردمان آن دارای نعمت‌‌ها و آبادانی‌های فراوان بوده‌اند. از قلعه گنج که به سمت شرق برویم، به تالاب جازموریان می‌رسیم. جایی که معلمی به نام مهرداد شمس‌الدینی به همراه اعضای خانواده‌اش کسب و کاری موفق راه‌انداخته‌اند و آنطور که خودش می‌گوید چهره‌ زندگی را در چند روستا را عوض کرده‌اند. کسب و کار اینستاگرامی «صنایع دستی جازموریان» انواع محصولات دست‌بافت حصیری را به فروش می‌رساند. محصولاتی ساخته شده از الیاف نخل وحشی که در زبان محلی به آن داز گفته می‌شود. صنایع دستی جازموریان دست‌‌بافته‌های سوزن‌دوزی زنان روستایی را هم عرضه می‌کند. محصولاتی با قیمتی پایین که به گفته شمس‌الدینی باعث رونق کسب و کارشان شده است. با او درباره تجربه فروش آنلاین صنایع دستی زنان روستانشین حاشیه تالاب جازموریان و تاثیر آن بر معیشت و سطح رفاه‌شان گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

ایده راه‌اندازی کسب و کار صنایع دستی جازموریان چه زمانی و چطور شکل گرفت؟

من معلم هستم و در چند روستای منطقه حاشیه جازموریان به دانش‌آموزان درس می‌دهم. از گذشته‌های دور زنان در این منطقه سوزن‌دوزی و حصیربافی انجام می‌دهند. تا قبل از راه‌اندازی کسب و کار صنایع دستی جازموریان زنان تنها برای کپرهایشان حصیر درست می‌کردند یا اگر هم محصولات حصیری می‌بافتند، راهی برای فروش و درآمدزایی از آن نداشتند.

سوزن دوزی زنان بلوچ
مجموعه دستبندهای سوزن دوزی شده کار دست زنان منطقه جازموریان

سوزن‌دوزی نیز همین‌طور است. گرچه سوزن‌دوزی در این منطقه قدمت زیادی دارد اما کسی به بهره اقتصادی از بافتن محصولات سوزن‌دوزی نمی‌برد. در مدرسه می‌دیدم که دانش‌اموزان در زنگ‌های استراحت یا ورزش وسایل کارشان را از کیف‌شان درمی‌آوردند و شروع به سوزن‌دوزی می‌کنند. دانش‌آموزان در مناطق محروم تفریح چندانی ندارند و طبیعی است در زمان‌هایی که درس و کلاس ندارند وقت‌شان را صرف کارهایی می‌کنند که بلد هستند. منتها این کار را نه به شکل هدفمند و در راه درست انجام می‌داند. برای مثال می‌نشستند و لباس‌هایشان را سوزن‌دوزی می‌کردند. با خودم فکر کردم کاری کنم که هنر این مردمان خروجی اقتصادی داشته باشد.

برای اهالی روستاها کسب و کار صنایع دستی جازموریان دریچه‌ای است که بهبود وضع معیشتی خود را از آن می‌بینند. زنان انگیزه زیادی دارند که بیشتر کار کنند و چون در حوزه‌ حصیربافی هم تخصص دارند، به خوبی از پس کار برمی‌آیند. ما نیز در کسب و کار صنایع دستی جازموریان به آن‌ها اطمینان می‌دهیم که محصولاتشان را به فروش می‌رسانیم.

بنابراین ایده محصولات حصیری و سوزن‌دوزی را از سایت‌ها و پیج‌های اینستاگرامی برداشتیم تا برای هر دانش‌آموز یا زن روستایی درآمدزایی کنیم. به دانش‌آموزان پیشنهاد دادیم صنایع دستی مثل دستبند یا پابند یا گردنبند سوزن‌دوزی درست کنند. در ابتدا برای‌شان سخت بود که این قبیل محصولات را ببافند و پیوسته می‌گفتند مگر می‌شود دست‌بند سوزن‌دوزی درست کرد. اما آن‌ها را تشویق به بافتن ‌کردیم و در مرحله بعد نیز سراغ خانواده‌هایشان رفتیم و آن‌ها را قانع کردیم که برای فروش محصولات در فضای مجازی و کسب درآمد از این راه ببافند. به تعداد زیادی از حصیربافان و سوزن‌دوزها در چند روستا سفارش کار دادیم و خوشبختانه استقبال شد. در حال حاضر اکثر خانم‌هایی که در منطقه هستند به حصیربافی و سوزن‌دوزی روی آورده‌اند.

هنرمندان کسب و کار صنایع دستی جازموریان چند نوع محصول را می‌بافند؟

اکثر محصولات ما سوزن‌دوزی و حصیربافی است. حصیربافی اشکال متنوع و متفاوتی دارد. برخی هنرمندان تنها گلدان و جعبه درست می‌کنند. پاره‌ای دیگر نیز وسایل تزیینی مثل جای دستمال‌کاغذی، زیربشقابی، ساک و کیف و دست‌بند و سواس و… درست می‌کنند. با این حال طرح‌های محصولات متنوع است.

محصول حصیری هنرمندان حاشیه تالاب جازموریان
قیمت محصولات صنایع دستی جازموریان در مقایسه با کسب و کارهای مشابه بسیار پایین‌تر است

هنرمندانی که با صنایع دستی جازموریان همکاری می‌کنند چند نفر و از چند روستا هستند؟ حجم سفارس‌ها چقدر است؟

ما در پروژه جازموریان با ساکنان ۱۰ تا ۱۵ روستا کار می‌کنیم. تقسیم وظیفه می‌کنیم و به هر بافنده‌ای در هر روستایی می‌گوییم چه محصولی ببافد. یعنی هر کدام از هنرمندان ما در هر روستایی یک کار خاص انجام می‌دهند. در مواقعی مانند نزدیکی‌های عید چون حجم سفارش‌ها زیاد است سعی می‌کنیم همه بافندگان را به کار بگیریم. برای نمونه عید سال گذشته برای یک سفارش عمده از حدود ۱۵۰ هنرمند سفارش کار دادیم. به طور متوسط ۶۰ بافنده روزانه برای کسب و کار جازمویان محصولات حصیری یا سوزن‌دوزی می‌بافند و به طور متوسط روزانه ۱۸ تا ۲۰ سفارش را ارسال می‌کنیم. یکی دو نفر از بچه‌هایمان نیز برای دسته‌بندی محصولاتی که روزانه می‌فرستیم به ما کمک می‌کنند.

سفارش‌گذاری‌ها چگونه است؟ مشتریان محصولات شما از کدام مناطق هستند؟

مشتریان معمولا از طیق دایرکت یا تلفنی سفارش‌‌گذاری می‌کنند و ما نیز با مشتریان تماس می‌گیریم و با بعد از هماهنگی با آن‌ها، محصولات را ارسال می‌کنیم. به جز مصرف‌کنندگان عادی که از اغلب مناطق و استان‌های کشور به ما سفارش محصول می‌دهند، با چندین گلفروشی و گالری هنری نیز همکاری می‌کنیم.

سبد حصیری
محصولات حصیری بافته شده زنان بلوچ انعطاف‌پذیر است و حالت شکننده ندارند

قیمت‌ محصولات سوزن‌دوزی و حصیربافی که در صفحه صنایع دستی جازموریان عرضه می‌شود، نسبت به دیگر کسب و کارهای مشابه بسیار پایین‌تر است و از آن سو نیز میزان فروش‌تان بالاست. علت را توضیح می‌دهید؟

ما از سه سال پیش که کسب و کار صنایع دستی جازموریان را به اتفاق برادر و خواهرم راه‌اندازی کردیم، استراتژی‌ تجاری‌مان را بر قیمت پایین و فروش بیشتر گذاشتیم. هدفمان از ابتدا این بوده که محصولات بیشتری بفروشیم و برای هنرمندان که این کسب و کار متعلق به خودشان است، درآمد بیشتری ایجاد کنیم. سعی می‌کنیم تا آنجا که ممکن است قیمت را پایین نگه داریم که محصول بیشتری تولید و به فروش برسانیم.

اگر بتوانیم در روز ۲۰۰ تا ۳۰۰ محصول را در روز به فروش برسانیم، خود به خود باعث می‌شود که بیشتر دیده شویم. طبیعی است وقتی قیمت محصولات بی‌دلیل بالا باشد، تعداد خریداران و مخاطبان ما نیز کمتر خواهد شد. قیمت‌ محصولات را معقول در نظر گرفته‌ایم تا چرخ کسب و کارمان بچرخد و در نتیجه هنرمندان بیشتری را به کار بگیریم و تولید بیشتری داشته باشیم. در حقیقت راز موفقیت و دوام کسب و کار ما در همین است. بافندگان خوبی با ما همکاری می‌کنند و ما نیز در این مدت توانسته‌ایم بدون وابستگی به کسی یا خرید فالوئر فعالیت‌هایمان را گسترش دهیم.

زنان بلوچ به دیده شغل به بافندگی نگاه می‌کنند و کاملا اطمینان دارند که هر چه می‌بافند خریدار دارد. در گذشته وقتی به روستایی پا می‌گذاشتیم عده‌ای معدود از زنان که معمولا هم سن و سال‌شان بالا بود، به حصیربافی مشغول بودند. اما الان تمام بچه مدرسه‌ای‌ها هم حصیربافی و سوزن‌دوزی را یاد گرفته‌اند و برای خودشان کار می‌کنند.

در کسب و کار صنایع دستی جازموریان تنها هدفمان تولید و فروش محصولات صنایع دستی اهالی روستا و کمک به معیشت بافندگان است. مخاطبان نیز به ما لطف داشته‌اند و کسب و کار ما را معرفی کرده‌اند. نکته مهمتر این است که محصولات صنایع دستی زنان روستایی را بدون واسطه به دست خریداران می‌رسانیم. این موضوع نیز در رشد کسب و کار ما بی‌تاثیر نبوده است. نکته دیگر که باید بر آن تاکید کنم این است که تفاوت قیمتی میان فروش به صورت تکی و عمده وجود ندارد و این یکی از دلایلی است که گالری‌ها و فروشگاه‌ها، مشتریان ثابت ما هستند و به صورت عمده سفارش محصول می‌دهند.

درخت داز
داز از درختان بومی ایران است که در جنوب و جنوب شرق ایران یافت می‌شود که در گویش محلی به گیاه نر آن پورک و پایه ماده آن داز می‌گویند

استقبال بافندگان محلی از فروش آنلاین محصولات چگونه است؟ ذهنیت‌شان از اینکه دست‌بافته‌هایشان در فضای آنلاین به فروش می‌رسد، چیست؟ انگیزه یافته‌اند که بیشتر ببافند؟

تا سال‌ها پیش بافندگان به صورت تفننی و برای گذران وقت محصولات حصیری را می‌بافتند و هیچ امیدی هم نداشتند که کسی پیدا بشود و آن‌ها را بخرد. در حال حاضر اما شرایط کاملا برعکس شده و برای اهالی روستاها کسب و کار صنایع دستی جازموریان دریچه‌ای است که بهبود وضع معیشتی خود را از آن می‌بینند. زنان انگیزه زیادی دارند که بیشتر کار کنند و چون در حوزه‌ حصیربافی هم تخصص دارند، به خوبی از پس کار برمی‌آیند. ما نیز در کسب و کار صنایع دستی جازموریان به آن‌ها اطمینان می‌دهیم که محصولاتشان را به فروش می‌رسانیم.

زنان بلوچ به دیده شغل به بافندگی نگاه می‌کنند و کاملا اطمینان دارند که هر چه می‌بافند خریدار دارد. در گذشته وقتی به روستایی پا می‌گذاشتیم عده‌ای معدود از زنان که معمولا هم سن و سال‌شان بالا بود، به حصیربافی مشغول بودند. اما الان تمام بچه مدرسه‌ای‌ها هم حصیربافی و سوزن‌دوزی را یاد گرفته‌اند و برای خودشان کار می‌کنند.

هنر دست صنایع دستی جازموریان
سوزن دوزی یکی از صنایع دستی مردمان جنوب شرق کشور است

زنان هنرمند روستاهای حاشیه تالاب جازموریان با فعالیت‌ بافندگی حصیر و سوزن‌دوری راه کسب درآمدی جایگزین شغل‌های سنتی پیدا کرده‌اند. این مشارکت کردن در فعالیتی اقتصادی بر زندگی و سطح رفاه آن‌ها تاثیری گذاشته است؟

بله. این تاثیر کاملا محسوس است. تصور کنید تا چند سال پیش اکثریت زنان در این منطقه هیچ درآمدی به جز مبلغی اندک یارانه ماهانه نداشتند و با این حال بخش عمده ای از هزینه‌های خانوار بر دوش‌شان بود. تصور کنید زنی که ۴ یا پنج فرزند دارد و سرپرست خانوار است، چطور باید مخارج خانواده‌اش را تامین کند. برخی خانوارها برای خرید مایحتاج روزانه‌شان کارت یارانه نقدی‌شان را گرو می‌گذاشتند.

قیمت‌ محصولات را معقول در نظر گرفته‌ایم و هدفمان این است که چرخ کسب و کارمان بچرخد و در نتیجه هنرمندان بیشتری را به کار بگیریم که تولید بیشتری داشته باشیم. در حقیقت راز موفقیت و دوام کسب و کار ما در همین است. بافندگان خوبی با ما همکاری می‌کنند و ما نیز در این مدت توانسته‌ایم بدون وابستگی به کسی یا خرید فالوئر فعالیت‌هایمان را گسترش دهیم.

الان اوضاع فرق کرده و تنها درآمدشان از همین راه حصیربافی و فروش آنلاین تامین می‌شود. یعنی مردم می‌دانند چطور از کسب و کارهای جدید درآمد کسب کنند. بافنده‌هایی داریم که ماهانه تا ۳ میلیون تومان نیز درآمد دارند. حتی اگر به صورت پاره‌وقت و در حین خانه‌داری هم کار کنند تا دو میلیون تومان نیز درآمد کسب می‌کنند. در خانوارهایی که دختران نیز در کنار مادرانشان به بافندگی مشغولند، سطح درآمد بسیار بیشتر از این ارقام است. شغل اغلب مردان نیز عوض شده است. در گذشته شغل اصلی مردم در روستاها کشاورزی و دامداری بود. در نتیجه خشکسالی‌های طولانی‌مدت عده زیادی از روستائیان ناچار به مهاجرت به شهرها شدند و برخی نیز در قالب کشاورزان فصلی به دیگر مناطق می‌رفتند.

در حال حاضر اما با رونق گرفتن صنایع دستی حصیربافی و سوزن بافی، زنان و دختران در خانه‌هایشان می‌نشینند و صنایع دستی می‌بافند و مردان خانواده نیز به دامنه کوه‌ می‌روند و برایشان حصیر جمع‌آوری می‌کنند و می‌آورند. یعنی نوعی تقسیم کار وجود دارد که همه در آن مشارکت می‌کنند.

باکس آجیل خوری حصیری
محصولات حصیری زنان حاشیه تالاب جازموریان کاربردهای مختلفی دارند

بعد از سه‌سال مدیریت یک کسب و کار موفق اینستاگرامی، ارزیابی شما از تاثیر کسب و کارهای نوآور حوزه صنایع دستی بر رشد اقتصادهای محلی چه بوده است؟

 کسب و کارهایی مثل صنایع دستی جازموریان که بر بستر آنلاین شکل گرفته‌اند، تحولی بزرگ در منطقه به وجود آورده‌اند. مردم روستانشین در این منطقه به سختی با فقر دست و پنجه نرم می‌کردند اما امروزه به واسطه فضای مجازی، اکثر مردم راهی برای کسب درآمد پیدا کرده‌اند و زندگی‌شان تغییر کرده است. تا سه سال پیش اکثر مردم در اینجا هیچ گونه درآمدی نداشتند اما الان همه بدون اینکه به جایی مراجعه کنند یا برای یافتن کار به مناطق و شهرها مهاجرت کنند، شغل دارند. یعنی در خانه‌شان نشسته‌اند و شاغلند.

این تغییر بزرگی است و تصور می‌کنم فضای آنلاین این فرصت را به همه داده که از داشته‌ها و ظرفیت‌هایشان به نحو مطلوب و در راهی درست استفاده کنند. در مناطقی مثل حاشیه تالاب جازموریان که زندگی راحت‌تر با فروش صنایع دستی حصیربافی و سوزن دوزی ممکن می‌شود، می‌توان بهتر نقش فضای آنلاین بهتر را درک کرد. فضای مجازی در اینجا بیش از شبکه و پلتفرم و مباحث فنی است و زیست مردمان اینجا با آن گره خورده است. اگرچه حصیربافی و سوزن‌بافی هنر زنان منطقه جازموریان است، با فروش آنلاین و دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و کسب درآمد و گذران زندگی است که ظرفیت‌ها و ارزش‌های مغفول مانده این هنر مشخص شده است.

سواس و کیف حصیری
سواس، پای‌افزار یا کفش حصیری مردم جنوب شرق ایران است که از الیاف داز بافته می‌شود

برای آینده کسب و کار صنایع دستی جازموریان چه برنامه‌هایی دارید؟

تقریبا ۳ سال است که به صورت پیوسته صنایع دستی منطقه را معرفی می‌کنیم و محصولات دست‌بافت زنان حاشیه تالاب جازموریان را به فروش می‌رسانیم. در این مدت تماس‌های زیادی دریافت می‌کردیم که مشتریان می‌خواستند مطمئن شوند صفحه‌مان در اینستاگرام معتبر است. بنا داریم به زودی شرکت و برند خودمان را با همین نام ثبت کنیم و کسب و کارمان را توسعه دهیم.

بسیاری از مخاطبان ما می‌گویند آیا ارسال محصول به خارج از کشور داریم یا نه. مایلیم چندین شعبه برای خرید حضوری در شهرهایی مثل تهران و شیراز و… راه بیندازیم تا مردم بیشتر با محصولات صنایع دستی منطقه جازموریان آشنا شوند. صنایع دستی شهرهایی مثل اصفهان یا شهرهای شمالی کشور جا افتاده و مردم هم به اندازه کافی از آن‌ها شناخت دارند اما منطقه ما چندان ناشناخته نیست. اگر چنین شود بدین معناست که با تعداد بیشتری از بافندگان کار می‌کنیم و به اقتصاد خانوارهایشان کمک می‌شود

خُراشاد روستایی در نزدیکی‌های شهر بیرجند در استان خراسان جنوبی است. روستایی با صنایع دستی منحصربه‌فرد که ثبت جهانی هم شده است. نام خراشاد با توبافی گره خورده است. نوعی پارچه سنتی دست‌بافت که زنان خراشادی صدها سال است که می‌بافند و به دلیل جنس مرغوب و طرح‌های خاص طرفداران زیادی دارد. در توبافی نیز مثل کاربافی یزد دست و پا همزمان حرکت می‌کنند تا پارچه بافته می‌شود. پارچه‌ای که از گذشته در ساخت حوله از آن استفاده می‌شد ولی امروزه کاربردهای مختلف دیگری نیز دارد. لیلا منصوری، بنیان‌گذار کسب و کار اینستاگرامی «خراشاد توباف» محصولات توبافی زنان هنرمند خراشادی را معرفی و به فروش می‌رساند. او می‌گوید بسیاری از زنان خراشادی که نسل در نسل به توبافی مشغولند نسبت به ارزش مادی و معنوی دست‌بافته‌های هنری‌شان آگاه نیستند و در ماه‌های اخیر نیز با شیوع ویروس کرونا همان اندک درآمدشان قطع شده است. منصوری قصدش از راه‌اندازی کسب و کار خراشاد توباف را ایجاد بستری تعاملی با زنان خراشادی برای تبدیل هنرشان به فعالیتی اقتصادی می‌داند. هنرمندانی که او می‌گوید فقط و فقط بافنده هستند و نمی‌دانند چگونه محصولات خود را به فروش برسانند. با موسس کسب و کار خراشاد توباف درباره هنر توبافی و ویژگی‌ها و مشخصات این جنس پارچه‌ه‌ها و مواردی دیگر از جمله لزوم حمایت از هنرمندان توبافی و محاسن و مزایای فروش صنایع دستی بر بستر شبکه‌های اجتماعی گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

روستای خراشاد
روستای خراشاد در نزدیکی‌های بیرجند دو سال پیش ثبت جهانی شد

داستان شکل‌گیری کسب و کار اینستاگرامی خراشاد توباف از کجا شروع شد؟

ایده راه‌اندازی چنین کاری از زمان دانشجویی در سال‌های ۸۷ به بعد به ذهنم خطور کرد. ما از طرف دانشگاه در قالب اردوهای جهادی به مناطق مختلف کشور سفر می‌کردیم. در همین سفرها بود که متوجه شدم زنان روستایی هنرهای بکری دارند که کسی به آن‌ها توجه نکرده است. حتی خودِ زنان هم نمی‌دانستند هنرشان چه ارزش افزوده‌ بالایی دارد.

هنرها و صنایع دستی زیادی در کشور وجود دارد که مردم با آن‌ها آشنایی ندارند و می‌توان با معرفی و سرمایه‌گذاری به خصوص در شهرهای بزرگ آن‌ها را احیا کرد یا از خطر نابودی نجات داد. در برخی مناطق واسطه‌ها به زنان روستایی سفارش کار می‌دادند و دستمزد بسیار ناچیزی در حد گذران زندگی به آن‌ها پرداخت می‌کردند. دغدغه‌ام این بود که محصولات صنایع دستی‌شان را به مردم معرفی و ارائه کنم. چرا که آن‌ها فقط هنر را بلد بودند و نمی‌دانستند نیاز بازار و مسائلی مانند طراحی محصولات و… چیست.

در خراشاد تقریبا اکثر مردم در خانه‌هایشان دستگاه توبافی دارند و به همین دلیل هم بافندگان با مشکلات زیادی در زمینه فروش دست و پنجه نرم می‌کنند. یعنی نمی‌دانند اگر محصولی ببافند نمی‌دانند کجا آن‌ها را به فروش برسانند. گرچه بازاری محلی برای فروش محصولات اما این بازار هم مدت‌هاست که به دلیل شیوع ویروس کرونا بسته شده است.

سال‌ها قبل در سفری به منطقه خراشاد متوجه شدم که زنان در این منطقه با هنر توبافی به بافت پارچه‌های نخی اقدام می‌کنند که جنسی مرغوب دارد و می‌توان از آن‌ برای کاربری‌های مختلف استفاده کرد. از طرفی نیز میان روستائیان و بازار حلقه‌های مفقوده‌ زیادی وجود دارد. ما در کسب و کار خراشاد توباف سعی کردیم این جای خالی را پر کنیم. با یکی از کارگاه‌های توبافی خراشاد توافق کردیم که محصولات را برای ما ببافند و ما نیز آن را در فضای مجازی به فروش برسانیم. ما ایده و ابعاد و طرح و رنگ حوله‌ها را به بافندگان می‌دادیم و بافندگان نیز محصولات را تولید می‌کردند.

حوله توبافی
حوله‌های دست بافت یکی از مهمترین محصولات صنایع دستی توبافی روستای خراشاد است

ابتدا به این سمت رفتیم که کاربری پارچه‌های توبافی را بازتعریف کنم که تنها محدود به حوله نباشد. چرا که پارچه توبافی همه‌چیز بود اما در عین حال هیچ‌چیز نبود. حتی محلی‌های خراشاد هم می‌گفتند پارچه‌هاشان تنها برای حوله یا نهایتا دستمال آشپزخانه مناسب است. زمانی که با آن‌ها شروع کردیم، بافندگان پارچه‌ها را در سه ابعاد تولید می‌کردند. ما متوجه شدیم که حوله‌های توبافی دوست‌دار محیط زیست هم هستند و این برای گروه‌هایی که به رویکرد پسماند صفر پایبند هستند، گزینه‌ای ایدئال است.

به مرور نیز با شناسایی گروه‌های هدف، محصولات جدیدی براساس طرح و کاربری‌های مختلف شامل حوله‌های بزرگ، مسافرتی، دست و صورت، سفره نان، دستمال سفره، دستمال رولی، دستمال جیبی، خشک‌کن ظرف، خشک‌کن نوزادی و… تولید کردیم که خوشبختانه مردم نیز به خوبی با آن‌ها ارتباط برقرار کرده‌اند. در حال حاضر محصولات ما در دسده‌بندی‌های نوزدان و بزرگسالان یا محصولات ویژه دوستداران محیط زیست تولید می‌شوند و در صفحه‌مان در شبکه اجتماعی اینستاگرام به فروش می‌رسد.

کارگاه‌های زیادی در خراشاد در زمینه تولید پارچه‌های توبافی در ابعاد و کیفیت‌های مختلف فعال هستند. از طرفی نیز این هنر کهن چندان در میان مردم شناخته شده نیست. چگونه توانستید کسب و کار خراشاد توباف را میان هر دو گروه بافندگان و مشتریان جا بیندازید؟

یکی از مهمترین کارهایی که انجام دادیم، اعتمادسازی میان بافندگان بود. برای مثال به آن‌ها سفارش تولید محصولات توبافی را می‌دادیم و بعد همه محصولات را آن‌ها به صورت نقدی خریداری می‌کردیم. هنوز هم همین کار را می‌کنیم. یکی از مشکلات هنرمندان توبافی در منطقه خراشاد این است که مغازه‌داران در بازارهای محلی محصولاتشان را به صورت امانی قبول می‌کنند و تسویه هم بلندمدت و به شرط فروش است.

ما اما از همان ابتدا دستمزدهای بافندگان را پرداخت می‌کنیم. به ویژه اینکه در ماه‌های اخیر با گرانی و فشارهای اقتصادی هنرمندان توبافی دسترسی به هیچ بازار دیگری ندارند. مانند بسیاری از مناطق دیگر، خراشاد نیز که منطقه‌ای گردشگرپذیر است به کل تعطیل شده و محصولات توبافی روی دست‌ بافندگان آن‌ها مانده است. بسیاری از هنرمندان توبافی حالا روی فضای مجازی حساب باز کرده‌اند. از طرفی نیز چون تقاضا برای محصولات توبافی زیاد است در چند مرحله با بافندگان دیگری نیز وارد همکاری شده‌ایم و کسب و کارمان را توسعه داده‌ایم. اولین ویژگی محصولات توبافی ما کیفیت است.

حوله های توبافی خراشاد
کسب و کار نوپای خراشاد توباف محصولات متنوع و باکیفیت‌ با کاربری‌های مختلف را مختلف را در اینستاگرام عرضه می‌کند

گرچه بخش زیادی از محصولات باکیفیت توبافی به خارج از کشور صادر می‌شوند و اغلب اجناسی هم که در بازارهای داخلی وجود دارد، کیفیت لازم را ندارد، با این حال ما متعهد هستیم که محصولات توبافی را با بهترین کیفیت به دست مشتریانمان برسانیم. شروع به کارمان را با سود شروع نکردیم اما به مرور حاشیه‌سود اندکی را برای خودمان در نظر گرفته‌ایم. تلاش‌مان این است که محصولات باکیفیت دست مشتریان برسانیم و ادعا می‌کنم از نمونه کارهایی که در بازارهای محلی خراشاد نیز عرضه می‌شوند، کیفیت بالاتری دارد.

چه مزیت‌هایی نسبت به دیگر کسب و کارهای مشابه دیگر دارید؟

کیفیت و نحوه ارائه و تنوع کاربری‌ها بزرگترین شناسه و تبلیغ محصولات توبافی ما است. فکر می‌کنم علاوه بر مواردی که گفتم راز موفقیت ما تلفیق هنر سنتی توبافی با کاربری‌های امروزی‌تر است. در زمینه تعریف کاربری‌های جدید و جلب رضایت بافندگان چالش‌های زیادی داشتیم. بافندگان سال‌هاست به یک شیوه و قالب مشخص محصولات را می‌بافتند اما ما متفاوت عمل کردیم و به نوعی می‌توان گفت محصولات توبافی سفارشی‌ متناسب با نیازها و سلیقه‌ها و کاربری‌های امروزی تولید کرده‌ایم.

با چندین کارگاه مختلف همکاری داریم و تعدادی از بافندگان نیز در خانه‌هایشان برای صفحه‌ ما می‌بافند. در حال حاضر محصولات توبافی در شهرهای دیگر هم به فروش می‌رسانند اما تنوع و ترکیب رنگی محصولات ما در مقایسه با رقبا بیشتر است. همین موضوع هم چالشی بزرگ برای توسعه کسب و کار ما است. چرا که اکثر محصولات به رنگ سفید است و بافندگان نیز چندان به مولفه‌های دیگر مثل تنوع اهمیتی نمی‌دهند. یعنی شاخص و استاندارد مشخصی وجود ندارد که هنرمند براساس آن محصولی را ببافد.

محصولات متنوع خراشاد توباف
خراشاد توباف با ۱۴ هنرمند بافنده از روستای خراشاد همکاری دارد

اوایل بسیار سخت بود که بتوانیم با هنرمندان به یک زبان مشترک برسیم که المان‌ها و ویژگی‌های محصولات چگونه باشند یا وزن و تراکم آن‌ها به چه نحو باشد. ما همه این‌ موارد را در سفارش‌گذاری‌ها و تولید محصولاتمان رعایت می‌کنیم. در چند مرحله کیفیت کار را چک می‌کنیم و اگر رضایت‌بخش بود، آن را برای معرفی و فروش در صفحه می‌گذارند. همین موضوع نیز جلب اعتماد مشتریان شده است. ما با مخاطبانمان صادق هستیم و به آن‌ها می‌گوییم که محصولات‌مان چه ویژگی‌ها و کیفیت و رنگی دارند.

حرفه و هنر اصلی زنان روستای خراشاد توبافی است. به جز کسب و کار شما و برخی صفحه‌های مشابه، بافندگان محصولات دست‌بافت خود را کجا به فروش می‌رسانند؟

در خراشاد تقریبا اکثر مردم در خانه‌هایشان دستگاه توبافی دارند و به همین دلیل هم بافندگان با مشکلات زیادی در زمینه فروش دست و پنجه نرم می‌کنند. یعنی نمی‌دانند اگر محصولی ببافند نمی‌دانند کجا آن‌ها را به فروش برسانند. گرچه بازاری محلی برای فروش محصولات اما این بازار هم مدت‌هاست که به دلیل شیوع ویروس کرونا بسته شده است.

تا پیش از همه‌گیری ویروس کرونا، زنان خراشادی محصولات توبافی خود را به گردشگران می‌فروختند اما امروزه دیگر از این خبرها نیست. در پاره‌ای مواقع نیز سرمایه‌گذارانی هستند که دستگاه توبافی و نخ و دیگر مصالح و مواد اولیه بافت را در اختیار بافندگان قرار می‌دهند و به آن‌ها در ازای تولید محصولات توبافی دستمزدهایی پرداخت می‌کنند که ناچیز است. برخی از بافندگان نیز در نمایشگاه‌های صنایع دستی حضور می‌یافتند که با شیوع ویروس کرونا نیز این فرصت عملا از بین رفته است.

میراث فرهنگی زمانی در دهه ۸۰ و پس از ثبت جهانی این روستا، اسباب و امکان آموزش را برای زنان این منطقه فراهم کرد اما در شرایط کنونی شایسته نیست آن‌ها را به حال خود رها کند. دستگاه‌های توبافی نسبت به گذشته گران‌تر شده‌اند. نخ و رنگ و دیگر موارد اولیه نیز همین‌طور. هنرمندان مجبورند برای دیگران ببافند.

متاسفانه به رغم ظرفیت بالایی که بازارهای داخلی دارد، تلاشی برای ارائه محصولات توبافی خراشاد در داخل کشور نمی‌شود و از قضا گردشگران خارجی بهتر از خومان محصولات توبافی خراشاد را می‌شناسند. چرا که این روستا ثبت جهانی شده و همه ساله هم گردشگران خارجی زیادی از این منطقه بازدید می‌کردند. جالب این است که در ابتدای شروع کار کسب و کارهای دیگر و صفحه‌های اینستاگرامی به ویژه در ترکیه به ما می‌گفتند ما مشابه این محصولات را داریم و می‌توانیم نیازتان را تامین کنیم. جالب‌تر اینکه بسیاری از مشتریان ما می‌گفتند مشابه نمونه‌های کارهای شما را در برندهای خارجی دیده‌ایم.

پارچه سنتی توبافی
انواع حوله‌، سفره نان، دستمال سفره، دستمال رولی، دستمال جیبی، خشک‌کن ظروف و… بخشی از محصولات کسب و کار خراشاد توباف است

محصولات توبافی چه مشخصات و ویژگی‌هایی دارند؟

در توبافی نقش و نگارها ذهنی است و به هیچ وجه نمی‌توان طرح و رنگ‌ها را تکرار کرد. هیچ دو نوع محصول توبافی عینا شبیه به یکدیگر نیستند و مشتریان نیز این موضوع را پذیرفته‌اند. همه چیز تجربی یاد گرفته‌اند و به هیچ وجه نمی‌توان دو هنرمند و دو محصول را پیدا کرد که عینا شبیه یکدیگر کار کنند.

بخشی از حلقه مفقوده‌ای که در ابتدا به آن اشاره کردید را کسب و کارهای آنلاینی مثل خراشاد توباف پر کرده‌اند. هنرمندان توبافی در روستایی که ثبت جهانی شده و شیوع ویروس کرونا نیز پای گردشگران را از آن بریده، چه حمایت‌هایی نیاز دارند؟

ببینید بافتن پارچه‌هایی توبافی دشوار است و عوارض جسمی زیادی دارد اما هیچ‌کدام از بافندگان زیر پوشش بیمه درمانی نیستند. هر هنرمند توبافی بیش از حد مشخصی نمی‌تواند کار کند و تصور می‌کنم باید بیشتر حمایت شوند. میراث فرهنگی زمانی در دهه ۸۰ و پس از ثبت جهانی این روستا، اسباب و امکان آموزش را برای زنان این منطقه فراهم کرد اما در شرایط کنونی شایسته نیست آن‌ها را به حال خود رها کند. دستگاه‌های توبافی نسبت به گذشته گران‌تر شده‌اند. نخ و رنگ و دیگر موارد اولیه نیز همین‌طور. هنرمندان مجبورند برای دیگران ببافند. در کارگاه‌هایی توبافی گاه تا چهار نسل در کنار یکدیگر کار می‌کنند و این هنر را ادامه می‌دهند اما تنها دغدغه‌شان این است که محصولاتی که می‌بافند خریدار داشته باشد اما از طرف کسی از آن‌ها حمایت نمی‌کند.

نمونه حوله‌های با جنس پارچه سنتی
پارچه‌های توبافی به دلیل دست بافت بافت بودن به طور کامل از نظر طرح و رنگ با یکدیگر متفاوت هستند

در یک سالی که از شروع کسب و کار خراشاد توباف می‌گذرد، استقبال مخاطبان و مشتریان چطور بوده است؟

مخاطبان استقبال خوبی از محصولات می‌کنند. به یاد نمی‌آورم ما محصولی را معرفی کرده باشیم و به فروش نرسیده باشد. امروزه مردم به صنایع دستی بافتنی اهمیت زیادی می‌نهند تجربه ما نیز این موضوع را ثابت می‌کند. در اوایل اصلا تصور نمی‌کردیم مردم اینقدر از محصولات توبافی استقبال کنند یا بتوانیم از عهده تامین محصولات متناسب با نیازهای مخاطبان برآییم. از طرفی نیز بافتن تدارک محصولات زمان‌بر است و بافندگان توان این را ندارند که دائما ببافند. به همین دلیل از قبل اعلام می‌کنیم که چه روز و چه ساعتی فروش آنلاین محصولات شروع می‌شود و به تفکیک روز و ساعت محصولات را در دسته‌بندی‌های نوزادان و بزرگسالان عرضه می‌کنیم.

تجربه شما از فروش آنلاین محصولات صنایع دستی از طریق اینستاگرام چیست؟

ما سعی کردیم از طریق شبکه اجتماعی اینستاگرام که پلتفرمی محبوب و پرمخاطب در کشورمان است، محصولات توبافی خراشاد را که یکی از چندین صنایع دستی برتر کشور است به دست مشتریان برسانیم. بسیاری از مخاطبان ما می‌گویند امکان فروش آنلاین در شرایطی که امکان سفر و خرید حضوری به بازار خراشاد وجود ندارد، یک امتیاز ویژه است. ما در فضای آنلاین به صورت تخصصی محصولات توبافی خراشاد را معرفی و عرضه می‌کنیم و مخاطبانمان نیز این را فرصتی ایدئال برای خرید دانند اما این روش بی‌عیب و نقص هم نیست.

محصولات مدرن از پارچه‌های سنتی
کسب و کار خراشاد توباف هنر سنتی توبافی را با کاربری‌های مدرن و امروزی‌تر ترکیب کرده است

گرچه اینستاگرام ظرفیت‌های خوبی برای شروع کسب و کار دارد، موضوع این است که این پلتفرم محدودیت‌هایی هم دارد. یعنی پلتفرمی نیست که بتوان در آن فروش‌های بالا را مدیریت کرد. چرا که همه چیز به دایرکت ختم می‌شود که بعد از مدتی دیده نمی‌شوند. یا اینکه ممکن است مخاطبان در میان انبوه پیام‌ها گم شوند. تصور کنید یک اشتباهی از ما سربزند و ما بخواهیم وجه محصول را عودت دهیم. در این صورت چه باید؟ دشواری پیدا کردن یک مشتری در میان صدها و هزاران پیام دریافتی در شبکه اینستاگرام بسیار زیاد است به همین دلیل ما از همان ابتدا مشخصات و شماره تلفن و آدرس را از مخاطبانمان می‌گیریم. از همین رو بنا داریم سایت فرش محصولاتمان را راه‌اندازی کنیم تا از هر دو بستر سایت و اینستاگرام محصولات را دست مخاطبانمان برسانیم.

با پلتفرم‌های دیگر مثل سایت‌های خرده‌فروشی آنلاین همکاری دارید؟

همکاری با سایت‌‌ها نیز معضلات خاص خود را دارد. چندین سایت در کشور ما فعالند که محصولات شبیه ما را به فروش می‌رسانند اما تنوع محصولات آن‌ها پایین است. یعنی برایشان صرفه اقتصادی ندارد که از محصولات توبافی که اغلب تک هستند عکاسی کنند و روی سایت بگذارند. با اینکه بسیاری از همین سایت‌ها به ما پیام می‌دهند که محصولات ما را می‌خواهند اما مطمئن نیستیم که بتوانیم با آن‌ها کار کنیم. چرا که محصولات سری‌کاری نیستند و طرح و نقشه‌هایشان دائما عوض می‌شود و هنرمندان نیز نمی‌توانند تضمین کنند که فلان محصول را مطابق با رنگ و طرح از پیش تعیین شده می‌بافند.

این معضل بزرگی برای فروش آنلاین محصولات از طریق سایت است. در اینستاگرام ما محصولات را استوری می‌کنیم و می‌نویسیم از این فلان محصول چه تعداد کار داریم اما سایت چنین قابلیتی ندارد. به همین دلیل فکر می‌کنم ترکیبی از سایت و اینستاگرام ممکن است بهتر جواب‌گوی نیازهای ما باشد.

شاید خیلی‌ها ندانند و تصور کنند یزد شهر بادگیرهاست یا وقتی نام آن را می‌شوند یاد شیرینی و ترمه بیفتند اما از قدیم‌الایام یزد شهر شعر بافی بوده است. شَعربافی به معنای نساجی بوده و خودش شاخه شاخه و به دارایی‌ بافی، ترمه ‌بافی، کاربافی و… تقسیم می‌شود. هنرهایی که به مرور از یاد رفته‌اند و در آستانه نابودی‌اند. اگر نام هر یک از این سه هنر را در شبکه اجتماعی جست‌و‌جو کنید، به صفحه خرده نبات می‌رسید. یکی از چندین کسب و کاری که در زمینه صنایع نساجی یزد در یک سال گذشته خوب کار کرده‌ و محصولات مختلف بافته دست‌های هنرمندان یزد و میبد و اردکان را به دست مشتریان می‌رساند. از شال و رومیزی بگیرید تا پارچه‌های سبک سفری. خرده نبات کار مهمتری هم می‌کند. برندسازی شهر یزد و میراث چندین هزار ساله‌اش. چیزی که الهام سعادتی، بنیان‌گذار خرده نبات می‌گوید کسی آن را جدی نگرفته است. این کسب و کار به روایت موسس آن مهمترین هدفی که دنبال می‌کند پرکردن همین خلا و ترویج هنرهای اصیل یزد در میان مردم به شکل واقعی و درست آن است. سعادتی اما می‌گوید در این راه تک و تنها به پیش می‌رود و حمایت دولتی و سازمانی هم از او صورت نگرفته است. با او درباره کسب و کار خرده نبات و محصولات نساجی یزد گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

ماجرای خرده نبات و راه‌اندازی کسب و کاری در حوزه نساجی یزد از کجا به ذهن‌تان رسید؟

سال‌ها است مایل بودم کاری درباره یزد انجام دهم و آن را متفاوت از بقیه تلاش‌هایی که در این راه انجام می‌شود، نشان دهم. هم راجع به خود شهر یزد و هم محصولات و صنایع دستی این شهر. ما اصالتا یزدی هستیم اما خودم تهران زندگی می‌کنم و بزرگ شده‌ام. سال گذشته و در آبان بعد از چندین ماه تحقیق و پژوهش و بررسی جوانب موضوع، کارم را با دارایی‌بافی شروع کردم. دارایی‌بافی هنری است که نزدیک به هزار سال در ایران سابقه دارد ولی در اثر بی‌توجهی‌ها، بسیاری آن را نمی‌شناسند. حتی در خود یزد نیز نسل جدید یزد دارایی‌بافی را نمی‌شناسند و از بافته‌های آن استفاده نمی‌کنند. این در حالی است که این هنر اصیل جزو میراث و سنت‌ و داراییشان بوده است. شروع کارم با فیلم گرفتن از دارایی‌بافی بود و در اولین قدم سراغ حسین نیکخواه رفتم. استاد نیکخواه از قدیمی‌ترین بافنده‌های داریی ‌بافی ایرانی در قید حیات هستند.

رومیزی دارایی بافی
دارایی بافی از پارچه‌های زیبا و دست‌باف یزدی است که امروزه کمتر کسی سراغ آن بافتن آن می‌رود

به طور کلی هدف اولیه‌ام، شناساندن یزد و نساجی یزد است. هدفم شناساندن پارچه‌های اصیل به عموم مردم در ایران و دیگر نقاط جهان و به خصوص به گردشگران بود. به تدریج که شناختم درباره دارایی‌بافی بیشتر شد به فکر افتادم که صفحه‌ خرده نبات را در اینستاگرام راه بیندازم. خرده نبات پارچه‌ چهارخانه ریز است که در گذشته به عنوان سفره از آن استفاده می‌شد است. به این خاطر نام خرده نبات را به خود گرفته که در قدیم برای خرید نبات در یزد مردم از این پارچه‌ها استفاده می‌کردند.

علاوه بر این در کنار داریی‌بافی سعی کردم دیگر پارچه‌های کاربافی و شعربافی که هر دو نیز جزء صنایع اصیل یزدی هستند، عرضه کنم. محصولات کاربافی خرده نبات را زنان سرپرست خانوار شهرهای میبد و اردکان انجام می‌دهند. زنان در خانه‌هایشان دار زده‌اند و شال و رومیزی و… را می‌بافند. فروش محصولات این زنان در خرده نبات به اقتصاد این خانواده‌ها کمک زیادی کرده است. من نیز سعی می‌کنم تمام محصولات را به صورت نقد از آن‌ها خریداری کنم و اگر هم فروش نداشته باشند، از آن‌ها عکاسی کنم و به گونه‌ای در صفحه خرده نبات می‌گذارم که شناسانده شوند.

شهر یزد جزء میراث معنوی ایرانیان است اما همانطور که می‌گویید به نظر می‌رسد چندان خوب معرفی نشده است. بافت یزد نیز خودش بر این موضوع بی‌تاثیر نیست. نقص‌ها و کمبودها شما را به این مسیر کشاند اما می‌دانم که طول مسیر نیز خلاهایی احساس کرده‌اید.

در یک سال گذشته با اینکه تلاش‌ زیادی کرده‌ام که موانع را از سر راهم بردارم، احساس می‌کنم خیلی امکانات کم است. من ساکن تهران هستم و فروش محصولات نیز به صورت آنلاین است. درخواست‌های زیادی از سمت مردم دریافت می‌کنم که دوست دارند دارایی‌بافی را یاد بگیرند. در تهران امکان یاد دادن دارایی‌بافی وجود ندارد. در تهران هیچ مرکزی برای آموزش نداریم. دارایی‌بافی شرایط و امکانات خاصی می‌طلبد و چیزی نیست که هر کسی در خانه‌اش برپا کند.

عقدا از توابع اردکان استان یزد
یکی از اهداف خرده نبات معرفی استان یزد و میراث و صنایع دستی و هنری مردمان آن است

برخلاف دار کاربافی که می‌توان آن را در خانه برپا کرد، دارایی‌بافی باید کارگاه مخصوص به خود داشته باشد. من درخواست‌های زیادی دارم اما واقعیت این است که از توان من خارج است. واقعیت این است که از این هنر و ترویج آن هیچ حمایتی نمی‌شود. در یک کلام امکانات برای شناساندن هنر دارایی‌بافی زیر صفر است. تلاش من در نهایت همین می‌شود که بافنده محصول را می‌بافد اما تلاش می‌کنم این محصول را به بهترین نحو ارائه دهم. ما در خرده نبات زیبایی دارایی‌بافی را نشان می‌دهیم. پارچه‌ای که رنج‌بافته است و کسی هم دقیق نمی‌داند با چه مشقتی تولید می‌شود.

دارایی‌بافی هنری است که نزدیک به هزار سال در ایران سابقه دارد ولی در اثر بی‌توجهی‌ها، بسیاری آن را نمی‌شناسند. حتی در خود یزد نیز نسل جدید یزد دارایی‌بافی را نمی‌شناسند و از بافته‌های آن استفاده نمی‌کنند. این در حالی است که این هنر اصیل جزو میراث و سنت‌ و دارایی‌شان بوده است.

سراغ ارگان‌ها و نهادهای مرتبط با صنایع دستی رفته‌اید؟

متاسفانه هیچ حمایتی صورت نمی‌گیرد. چندبار در تهران از اداره میراث فرهنگی درخواست کردم که آیا امکان دارد در تهران این هنر را آورد و کارگاه دایر کرد تا کسانی که علاقمند هستند بیایند و این هنر را فرا بگیرند. همانطور که حدس می‌زدم پاسخشان منفی بود. چه اشکالی دارد مگر. می‌توان بستری آماده کرد که توریست‌هایی که به ایران می‌آیند با این هنر ارزشمند آشنا شوند. مثلا تور دارایی بافی برگزار کنیم تا ببینند این هنر چگونه است و محصولات را خریداری کنند تا این هنر از بین نرود.

شعربافی در استان یزد
دارایی‌ بافی و کاربافی و شعربافی از محصولات اصلی صنایع بافتنی یزد هستند. تصویری از پارچه رنگارنگ خدکی یا ختکی

در خرده‌نبات چه محصولاتی را به فروش می‌رسانید؟

محصولات ما چند دسته هستند. یک سری از محصولات ویژه سفر و گردشگری است. محصولاتی که  سبک و کم‌حجم و باکیفیت هستند. مثل حوله‌های تن‌پوش، حوله‌های سفری و نم‌چین‌ها و دستمال‌های دست و صورت. این محصولات تا می‌خورند و در کیف و کوله قرار می‌گیرند و به سرعت هم خشک می‌شوند. شمدها و رواندازها جاگیر نیستند. حوله‌ها آبگیری بالایی دارند. بیشتر کسانی که اهل سفر کردن هستند این محصولات را از ما خریداری می‌کنند.

یک سری دیگر از محصولات آن‌هایی هستند که زنان خانه‌دار سراغ آن‌ها می‌روند و پارچه‌های کاربافی و رومیزی‌ها و روتختی‌های دارایی‌بافی را دربرمی‌گیرد. دسته دیگر از محصولات شال‌ است که اغلب آن‌ها دست‌بافت هستند. یا کاربافی‌اند یا دارایی‌بافی یا شعربافی که همگی هم مربوط می‌شوند به نساجی یزد. یک سری دیگر کار کیف است که در ترکیب آن‌ از پارچه‌های سنتی مثل لنگ و مازاری و… استفاده شده است.

پایه اصلی محصولات خرده‌ نبات پارچه‌هایی است که به صورت دارایی‌بافی، کاربافی و شعربافی بافته می‌شوند. تفاوت این‌ها در چیست؟

اصل تفاوت در نوع دار و نوع بافت است. برای مثال در کاربافی فقط دست کار می‌کند تا محصول بافته شود اما در دارایی‌بافی دست و پا به صورت همزمان کار می‌کنند. در دارایی‌بافی اول تار و پود نخ‌ها را رنگ می‌زنند و بعد از آن شروع به بافتن می‌کنند. دارایی‌بافی نقشه ندارد و به صورت انتزاعی بافته می‌شود. ممکن است دو شال دارایی‌بافی دارای یک نوع تم ‌رنگی باشند اما هرگز در طرح و نقشه شبیه یکدیگر نیستد.

به طور خلاصه نوع دار و نوع بافت محصولات با یکدیگر متفاوت است. در دارایی‌بافی قدیم از نخ‌های قیمتی مثل ابریشم بافت استفاده می‌کردند. اساسا به این خاطر اسم آن دارایی‌بافی شده که خیلی گران‌قیمت بوده و هر خانواده‌ای یک تکه از پارچه دارایی‌ را به عنوان جهیزیه به دخترش می‌داده است. اصلا برای همین بوده که اسم آن دارایی شده است. در گذشته دارایی‌بافی پارچه‌ای بوده که با نخ ابریشم خالص بافته می‌شده اما امروزه چون ابریشم قیمت بالایی دارد، از ترکیب نخ و ابریشم استفاده می‌شود. در دارایی‌بافی نوع جنس نخی که در آن به کار می‌رود با کاربافی متفاوت است و از نظر کیفیت آن را در رده بالاتری قرار می‌دهد.

پارچه خرده نبات
پارچه اصیل و قدیمی یزد که به خرده نبات شناخته می‌شود و در میان مردم هم رواج داشته است

نحوه ارتباطات شما با بافنده‌هایتان چگونه است؟ از کجا آن‌ها را شناسایی می‌کنید؟ همه بافندگان ساکن شهر یزد هستند یا از مناطق دیگر نیز هنرمندان با شما کار می‌کنند؟

هنرمندان دارایی‌بافی ما از شهر یزد هستند. اما کاربافی‌ها در میبد و اردکان تولید می‌شوند. اغلب هنرمندان را با پرس و جو کردن و در سفرها و رفت‌و‌آمد کردن‌ها شناسایی می‌کنم. بیشتر شبیه کشف کردن استعداد‌هاست. کسانی که سال‌هاست به این هنرها مشغولند اما کسی سراغی از آن‌ها نگرفته است. برای مثال چند وقت پیش در میبد کارگاهی پیدا کردم که تمام هنرمندان آن سرپرست خانوار بودند. هنرمندان محصولات را می‌بافند و ارسال می‌کنند و اینجا من محصولات را برای فروش می‌گذارم.

محصولات را در خرده نبات به فروش می‌رسانید و متناسب با فروش کمیسیون را به هنرمندان پرداخت می‌کنید. در کسب و کار شما که بافتن محصولات آن آسان نیست، قیمت‌ها و اساسا فرآیند قیمت‌گذاری‌ها چگونه است؟

قیمت‌گذاری را به خود تولیدکنندگان واگذار کرده‌ایم و به آن‌ها می‌گوییم قیمت هر محصول را خودشان تعیین کنند. در خرده نبات همه محصولات را به صورت نقد از هنرمندان خریداری می‌کنیم و اینطور نیست که به آن‌ها بگویم اگر جنس‌شان به فروش رسید، آن موقع من تسویه‌حساب می‌کنم.

محصولات دارایی‌بافی و بقیه موارد مثل کاربافی و… که بافندگان تولید می‌کنند، خاص هستند و شاید هر کسی نتواند از کیفیت آن‌ها سردربیاورد. یعنی تشخیص تفاوت میان جنس باکیفیت و کیفیت ‌پایین به آسانی ممکن نیست. چطور مطمئن می‌شوید که اجناسی که تولیدکنندگان به شما می‌رسانند کیفیت لازم را دارند؟

ما در خرده نبات ابتدا کیفیتی که مدنظرمان است را به بافنده اعلام می‌کنیم  و به آن‌ها می‌گوییم در محصولات تهیه از مواد باکیفیت استفاده کنند ولو اینکه گران‌تر دربیایند. چرا که می‌خواهیم محصولات صددرصد نخ طبیعی باشد، رنگ ندهند و… . نمونه تمام اجناس را خودمان از قبل استفاده می‌کنیم و در صورتی که مشکل نداشته باشند در صفحه خرده نبات معرفی می‌کنیم و به فروش می‌رسانیم. یعنی تا زمانی که از کیفیت اجناس مطئن نشویم، آن‌ها را معرفی نمی‌کنیم. از سویی برای ما که یکی از هدف‌مان است که نگذاریم هنرهای قدیمی یزد و به ویژه دارایی‌بافی از بین بروند، اجناس اصلی و باکیفیت شرط اصلی موفقیت است. موضوع دیگر این است که ما در کسب و کار خرده نبات تمام محصولاتی که به فروش می‌رسند، الیاف طبیعی و نخ هستند. به هیچ عنوان از الیاف مصنوعی در محصولات استفاده نمی‌کنیم.

دارایی بافی در یزد
پارچه دارایی یا ایکات بالغ بر هفت قرن است که در یزد بافته می‌شود و در میان مردم جابگاهی ارزشمند دارد

چقدر کسب و کارهای مشابه شما به صورت آنلاین در حوزه نساجی یزد وجود دارد؟

واقعیت این است که تاکنون ندیده‌ام در فضای مجازی کسب و کاری مشابه آن چیزی که ما راه‌انداخته‌ایم، فعالیت کند. این را حمل بر تعریف از خود و خودستایی نکنید. بیشتر منظورم این است که نساجی یزد چقدر مهجور است. وقتی ما کسب و کارمان را شروع کردیم، به نحوی سروصدا کرد و اینقدر از آن استقبال شد که عده‌ای به فکر افتادند که کاری شبیه به ما انجام دهند. منتها با تنوع و کیفیت محصولاتی که ارائه می‌شود، چندان بالا نیست. در دارایی‌بافی به هیچ عنوان کسی کار نکرده و در بقیه موارد نیز چند مدل محصولات ماشین‌بافت را ارائه کرده‌اند.

این یک واقعیت است که ما نیاز به تولید محتوای کاربرپسند داریم. در شبکه‌های اجتماعی محتواها اغلب تکراری است و گاه هم با اینکه محتواها تکراری نیست و خیلی هم برای آن‌ها هزینه شده، استراتژی مشخصی را نمی‌توان در آن‌ها دید

اینکه می‌گویم هدفم ارائه بی‌نقص و با بالاترین میزان رضایت است، خیلی مهم است. در شناخت هنر و فرهنگ یزد نوع ارائه بسیار تعیین‌کننده است. در خرده نبات وسواس زیادی به خرج می‌دهیم و وقت زیادی را برای تمام مراحل صرف می‌کنیم که مخاطب را جذب کنیم.

برای مثال عکس‌هایی که درباره شهر یزد و میراث و صنایع دستی این شهر و محصولات آن در صفحه خرده نبات می‌گذاریم، به گونه‌ای انتخاب می‌شوند که حس خوبی را منتقل کنند و آن چیزی که باید را نشان دهند. متاسفانه در کسب و کارهای دیگر به این نکات توجهی نمی‌شود. پارچه‌های یزد ویژگی‌های خاصی دارند و باید به گونه ای معرفی و به نمایش گذاشته شوند که جلوه آن‌ها مخاطب را جذب کند. محصولات تولیدی هرچقدر هم خوب و باکیفیت بافته شده باشند اما به شکل درست و منظم و باوسواس به نمایش گذاشته نشود، مردم را ترغیب نمی‌کند. اینکه پارچه‌ها چروک نباشند یا از زوایای درست از آن‌ها عکاسی شود، کلیدی ‌است.

تن پوش حمام خرده نبات
یک سری از محصولات خرده نبات ویژه سفر و گردشگری است. مثل حوله‌های تن‌پوش و سفری و نم‌چین‌ها و دستمال‌های دست و صورت

شما به مهجور ماندن هنر صنایع دستی یزد اشاره کردید و گفتید اقدامی برای معرفی و شناساندن آن صورت نگرفته است. مردم و مخاطبان از محصولاتی که در خرده نبات عرضه می‌شوند، چه استقبالی کرده‌اند؟

در کمتر از یک سالی که خرده‌ نبات را راه انداخته‌ایم، بازخوردهای مثبتی از مردم دریافت کرده‌ایم. همین موضوع نیز به ما انگیزه می‌دهد که کارمان را ادامه دهیم. از نظر فروشی که برای زنان سرپرست خانوار به دست آمده مشخص است که مردم چقدر مشتاق صنایع و هنرهای دستی شهر یزد هستند و این هنر اما مهجور مانده است.

در صورتی که با این اوضاع فعلی اقتصادی سرپا نگه داشتن کسب و کارهای خرد و مستقل چقدر دشوار است. ما امروز یک جنس را با قیمتی مشخص می‌فروشیم اما در کمتر از یک هفته به یک‌باره قیمت نخ و دیگر مواد اولیه افزایش می‌یابد و همه‌چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. از سویی هم به صورت پیوسته تاکید می‌کنیم که خرده نبات جایی نیست که تنها محصولات صنایع دستی  نساجی یزد عرضه شود.

کار مهمترمان این است که یزد و فرهنگ و ارزش‌ها و گنجیه‌های گرانبهای آن را معرفی کنیم. برای مثال در خرده نبات با ابزارها و امکانات و ظرفیت‌هایی که فضای مجازی در اختیار قرار داده به کاربران می‌گوییم که جشن مهرگان چیست. بالتبع مردم نیز مشتاق به دانستن و شناخت ارزش‌ها و آداب و رسوم مردمان یزد هستند و خرده نبات را می‌بینند. مجموع این‌ها به ما هم انگیزه می‌دهد که کسب و کارمان را ادامه دهیم در مقابل مشکلات کم نیاوریم.

به جز پلتفرم اینستاگرام برای معرفی و فروش محصولات خرده نبات از روش‌های دیگری نیز استفاده می‌کنید؟

در حال حاضر تنها از طریق اینستاگرام محصولات‌مان را عرضه می‌کنیم اما در آینده‌ای نزدیک سایت خرده نبات را نیز بالا می‌آوریم.

کیف‌هایی از جنس پارچه مازاری. مازاری از ریشه ماز به معنی چرخ و نورد گرفته شده ومازاری ها در حقیقت آسیاب هایی هستند که در آنها چیزی را می سایند

خرده نبات را جایی ثبت کرده‌اید؟

در اداره ثبت برند و لوگوی سازمان ثبت شرکت‌ها در حال گذراندن فرآیندهای ثبت برند خرده نبات هستیم اما از سمت وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاری نکرده‌ایم. ثبت چنین کسب و کارهایی در اداره میراث فرهنگی کمی پیچیده است و امیدواریم از سمت صنایع دستی و گردشگری یزد برای ثبت خرده نبات مساعدت‌های لازم صورت بگیرد.

به نظر می‌رسد در خرده نبات بر خلاف بسیاری از کسب و کارهای مشابه در حوزه نساجی یزد به تولید محتوا اهمیت زیادی داده‌اید. چیزی که در آن ضعف داریم و وقتی هم پای گردشگری و صنایع دستی و میراث فرهنگی وسط باشد، ضعف‌ها بیشتر نمایان می‌شوند. چه خلاهایی در این باره احساس می‌کنید. چقدر جای تولید محتوای مناسب و حرفه‌ای در کسب و کارهای این‌چنینی خالی است؟

به نظرم ضعف اصلی ما در تولید محتواست. این یک واقعیت است که ما نیاز به تولید محتوای کاربرپسند داریم. در شبکه‌های اجتماعی محتواها اغلب تکراری است و گاه هم با اینکه محتواها تکراری نیست و خیلی هم برای آن‌ها هزینه شده، استراتژی مشخصی را نمی‌توان در آن‌ها دید. چیزی که ما در خرده نبات و در معرفی دارایی‌ بافی دنبال می‌کنیم این است که محتوا به دل بنشیند. برای مثال خودم بالای سر تک تک فریم‌های عکس‌ها می‌ایستم. چون معتقدم صنایع دستی یزد ارزش زیادی دارند و باید سعی کنیم حس و حال محصولات را در تولید محتوایمان به مخاطب بدهیم. ما فکر شده و با استراتژی تولید محتوا می‌‌کنیم. مردم ما اصالت و قدیمی بودن را دوست دارند و دارایی‌بافی و کاربافی و شعربافی واجد این دو ویژگی هستند و ما در کارهایمان آن را به مردم نشان می‌دهیم.

نسل اندر نسل یک هنر را ادامه داده‌اند، نقش و نگارهایش را تکرار کرده‌اند، به یک روش تولیدش کرده‌اند و امروز به موزه‌ای زنده‌ تبدیل شده است. کلپورگان تنها موزه زنده سفال جهان و نخستین روستای جهانی صنایع دستی ثبت شده در یونسکو است. روستایی در نزدیکی‌های شهر سراوان در استان سیستان و بلوچستان که کار اهالی آن ساخت محصولات سفالی است. آن هم به شیوه‌ای که از هفت‌هزار سال پیش دست نخوره است. سفال کلپورگان به چند دلیل خاص و منحصر به فرد است. زنان و دختران  بلوچی آن را می‌سازند، نقش و طرح‌های آن که به طور کامل هندسی و تداعی‌کننده نقش‌های باستانی و یادگار همان دوران‌ها است، ذهنی و به صورت بداهه است. سومین ویژگی هم این است که در ساخت کاسه‌ها، کوزه‌ها، جام‌ها، قندان‌ها، قدح‌ها، پارچ‌ها و لیوان‌ها و… به جز دست از چرخ یا هیچ ابزار دیگری استفاده نمی‌شود. در یکی دو سال گذشته با رشد انواع کسب و کارهای آنلاین، هنرمندان سفال کلپورپان نیز در فضای مجازی هم حضور پررنگ‌تری یافته‌اند وآشنایی مردم با این هنر قدیمی بیشتر هم شده است. فرشته پرکی یکی از تولیدکنندگان سفال کلپورگان است که به گفته خودش این حرفه را از مادرش یاد گرفته و حالا خودش به مرحله استادی رسدیه است. او با اینکه سن و سال چندانی ندارد، اینقدر به هنر سفالگری علاقه‌مند است که کسب و کارشان را ثبت رسمی هم کرده است. با او درباره کسب و کارشان و پاره‌ای مسائل دیگر گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

سفال کلپورگان یکی از صفحه‌های پرمخاطب در فضای مجازی است که محصولات تولیدی‌تان را در آنجا به فروش می‌رسانید. می‌دانم که مدت‌هاست به کار تولید سفال مشغول هستید. چه شد که سراغ هنر سفال‌گری رفتید؟

دو سه سال است که به طور حرفه‌ای این کار را دنبال می‌کنم. سفالگری در روستای کلپورگان هنری است که از مادر به دختر انتقال می‌یابد. مادرم سال‌هاست این کار را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهد. مادرم نیز هنر سفال‌گری را از مادرش یاد گرفته و این هنری است که ما سعی کرده‌ایم در خانواده‌مان آن را حفظ کنیم. در روستای ما همه زنان و دختران همین  را انجام می‌دهند. روستای ما چندان بزرگ نیست اما به هر خانه‌ای که مراجعه کنید، کارگاه خانگی دارند و کار اهالی آن سفالگری و تولید سفال برای فروش است. من نیز مثل بقیه شروع کردم به کار و به این کار نیز علاقه‌مند هستم و می‌خواهم آن را ادامه می‌دهم.

کوره پخت سفال های کلپورگان
نمایی از محصولات سفالی که برای پخت در کوره گذاشته‌اند

راجع به منطقه‌تان برای ما توضیح دهید. شهرت روستای صنایع دستی کلپورگان به چه خاطر است که یونسکو آن را ثبت کرده و یکی از چندین نقطه ایران در زمینه هنرهای صنایع دستی است.

کلپورگان در ۲۵ کیلومتری شهر سراوان قرار دارد. قدمت سفال‌هایی که در اینجا ساخته می‌شوند، به حدود هفت هزار سال می‌رسد. علت اینکه سفال کلپورگان شهرت دارد این است که به طور کامل با دست و بدون نیاز به چرخ ساخته می‌شود و نقش و نگار آن همان‌ طرح‌های باستانی است که از چندهزار سال پیش وجود داشته‌اند. ما در همه این قرن‌ها هیچ تغییری و نقش‌ها و طرح‌ها انجام نداده‌ایم و آن را نسل به نسل کرده‌ایم که همین هم باعث شده در ذهن سفال‌گران زنده بمانند. به همین دلیل زنان سفالگر به صورت کاملا بداهه و ذهنی نقش‌ها و طرح‌ها را از ذهنشان روی سفال اجرا می‌کنند.

سفال کلپورگان جزئی از هویت صنعت گردشگری ایران است. برای جهانیان نیز جالب است که چطور هنری در یک روستا از گذر هزاران سال حفظ شده است. کلپورگان  موزه زنده است و از این لحاظ زنده است که اهالی آن هنر آبا‌واجدادی‌شان را ادامه می‌دهند. گردشگران داخلی و خارجی نیز به منطقه می‌آیند و از نزدیک روند با روند تولید سفال‌ها آشنا می‌شوند و محصولاتمان را به صورت حضوری می‌خرند و این کمک می‌کند چراغ کسب و کارمان روشن بماند.

ما حدود یک سال است که اینترنت‌دار شده‌ایم. بعد از بازدید سال گذشته وزیر ارتباطات از منطقه ما وضعیت‌ اینترنت‌ بهتر شد و مردم نیز این امکان را یافتند که به صورت مجازی کسب و کار خود را گسترش دهند. این درخواست اهالی روستا از مسئولان بود که خوشبختانه عملی شد. به توصیه آشنایان که می‌گفتند در فضای آنلاین فروش محصولات بیشتر می‌شود، صفحه‌ سفال کلپورگان را در شبکه اجتماعی اینستاگرام درست کردم و الان هم محصولات سفال کلپورگان را به مناطق مختلف کشور ارسال می‌کنم.

هنر تولید سفال‌های کلپورگان به جز اینکه بدون تغییر به امروز رسیده چه تفاوت‌هایی با بقیه سفال‌ها دارد؟ محصولات طی چه مراحل و فرآیندهایی ساخته می‌شوند؟

سفال کلپورگان از خاک رس ساخته می‌شود. در نزدیکی‌های روستای ما معدنی وجود دارد که خاک را از آنجا تهیه می‌کنیم. در مرحله بعد از جداسازی و الک کردن ضایعات، خاک را خیس می‌کنیم و ورز می‌دهیم و به مدت یک هفته در پلاستیک نگه می‌داریم. به محض اینکه گل سفال‌ آماده شد، با قطعه‌ای چوبی روی یک تکه سنگ شکل کار را درمی‌آوریم. سفال‌های دست‌ساز کلپورگان بدون هیچ‌گونه قالب و طرح پیش‌ساخته درست می‌شوند. بعد از حدود ۴ الی ۵ روز که سفال‌ها خشک شدند، چون لعاب ندارند، با تکه‌ها‌ی سنگی آن‌ها را صاف می‌کنیم و صیقل می‌دهیم تا آماده اجرای نقش و نگارها شوند.

ماده‌ای که طرح‌ها را با آن روی سفال‌ها نقاشی می‌کنیم، از سنگ منگنز است که ما در زبان محلی به آن تیتوک می‌گوییم. این سنگ را از منطقه مهرستان می‌آوریم و آتقدر آن را با سنگ معمولی می‌سابیم و با آب ترکیب می‌کنیم که حاصل ماده‌ای سیاه رنگ است. برای زدن طرح‌ها روی سفال‌ها از این ماده با یک تکه چوب و پارچه استفاده می‌کنیم. ویژگی مهم سفال‌‌های کلپورگان این است که نقش‌ها از پیش آماده نیستند بلکه سفال‌‌گران به صورت ذهنی و بداهه آن‌ها را روی سفال‌ها می‌کشند.

هر سفال‌گری این نقش‌ها را به یاد دارد و چون پیوسته آن را روی تکرار کرده‌اند، بعید است آن را فراموش کنند. بعد از اینکه نقوش را روی سفال‌ها اجرا کردیم و تعداد آن‌ها به ۷۰ یا ۸۰ عدد رسید، آن‌ها را در دمای ۹۶۰ تا ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد حرارت می‌دهیم. چنین دمایی کمک می‌کند رنگ و طرح و نقش‌ها ماندگار شوند و دربرابر شست‌و‌شو از بین نروند.

هنر کهن تولید سفال دست ساز
نقش‌ها و طرح‌های سفال‌ها از هزاران سال پیش تاکنون دست‌نخورده باقی مانده‌اند

تولید و فروش صنایع دستی سفال کلپورگان را زنان انجام می‌دهند. این فعالیت از نظر درآمدی چه سهمی در درآمدهای خانوارها دارد؟

کار اصلی ما تولید سفال است و بسیاری از زنان و دختران در روستا همین کار را انجام می‌دهند. نمی‌توانم بگویم درآمد آنچنانی نصیبمان می‌شود یا کل درآمد خانواده از این طریق تامین می‌شود اما کمک‌خرج‌مان است و به خصوص که این درآمد از سمت زنان و دختران وارد خانواده می‌شود. البته میزان درآمد بستگی به میزان فعالیت‌ها هم دارد. هر چقدر سفال بیشتری تولید کنیم، درآمد بیشتری هم کسب می‌کنیم.

کلپورگان در یکی از استان‌های محروم واقع شده که متاسفانه از نظر امکانات و زیرساخت‌ها وضعیت خوبی ندارد. مثل بسیاری از نیازهای دیگر پوشش، دسترسی به اینترنت هم هنوز در سیستان و بلوچستان به آسانی و برای همه مقدور نیست. شما بخشی از حرفه و کسب و کار سفال‌گری‌تان را در فضای مجازی نیز عرضه ‌کرده‌اید و محصولات دست‌ساخته‌تان را برای مشتریان ارسال می‌کنید. چه شد که سراغ اینستاگرام رفتید؟

ما حدود یک سال است که اینترنت‌دار شده‌ایم. بعد از بازدید سال گذشته وزیر ارتباطات از منطقه ما وضعیت‌ اینترنت‌ بهتر شد و مردم نیز این امکان را یافتند که به صورت مجازی کسب و کار خود را گسترش دهند. این درخواست اهالی روستا از مسئولان بود که خوشبختانه عملی شد. به توصیه آشنایان که می‌گفتند در فضای آنلاین فروش محصولات بیشتر می‌شود، صفحه‌ سفال کلپورگان را در شبکه اجتماعی اینستاگرام درست کردم و الان هم محصولات سفال کلپورگان را به مناطق مختلف کشور ارسال می‌کنم.

مردم و کاربران در فضای مجازی چطور از صنایع سفالی کلپورگان استقبال کرده‌اند؟

واکنش مردم مثبت بوده و این برای ما امیدوارکننده است. همین هفته گذشته چندین سفارش از جاهای مختلف کشور دریافت کردیم و محصولات را برای آن‌ها ارسال کردیم. در کنار این‌ها فروش حضوری هم داریم.

سفال های دست ساز کلپورگان
ویژگی اصلی سفال‌های تولیدی این است که کاملا دست‌ساز هستند

مردم روستای کلپورگان سال‌هاست یکی از قدیمی‌ترین صنایع دستی ایران را زنده نگه داشته‌اند و با تولید و فروش محصولات روزگار می‌گذرانند. فعالیت در فضای مجازی چه حس و حال و تجربه‌ای به شما می‌دهد؟

ما سال‌ها فروش محصولاتمان را به صورت حضوری انجام دادیم. همین الان هم بخش زیادی از سفال‌های کلپورگان را به کسانی که به روستایمان می‌آیند از ما خریداری می‌کنند اما فعالیت در فضای مجازی را نیز جدی گرفته‌ایم. علاوه بر اینکه سفال‌هایمان را به دست مشتریان از جاهای مختلف می‌رسانیم، این هنر قدیمی تبلیغ و ترویج هم می‌شود. این خیلی خوب است که جوامع محلی خودشان محصولات را درست می‌کنند، خودشان می‌فروشند و درآمد آن هم نصیب خودشان می‌شود. منظورم این است که به استقلال کاری و مالی‌مان کمک کرده است.

تنها محصولات تولیدی خودتان را در فضای آنلاین می‌فروشید یا نه با چند سفال‌گر دیگر همکاری داری و در صفحه‌ات آن‌ها را معرفی می‌کنی و محصولاتشان را می‌فروشی؟

 ما کسب و کارمان را ثبت کرده‌ایم و مدتی است به اتفاق هفت هشت نفر دیگر شرکت تعاونی روستایی راه‌انداخته‌ایم. بنابراین محصولات شرکت خودمان را می‌فروشیم. در روستا کار تمام اهالی این است که سفال کلپورگان را تولید می‌کنند و هر کسی هم محصولات خودش را به فروش می‌رساند. حدود ۱۲ شرکت ثبت شده در زمینه سفال کلپورگان در روستای ما فعال هستند و همگی نیز در بخش آنلاین فعال هستند.

تنوع طرح ها و اشکال سفال های کلپورگان
زنان و دختران روستای کلپورگان سفال‌ها را در طرح‌ها و اشکال مختلف می‌سازند

برای ثبت رسمی کسب و کار سفال‌گری چه مراحلی را باید طی کرد؟

روند ثبت شرکت در تجربه ما سخت بود و حدود یکی دو سال دوندگی کردم. برای ثبت مراحل مختلفی را باید پشت سر گذاشت اما مهمترین شرط داشتن آیین‌نامه وگواهینامه استادکاری سفال‌گری است که از طرف وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری صادر می‌شود.

آیا هنرمندان و کسب و کارهای مرتبط با تولید سفال‌گری روستای‌تان حمایت‌های خاصی هم از ارگان‌ها و نهادهای مرتبط دریافت می‌کنند؟

به هیچ وجه. با اینکه این هنر ثبت جهانی شده و یکی از چندین میراث زنده ایران است، ما تاکنون هیچ حمایتی ندیده‌ایم. درست است که بی‌خیال ما شده‌اند اما انتظارات ما زیاد هم نیست. اگر همت کنند و به همین موزه‌ای که در روستایمان داریم، رسیدگی کنند، کار بزرگی کرده‌اند. به طوری که هر کسی که به اینجا می‌آید و به او می‌گوییم این موزه ثبت جهانی شده، باور نمی‌کند. این موزه قریب به ۵۰ سال است که ساخته شده و اهالی نیز محصولاتشان را به آنجا می‌برند و می‌فروشند. هریک از شرکت‌های تعاونی یک میز در این موزه می‌گذارند و محصولات سفالی‌شان را به بازدیدکنندگان نشان می‌دهند و می‌فروشند. علاوه بر این کوره پخت محصولاتمان نیز در همین موزه واقع شده اما به رغم این اهمیت حیاتی چندان توجهی به آن نمی‌شود.

چالش‌ها و کمبودهایی اصلی‌ هنرمندان در روستای کلپورگان چیست؟ فکر می‌کنید اگر کدام امکان را داشتید شرایطتان بهتر می‌شد؟

ما در یک سال اخیر بخشی از محصولاتمان را به صورت آنلاین می‌فروشیم و سهم این نوع فروش هم در حال افزایش است. طبیعی است مهمترین دغدغه ما در حال حاضر ارسال سفارش‌هاست. در گذشته مجبور بودیم برای ارسال محصولات دست‌ساز به شهر برویم اما با اینکه پست‌بانک در روستایمان راه افتاده، چندان فعال نیست و برخی اوقات ناچاریم دوباره به شهر مراجعه کنیم. ما فکر می‌کنم زیرساخت و امکانات ارسال کالاها در کسب و کار ما بیش از هر موضوع دیگری اهمیت داشته باشد.

تویزه به معنای سینی حصیری است. در گویش محلی بوشهری تویزه یا به شکل درست‌تر آن تِویزه سینی حصیری است که از برگ درخت نخل ساخته می‌شود. این واژه ریشه‌ای بوشهری دارد همانطور که اصل و ریشه سنت حصیربافی هم متعلق به استان بوشهر است. سه سال پیش دو خواهر که از قضا خودشان هم جنوبی هستند، کسب و کاری اینستاگرامی به همین نام را راه انداخته‌اند که انواع محصولات دست‌بافته حصیری را به دست مشتریان می‌رسانند. تویزه که حالا بزرگترین‌ گالری حصیر جنوب ایران است با حدود ۷۰ بافنده حصیر از استان‌های جنوبی کشور همکاری دارد و آنطور که نیلوفر عیدی‌زاد، یکی از موسسان تویزه (سمت چپ تصویر) می‌گوید رابطه‌شان با هنرمندانشان فراتر از کار و بافتن محصول است. او معتقد است در ایران ظرفیت فضای آنلاین در حوزه گردشگری و صنایع دستی هنوز ناشناخته مانده و شاید به همین دلیل به فیلترینگ و بستن دسترسی‌ها فکر می‌کنیم. عیدی‌زاده در نهایت بر این باور است که نقش مردم در رونق و درآمدزایی بیشتر مشاغل مرتبط با صنعت گردشگری برجسته‌تر است.

درباره ایده راه‌اندازی کسب و کاری برای تجاری کردن یکی از هنرهای ریشه‌دار منطقه جنوب کشور برای ما بگویید.

ما در تویزه تیمی ۴ نفره هستیم و کسب و کارمان هم به طور کامل خانوادگی است. حدود سه سال پیش به اتفاق خواهرم محبوبه استارت اولیه کار تویزه را زدیم و هدفمان این بود که محصولات و دست‌بافته‌های حصیری را به مناطق دیگر هم ببریم و معرفی کنیم. خودمان اصالتا جنوبی هستیم و سال‌هاست در اصفهان ساکنیم. بنابراین طبیعی است که با حصیربافی آشنا باشیم.

ما می‌دانستیم که حصیربافی بوشهری هنر ارزشمندی است و ظرفیت زیادی برای رشد دارد. در ابتدا چندان جدی نبودیم و حتی به چشم کار هم به آن نگاه نمی‌کردیم. در یکی از رفت و آمدهاییمان به منطقه جنوب ، چند محصول حصیری را از بافندگان خریداری ‌کردیم و به اقوام و آشنایانمان دادیم.

یعنی با چند سفره و زنبیل که کارهای معمولی حصیری هستند شروع کردیم. وقتی استقبال بالا از محصولات را دیدیدم، کار را توسعه دادیم و صفحه‌ای در شبکه اجتماعی اینستاگرام راه‌اندازی کردیم. به مرور سفارش‌هایمان افزایش یافت و چون دیدیم مردم کار را جدی می‌گیرند، ما نیز کارها را جدی‌تر گرفتیم و به عنوان شغل آن را پذیرفتیم.

تویزه دارای فروشگاهی در اصفهان است
فروش محصولات حصیری در میان مردم بسیار پرطرفدار شده است

تویزه محصولات خود را از چه مسیرها و پلتفرم‌هایی می‌فروشد؟ در اینستاگرام که حضور دارید. علاقمندان از روش‌های دیگری می‌توانند محصولات شما را ببینند و سفارش دهند؟

تمرکز اصلی ما بر فروش از طریق اینستاگرام است اما در میدان نقش جهان هم گالری‌ داریم که در آن امکان فروش حضوری دست‌بافته‌های حصیری‌مان ایجاد شده است. علاوه بر این در نظر داریم سایت تویزه را راه‌اندازی کنیم.

با فروشگاه‌های اینترنتی تخصصی محصولات صنایع دستی یا خرده‌فروشی‌های آنلاین معروف‌ همکاری دارید؟

واقعیت این است که درخواست‌های همکاری زیادی به دست ما می‌رسد و ما نیز مشتاق به این کار هستیم اما باور کنید هنرمندان و بافندگانمان گاهی اوقات از پس حجم سفارش صفحه خودمان در ایسنتاگرام و همینطور گالری تویزه برنمی‌آیند. بنابراین هنوز فرصت نکرده‌ایم با جاهای دیگر همکاری کنیم.

در حال حاضر چه تعداد بافنده با تویزه همکاری می‌کنند و از کدام استان‌ها هستند؟

بافندگان ما در حال حاضر حدود هفتاد نفر هستند که از مناطق مختلف استان‌های جنوبی کشور از بندرعباس تا خوزستان با ما همکاری دارند. اکثر شهرها و مناطق در نوار جنوبی کشور دارای نخل هستند و ما با بافندگان از هر جا نخل مرغوب داشته باشد کار می‌کنیم.

فرآیند همکاری‌تان با بافندگان و نظارت‌ها بر کیفیت کارها چگونه است؟

ما اگر کل فرآیندها را به بافندگان واگذار کنیم و پیگیری نکنیم، خروجی کار خاص نمی‌شود. بر تمام مراحل کار نظارت داریم و معتقدم تفاوت‌ها همین جا به چشم می‌آید. سعی می‌کنیم باکیفیت کارها را انجام دهیم. یعنی اگر حتی یک درصد هم تشخیص دهیم که بافته‌ها مشکل دارند، سفارش‌ها را پس می‌‌گیریم و دوباره بافته می‌شوند.

اصرار داریم تمام محصولات با کیفیت بالا ارائه شوند و مشتریان از خریدشان راضی باشند. این کیفیت شامل رنگ‌بندی، استحکام و زیبایی، تقارن و…  باشد و ما بر تمام این موارد نظارت می‌کنیم. از این نظر محصولات حصیری تویزه از نظر طرح‌ و رنگ‌بندی خاص و منحصربه‌فرد هستند.

بافندگان محصولات حصیری
تویزه به معنای سینی حصیری است که از برگ درخت نخل ساخته می‌شود

مزیت رقابتی تویزه نسبت به دیگر پیج‌های مشابه در حوزه تولید و فروش دست‌بافته‌های حصیری چیست؟

واقعیت این است که در حوزه محصولات حصیری اکثر کسب و کارها قوی ظاهر شده‌اند و خوب کار می‌کنند. مایه خوشحالی است که کسب و کارها اینقدر وسواس به خرج می‌دهند که محصولات را به بهترین کیفیت ممکن ارائه می‌کنند. شاید مهمترین مزیت ما این است که قیمت محصولات را در صفحه اینستاگراممان درج می‌کنیم.

قیمت تمام محصولات مشخص است مگر اینکه محصولی در شکل و ابعاد سفارشی بافته شود که در این صورت قیمت‌های ثابتی ندارد. به نظر من صفحه‌ای که قیمت‌های خود را اعلام نمی‌کند، به طور حتم یک جای کارش ایراد دارد.

چه دلیلی دارد که کسب و کاری قیمت‌‌های خود را در صفحه‌اش اعلام نکند؟ یا محصولات را گران‌تر از بقیه رقبا می‌فروشند یا اینکه از قیمت اطلاع ندارند. حالت سوم هم این است که با فروشگاه‌های آنلاین ویژه مشتریان خارج از کشور کار می‌کنند و به خاطر نوسانات دلاری، از درج قیمت‌ها معذورند. در هنرهای دستی و سنتی مثل حصیربافی شبیه به تویزه باید قیمت‌ها را درج کرد.

اگر قیمت‌های تویزه را با صفحه‌های مشابه مقایسه کنید، متوجه می‌شوید نرخ‌های ما حداقل ۳۰ درصد از رقبایمان کمتر است و این نشان می‌دهد که ما چگونه کار می‌کنیم. درواقع هدف ما این است که هم بافنده به سطح درآمدی مشخصی برای گذران زندگی‌اش برسد و هم ما ضرر نکنیم.

بخشی از کار شما حمایتی است. تفاوت کسب و کارهای آنلاین با بخش‌‌های سنتی‌تر حوزه گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی این است که توجه بیشتری به پیوست‌های فرهنگ و اجتماعی حوزه فعالیت خود نشان می‌دهند. برای مثال بیشتر به اهمیت حفظ بافت و فضای جوامع محلی پایبند هستند و مهمتر اینکه رفاه و معیشت هنرمندانشان برایشان در اولویت است. به طور قطع رابطه شما با هنرمندانتان صرفا رابطه کاری و مبتنی بر بافتن یک محصول و فروش آن نیست. کمی درباره نوع نگاه‌تان به کسب و کارتان بگویید و ارتباطاتی که با بافندگان دارید. برای حمایت از بافندگان چه رویکردی را انتخاب کرده‌اید؟

یکی از دلایل اصلی این کار در واقع این بود که ما می‌دیدیم بسیاری از این بافنده‌ها نیاز مالی دارند و از اینکه برای فروش می‌بافند، خوشحال هستند. حتی در دوره‌ای که ما کار را برای مدتی متوقف کرده بودیم سوال می‌کردند از کارشان راضی نبوده‌ایم یا اینکه می‌گفتند دیگر نمی‌خواهید ما برایتان سفارش تهیه کنیم و ازاین طور حرف‌ها.

در واقع به مرور کسب و کار ما رنگ و بوی حمایتی هم گرفت. ما در تویزه بافندگانی را انتخاب کنیم و با آن‌ها کار کنیم که مطمئن باشیم از این راه کسب درآمد می‌کنند و نه اینکه شغل دومشان حصیربافی باشد. به عبارت دیگر هنرمندان و تولیدکنندگان ما زندگی‌شان با حصیربافی می‌گذرد و ما نیز به گونه‌ای با آن‌ها همکاری داریم که چرخ زندگی‌شان بچرخد.

از اول که کار را شروع کردیم واقعا خیلی از بخش حمایت آن انرژی خوبی می‌گرفتیم. بافنده‌ها می‌گویند از وقتی که کار حصیربافی انجام می‌دهیم، برکت به زندگی‌مان امده یا اتفاق‌های خوبی در زندگی‌مان افتاده است. این دغدغه در ما هم به مرور به وجود آمد که اولویت‌مان را حمایت از بافندگان محصولات قرار دهیم.

اینستاگرام متاسفانه قابلیت وبلاگ‌نویسی ندارد و شاید در ادامه که سایت‌مان که راه‌اندازی شد، بیشتر در این باره بنویسیم و بافندگان را به مخاطبانمان معرفی کنیم. بافنده‌ها با رفتارشان کاری کرده‌اند که ما اصلا به این فکر نمی‌کنیم کار کردن فقط فروختن یک محصول خاص است. معانی و ارزش‌های پشت آن نیز مهم است. اینکه یک بافنده پیام می‌دهد و تشکر می‌کند که مبلغی اضافه‌تر برای آن‌ها پرداخت کرده‌ایم یا اینکه از راه بافتن محصولات حصیری کیفیت زندگی‌شان بهتر شده، به ما نیز حس و حال بهتری می‌دهد و متقابلا به زندگی ما نیز برکت آورده است.

ما به حمایت از هنرمندانمان متعد هستیم و اینقدر این موضوع برایمان اهمیت دارد که پیشاپیش حق‌الزحمه بافتن محصولات را به طور کامل به حسابشان واریز می‌کنیم. یعنی می‌خواهیم آب هم در دلشان تکان نخورد.

کیفیت برتر محصولات
تویزه بر محصولات تولیدی خود از نظر کیفیت نظارت کامل دارد

تویزه در راه احیای بخشی از هنر و میراث فرهنگی بخشی از سرزمین ایران گام برمی‌دارد. مردمی از قدیم رابطه‌ای دیرین با نخل داشته‌اند و المان‌های محیطی گرفته‌اند و جزئی از زندگی‌شان شده است. چقدر فکر می‌کنید حفظ کردن این میراث اهمیت دارد؟

موقعی که ما کارمان را شروع کردیم، اکثر بافندگان ما زنان میان‌سال و مسن بودند. به مرور که کارمان جا افتاد و سفارش‌ها بیشتر شد، متوجه شدیم که جوانترها نیز شروع آموختن و بافتن کرده‌اند. بسیاری از زنان تا پیش از اینکه فکر نمی‌کردند بتوانند از طریق هنری که بلد هستند کسب درآمد کنند. حتی برخی از آن‌ها با اینکه بافتن را بلد بودند، اما کار کردن را عار می‌دانستند.

خوشبختانه الان نگاه‌ها عوض شده و زنان با اشتیاق و انگیزه بیشتری محصولات حصیری را می‌بافند. من فکر می‌کنم همین عامل نشان می‌دهد که ما بر جوامع بومی اثرگذاشته‌ایم. ما در تویزه فرهنگ‌سازی کرده‌ایم که حصیربافی سنتی قدیمی و ارزشمند در آداب و رسوم ایرانیان است. به مرور خودمان هم بیشتر متوجه اهمیت این موضوع شدیم. بخشی از تغییرات نیز در سطح کلان‌تر رخ داده است. برای نمونه سه سال پیش وقتی ما استارت کار را زدیم، ایده‌مان خیلی بکر بود.

شاید بتوانم ادعا کنم ما اولین صفحه اینستاگرامی فروش حصیر در کل کشور بودیم اما الان بسیاری چه به صورت حضوری و چه به صورت غیرحضوری مشغول به کار شده‌اند. علاوه بر اینکه وضع معیشتی و اقتصاد خانواده‌های بافندگان در کل کشور بهبود یافته، بسیاری از جوان‌ترها نیز به این کار روی آورده‌اند و اجازه نداده‌اند این هنر قدیمی از یاد برود.

فعالیت اقتصادی در فضای آنلاین شبکه‌های اجتماعی در کنار مزایای متعدی که دارد، با محدودیت‌هایی نیز روبرو است. تویزه از ابتدا در ایستاگرام فعال بوده. شبکه‌ای که هنوز به رسمیت شناخته نشده‌ و حتی صحبت از فیلترینگ آن است. کار کردن در حوزه صنایع دستی بر بستر شبکه‌های اجتماعی چگونه است؟

 موقعی که تویزه متولد شد اصلا به اینکه اینستاگرام چه معایب و مزیت‌هایی دارد اصلا فکر نکردیم. حتی همین الان هم فکر نمی‌کنیم. ما و بسیاری از کسب و کارهای صنایع دستی دیگر در اینستاگرام خودمان را معرفی کردیم، رزومه‌سازی کردیم، به بلوغ رسیدیم و در مجموع به موفقیت دست پیدا کردیم.

اگر دسترسی به فضای مجازی پایدار بماند، که عالی است و ما و هزاران کسب و کار دیگر راهمان را ادامه می‌دهیم. نباید فراموش کرد که رسانه آنلاین جایگزین خودش را پیدا می‌کند. کما اینکه مردم ابتدا به فیسبوک روی آوردند و بعد سراغ لاین و تلگرام رفتند و بعدتر هم اینستاگرام. قطعا رسانه‌ها و پلتفرم‌های دیگری نیز از راه خواهد رسید.

درست است برای کسب و کارهایی شبیه ما که بر بستر آنلاین اخت پیدا کرده‌اند و کندن از این فضا سخت است، معتقدم اگر کسب و کاری ولو اندک در حرفه خودش موفق شده، بر هر بستر دیگری هم به موفقیت می‌رسد. همیشه راهی برای موفق شدن می‌توان پیدا کرد و به همین دلیل ما نیز در تویزه چندان به معایب و مزایای شبکه‌های اجتماعی فکر نمی‌کنیم یا تغییر سیاست‌ها درباره آن نگران نیستیم.

تنوع محصولات حصیری تویزه
کسب و کارهای آنلاین صنایع دستی در سال‌های اخیر رشد زیادی کرده‌اند

تویزه یکی از کسب و کارهای موفق صنایع دستی در حوزه محصولات حصیربافی است که بخشی از مانیفست خود را پاسداشت و اشاعه هنر بخشی از جغرافیای ایران معرفی کرده است. با توجه به این دو مولفه که ویژگی بسیاری از کسب و کارهای اینستاگرامی هم هست، آیا جای خالی حمایت‌های نهادی و قانونی مرتبط با صنعت گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی را به این بخش از اقتصاد گردشگری کشور احساس می‌کنید؟

واقعیت این است که بسیاری از کسب و کارها از طریق فضای مجازی به فرهنگ ایرانی کمک می‌کنند. اگر چنین رویکردی به کسب و کارهای آنلاین داشتیم، شاید به فیلتر شدن اصلا فکر نمی‌کردیم. همین که ما به محدودیت‌‌سازی فکر می‌کنیم، نشان می‌دهد کارکرد اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی کسب و کارهای آنلاین را درک نکرده‌ایم. بنابراین پاسخ پرسش شما مثبت است.

در حوزه گردشگری و صنایع دستی و میراث فرهنگی ارزش افزوده‌ای که ایجاد می‌شود خالص و بدون پرتی است. به نظر شما کسب و کارهای آنلاین مثل تویزه چقدر می‌توانند صنعت گردشگری ایران را متحول کنند؟

به نظر من زمانی این اتفاق می‌افتد که مردم بیشتر این نوع کسب و کارها و فعالان آن‌ها را حمایت کنند. حالت مطلوب آن است که ارگان‌ها و نهادهای حوزه گردشگری یا صنایع دستی و میراث فرهنگی از کسب و کارها حمایت کنند اما در نهایت انتخاب‌های مردم و میزان حمایت‌های آن‌ها با خرید و تبلیغ محصولات و برندهاست که چرخ‌های گردشگری ایران را به حرکت درخواهد آورد. حمایت‌های رسمی از کسب و کارها در کشور ما مقطعی و محدود است اما عموم مردم که جامعه آماری بزرگتری هستند، می‌توانند با حمایت از کسب و کارها به استمرار حیات آن‌ها کمک کنند.

صنایع دستی ایران مهجور و سپاس‌ندیده است. همانقدر که اقوام و گروه‌های مختلف در بکرترین مناطق برای رشد و آبادانی و پیشرفت، روی ناخوش زندگی را بیشتر دیده‌اند. نابرابری و محرومیت همه جا یک سرشت و ذات دارد اما نما و رخش هزارگونه است. رفع و رجوع آن نیز طبق عادتی قدیمی و پذیرفته شده طرح می‌خواهد و فرمول و بودجه و دولت‌های پای کار. آدم‌های پای کار اما برای حل این معضلات جز دغدغه و مسئولیت و وجدان شخص و اجتماعی داشتن، فکر خلاقانه هم دارند. آدم‌هایی که کمتر دور خودشان می‌چرخند و یک راست می‌روند سراغ ریشه و منشا و علت‌العلل. یکی از نمونه‌های موفق تفکر خلاقانه مجموعه دستادست است که در حوزه صنایع دستی کارآفرینی اجتماعی کرده‌اند.

کارآفرینی اجتماعی مفهومی است که تکیه اصلی‌اش بر توانمندسازی و ایجاد فرصت‌های برابر رشد است. در ایران کارآفرینی اجتماعی چندان استخوان‌دار و قدیمی نیست و تا پیش از اینکه ایده دستادست به ثمر بنشیند، حتی حوزه‌ای تقریبا ناشناخته بود. دستادست کارآفرینی را با تم رفاهی بهبود وضع معیشتی گروه‌های فقیر و محروم دنبال می‌کند. آنطور که بنیان‌گذار این کسب و کار می‌گوید، با وجود همه سختی‌ها و مرارت‌ها بر زندگی و معیشت هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی اثرات مثبت گذاشته‌اند.

فائزه درخشانی در گفت‌و‌گوی پیش‌رو سیر شش ساله شروع به کار تا رشد و تغییر و دستاوردهای دستادست را توضیح می‌دهد. آدم‌هایی که به باور او قدرتمندتر و دارای عاملیت‌های بیشتر در کارشان شده‌اند. بنیان‌گذار دستادست از تجربه زیسته‌اش در عرصه صنایع دستی می‌گوید و بر خلاها انگشت می‌گذارد. خلاهایی که به گفته درخشانی کسی حاضر نیست فکری به حال آن کند.

اعضای تیم دستادست
در کارآفرینی اجتماعی دستادست بسیاری از کارها به صورت داوطلبانه انجام می‌شود

شما موسس کسب و کاری هستید که به نام کارآفرینی اجتماعی شناخته می‌شوید در محافل دانشگاهی و رفاهی نیز به الگویی در اشتغال‌سازی پایدار فقرزدا بدل شده‌اید. کسب و کارهای آنلاین بیش از گذشته وارد زندگی ما شده و مردم هم حالا شما را بهتر می‌شناسند و از پلتفرمتان خرید می‌کنند. درباره دستادست برای ما بگویید.

دستادست مجموعه‌ای است که هدف خود را کمک به قدرتمند کردن تولیدکنندگان محصولات دست‌ساز با اولویت گروه‌های به حاشیه رانده شده جامعه می‌داند. گروه‌هایی مثل زنان روستایی، افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار و… اولویت‌های کاری دستادست محسوب می‌شوند. مجموعه‌ای که به شکل NGO و سازمانی غیرانتفاعی ثبت شده است. از بین اشکال مختلف کارآفرینی اجتماعی، مدلی هم که ما انتخاب کردیم، مدل تجارت عادلانه است. ما سعی کردیم که مدل تجارت عادلانه را معرفی و در جامعه ترویج دهیم. اینکه چقدر موفق شده‌‌ایم به مرور زمان مشخص خواهد شد.

تجارت عادلانه چه مشخصات و ویژگی‌هایی دارد؟

تجارت عادلانه تلاشی است برای عادلانه‌تر کردن و فضای کار و تجارت و ۱۰ اصل مختلف دارد. ما در دستادست سعی می‌کنیم براساس این اصول عمل کنیم. اصل اول این است که به تولیدکنندگان محروم و به حاشیه رانده شده توجه شود و بسترهای رشد آن‌ها را فراهم کند. در این مدل از تجارت، پرداخت منصفانه و عادلانه مهم و کلیدی است. شفافیت نیز به همین ترتیب مهم است و یکی از اهدافی که دنبال می‌شود این است که کسب و کارها شفاف باشند.

کار کودک قدغن است. تبعیض میان زن و مرد نباید وجود داشته باشد و به ازای کار یکسان باید درآمد یکسان داده شود. این مفهوم ۱۰ اصل دارد و ما سعی کرده‌ایم به خوبی آن را در دستادست پیاده‌سازی کنیم.

ایده اولیه این کسب و کار از کجا به ذهنتان رسید؟

ما سال ۹۲ کار تحقیقاتی دستادست را شروع کردیم و در سال ۹۳ نیز رسما شروع به کار کردیم. ما و کسانی که ایده را عملیاتی کردیم فعالین اجتماعی بودیم و دلمان می‌خواست کار پایدار کنیم. اینکه در مقطع کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی خوانده‌ بودم نیز بی‌تاثیر نبود.

مهمترین مسئله‌ برای ما از روز اول، پایداری کسب و کارمان بود. واقعیت این است که به مدل خیریه‌ای کار کردن علاقه چندانی نداشتیم. از ابتدا مایل بودیم که فعالیت اجتماعی انجام دهیم که اثرات پایداری بر روی جامعه هدفمان داشته باشد. دنبال فعالیتی بودیم که به عزت نفس آدم‌ها آسیب نزند، دلمان نمی‌خواست کار موقت کنیم که یک روز به یک نفر کمک کند اما روز بعد به حال خود رها شود. ما نمی‌خواستیم دخالت ما در زندگی آدم‌ها آسیب‌زننده باشد. دلمان نمی‌خواست نابرابری‌ها را دوباره بازتولید کنیم.

برای ما مهم بود وقتی دست به کاری می‌زنیم، نه‌تنها نابرابری‌ها را تشدید نکنیم بلکه به دنبال این بودیم که قدری شرایط را برای جامعه هدفمان عادلانه‌تر و برابرتر شود. چون به این مسائل فکر می‌کردیم، به این سمت رفتیم که پایداری را جدی بگیریم. به مرور زمان نیز یاد گرفتیم و حالا کمی بالغ‌تر شدیم. ایده ابتدایی کارآفرینی اجتماعی بود اما در روند تحقیات‌مان به تجارت عادلانه رسیدیم. جلوتر که رفتیم گستره فعالیت‌هایمان بیشتر و متفاوت‌تر شد. ابتدا فکر می‌کردیم کمک به فروش کافی است اما به تدریج متوجه شدیم که باید کارهای دیگری هم انجام دهیم که پایداری و اثرگذاری لازم را داشته باشیم.

برای مثال آموزش‌های مربوط به کسب و کار را راه انداختیم. با وجود اینکه از راه دور کار می‌کنیم اما کوشیدیم هر چه در توان داریم و فناوری‌ نیز به ما امکان می‌دهد، آموزش را به صورت فراگیرتر و با کیفیت بهتر به افراد منتقل کنیم. در همه این مراحل سعی می‌کردیم فازهای مکمل و پیوست‌های مختلف را تعریف کنیم که ظرفیت‌های فعالیت‌ بیشتری برای ما ایجاد شود.

صنایع دست‌ساز زنان مناطق محروم
صنایع دست‌ساز برای گروه‌های آسیب‌پذیر محل درآمد مناسب است

مدل کسب و کار دستادست، کارآفرینی برای گروه‌های آسیب‌پذیر و محروم است. مشخص است که دغدغه‌ای انسانی و نوع‌دوستانه را دنبال کرده‌اید که کاملا هم قابل احترام است. کاری که شما انجام می‌دهید، نمونه خارجی هم دارد؟

زمانی که شروع به تحقیق کردن برای راه‌اندازی فعالیتی پایدار، بیش از هر چیزی بر داشته‌ها و مهارت‌ها و دانشی که کسب کرده بودیم تکیه کردیم. از سویی فکر کردیم که با چه مشکلات و معضلاتی در کشورمان روبرو هستیم. به این فکر می‌کردیم که چطور می‌توان معضلات را با تخصص و دانشمان در حوزه مسائل اجتماعی پوشش داد. برای یافتن پاسخ این سوال تحقیقات و بررسی‌های زیادی کردیم. مدل‌های خارجی کارآفرینی اجتماعی را نگاه کردیم و از آن‌ها یاد گرفتیم. ما ادعایی نداریم که کاری که انجام می‌دهیم منحصر به فرد است و در هیچ جای دیگری از جهان مشابه آن وجود ندارد. برای مثال مدل تجارت عادلانه‌ قدیمی به نام «ده‌هزار روستا» وجود دارد که در کشورهای زیادی پیاده‌سازی شده و و مشابهت‌هایی با کار ما دارد.

ما به طور مداوم در حال یادگیری از کسانی هستیم که با آن‌ها کار می‌کنیم. دلمان می‌خواست سازمان یادگیرنده‌ای باشیم و ما را با این خصلت و ویژگی‌ بشناسند. اتفاقا همین انتخاب هم باعث شد که تغییر کنیم و روی مدل صفرمان نمانیم. ما بارها و بارها تغییر کردیم و به مرور جزئیاتی را وارد کار کردیم و دانشی را فرا گرفتیم که باعث شده در این لحظه هویتی از اساس متفاوت از مدل‌های اولیه‌ای که از روی آن‌ها الگو گرفتیم، کسب کنیم. ما به نمونه‌های خارجی نگاه کردیم و سعی کردیم براساس تجارب خودمان و چیزهایی که یاد می‌گیریم به طور مداوم در حال تغییر کردن باشیم.

پس به عبارتی می‌توان گفت شما در شش سال گذشته یاد گرفتید، پوست انداختید و بالغ شدید و الان هم تقریبا مدلی بومی و ایرانی از کارآفرینی اجتماعی دست یافته‌اید که در آن فرهنگ و ارزش‌ها و فضای جامعه ایران دیده شده است.

همینطور است. ویژگی‌های جامعه هدفی که ما در ایران با آن‌ها کار می‌کنیم با ویژگی‌های زنانی هندی یا آمریکای لاتین و… متفاوت است. هر کشوری ویژگی‌های خاص خود را دارد و جمعیت آن با مشکلات خاص خود درگیرند. کشور ما نیز همینطور است. حتی معضلات و مشکلات شهرهای مختلف یا روستاها با شهرها با یکدیگر نیز متفاوت است. ما در دستادست سعی کرده‌ایم به این نکات توجه کنیم و آن را در کسب و کارمان اعمال کنیم.

گروه‌ها و افراد مخاطب هدف دستادست چه کسانی هستند؟

در حال حاضر اکثریت تعدادی کسانی که با آن‌ها کار می‌کنیم، زنان روستایی هستند. یکی از مشکلاتی که این زنان با آن درگیرند و برای ما هم اولویت دارد، فاصله جغرافیایی است. برای تهیه مواد اولیه و فروش محصولات دسترسی‌شان به بازار محدود است و به همین دلیل در اولویت‌های ما قرار گرفته‌اند. این زنان اغلب با فقر و نداری دست و پنجه نرم می‌کنند و ما نیز با پروژه‌های معیشت جایگزین از آن‌ها حمایت می‌کنیم.

در بسیاری از مناطق کشورمان به خصوص در نواحی گرم و خشک، روستاها با کمبود آب درگیرند و معیشت‌شان که در گذشته وابسته به کشاورزی بود، اکنون در خطر افتاده است. ایده ما این بود که اگر کشاورزی را بتوان با کارهای دیگر جایگزین کرد، به بهبود وضعشان کمک بزرگی می‌کند. علاوه بر این زنان فقیر و سرپرست خانوار حاشیه‌نشین شهرها هم در زمره گروه‌های هدف ما قرار دارند. به جز اینها معلولین نیز با مجموعه دستادست کار می‌کنند و در گروه‌های اولویت ما قرار دارند.

آموزش در دستادست
دستادست کلاس‌های آموزشی ویژه گروه‌های تولیدکننده و تامین‌گنندگان برگزار می‌کند

با این گستردگی دامنه پوشش گروه‌ها، تعداد هنرمند و تولیدکنند‌گانی که با دستادست همکاری می‌کنند باید زیاد باشد.

ما در دستادست جامعه هدفمان را در گروه‌های مختلف دسته‌بندی کرده‌ایم. بعضی گروه‌ها تعداد اعضا کم است و در پاره‌ای از گروه‌ها نیز تعداد اعضا به بیش از ۱۰۰ نفر می‌رسد. ولی در مجموع حدود ۵۰۰ هنرمند یا تولیدکننده با ما کار می‌کنند.

هنرمندان و تولیدکنندگان دستادست آنطور که خودتان می‌گویید از اقصی‌نقاط کشور با شما همکاری می‌کنند. محصولات تولیدی که روی پلتفرمتان به فروش می‌رسد، در چه حوزه‌ای دسته‌بندی می‌شوند؟ آیا هر هنرمندی محصول خاص و ویژه منطقه جغرافیایی خود را تولید می‌کند؟

ما پایه را بر محصولات دست‌ساز قرار داده‌ایم اما خیلی تاکید نکرده‌ایم که محصولات مطابق تعریف کلاسیک صنایع دستی باشد. برای مثال حوزه بافتنی‌ها در زمره فعالیت‌های مورد حمایت وزارت میراث فرهنگی نیست اما ما آن را جزء محصولات دست‌ساز قرار داده‌ایم. در عین حال در گروه‌ها محصولات خاص و ویژه هر منطقه نیز در گروه‌ها وجود دارد. برای نمونه با هنرمندانی از کرمان همکاری داریم که پته‌دوزی خاص منطقه خود را تولید می‌کنند. یا گروه‌هایی که در سیستان و بلوچستان با آن‌ها کار می‌کنیم، سوزن‌دوزی بلوچی انجام می‌دهند که خاص همانجاست. در قشم نیز افرادی را داریم که گلابتون‌دوزی انجام می‌دهند.

گروه‌های هدف چگونه به شما وصل می‌شوند؟ مشخص است که حضوری رفتن به مناطق مختلف و شناسایی هنرمندان در معرض آسیب‌ کاری دشوار است که هم وقت‌گیر است و هم هزینه‌‌زا.

روال کار در گذشته اینطور بود که داوطلبان از طرف NGOها به ما معرفی می‌شدند. سازمان‌های مردم‌نهاد به شهرها یا روستاهای مختلف کشور می‌رفتند و گروه‌هایی برای فعالیت اقتصادی میان اهالی تشکیل می‌دادند و بعد هم به دستادست معرفی می‌شدند. در سال‌های اولیه حتی با تولیدکنندگان خانگی هم وارد همکاری می‌شدیم. اما در نهایت به این سمت رفتیم که اولویت‌مان گروه‌های خاصی باشد و همین روال را تا امروز هم ادامه داده‌ایم. در حال حاضر اگر گروهی بخواهد با ما کار کند با ما تماس می‌گیرند. یعنی ما سراغ کسی نمی‌رویم.پ

گروه‌ها از طرق مختلف ما را پیدا می‌کنند و به ما متصل می‌شوند. اگر این افراد جزء گروه‌های هدف ما باشند، فارغ از اینکه تولیداتشان چیست، با این شرط که در حوزه محصولات دست‌ساز باشد، وارد مرحله همکاری با ما می‌شوند. نوع همکاری نیز تابع شرایط دیگری است. برای مثال ممکن است محصولات تولید شده واجد شرایط لازم برای عرضه به بازار باشد اما گاهی اوقات هم اینطور نیست و باید یک سری تغییرات را در آن‌ها داد.

چه خدمات و سرویس‌هایی به گروه‌های مختلفی که به طرق مختلف وارد فاز همکاری با دستادست می‌شوند، ارائه می‌کنید؟

زمانی وقتی وارد فاز همکاری می‌شویم یکی از اولین مسائلی که بر آن تاکید می‌کنیم، ارتباط گرفتن با ایده قدرتمندی است. یعنی به تولیدکنندگانمان می‌گوییم آن‌ها یک سری قدرت‌ها و توانمندی‌هایی دارند و دستادست هم یک سری توانایی‌‌ها و امکان‌ها دارد و باید این‌ها را به هم وصل کرد تا نتیجه بهتری حاصل شود. سعی می‌کنیم فرآیند اعتمادسازی را به خوبی و تا آنجا که ممکن است به درستی طی کنیم. برای نمونه خبرنامه داخلی داریم و به طور مداوم محتوا را از طریق شبکه‌های اجتماعی به دست تولیدکنندگانمان می‌رسانیم.

اگر ما تصمیم بگیریم تغییری ایجاد کنیم، در فرآیند کاری دستادست به آن‌ها اطلاع می‌دهیم که می‌خواهیم چنین کاری انجام دهیم و نظرشان را می‌پرسیم. یا می‌گوییم می‌خواهیم نمایشگاه برگزار کنیم و شرایط و هزینه‌ها را به آن‌ها اطلاع می‌دهیم. سعی می‌کنیم تا آنجا که ممکن است ارتباط بر مبنای دو شریک کاری برابر برقرار شود. هرچند می‌دانیم که مشارکت تولیدکنندگانمان در تصمیم‌گیری‌ها کامل نیست اما سعی می‌کنیم که تا حدودی آنها را در جریان تصمیم‌گیری‌ها قرار دهیم.

از سویی دیگر نیز سعی می‌کنیم آموزش‌های دائمی را به گروه‌هایمان بدهیم. درباره مسائلی مانند قیمت‌گذاری و پیش‌بینی‌ شرایط آینده که در کسب و کار مهمند، مجموعه‌ای از آموزش‌ها را به تولیدکنندگانمان عرضه می‌کنیم. همینطور بسته‌هایی پیشنهادی برای بهبود کسب‌وکار را به آن‌ها چه به صورت تصویری و چه به صورت صوتی می‌دهیم. در زمینه فروش محصولات نیز به آن‌ها کمک می‌کنیم و سعی می‌کنیم معرفی‌شان کنیم. برای برخی گروه‌های نیازمندتر نیز کارهای بیشتری انجام داده‌ایم. برای مثال کمپین طراحی و اجرا کرده‌ایم که منابع مالی لازم را برای شروع فعالیت یا توسعه کسب و کار را برای برخی گروه‌ها تامین شود.

نمایشگاه معرفی محصولات
بخشی از فرآیند معرفی و ارتباط با مشتریان دستادست با برگزاری نمایشگاه‌ها و کمپین‌های دوره‌ای میسر شده است

دستادست را هر طور که تعریف کنیم یک کسب و کار است. اگرچه بخش توانمندسازی آن بیشتر به چشم می‌آید، اساس آن بیزنسی است. یعنی جنس را از تولیدکننده می‌گیرد و به خریدار تحویل می‌دهد. آیا استانداردهای خاصی را مشخص کرده‌اید که فلان محصول صنایع دستی که به دست مشتری می‌رسد، شرایط و کیفیت لازم را داشته باشد؟ نظارت‌ها چگونه است؟

ما در واقع ما فروشنده نیستیم بلکه به فروش کمک می‌کنیم. بنابراین این کارها را کرده‌ایم. از همان ابتدای همکاری به تولیدکنندگان صنایع دستی‌مان شرط و شروط‌ها را می‌گوییم و استاندارها را تعیین می‌کنیم و می‌گوییم محصول باید مطابق با مشخصاتی باشد که اعلام کرده‌اند. به عبارت دیگر کسانی که با ما کار می‌کنند می‌دانند که فروش محصولات تابع چه ویژگی‌ها و شرایطی باید باشد و رعایت تمام استاندارها در آن الزامی است.

بسیاری از تولیدکنندگان ما به دلیل فقر و محرویمت و دوری جغرافیایی با فروش کالا آشنایی ندارند اما ما پیش از آغاز رسمی همکاری، آموزش‌های لازم را به آن‌ها می‌دهیم و بر مراحل فروش و عرضه محصولات نیز نظارت‌ می‌کنیم.

شعار دستادست توانمندسازی و پایداری کسب و کار است. چندین سال است فعالیت دارید و ممکن است به همه یا بخشی از اهدافی که برای خودتان و تولیدکنندگانتان مدنظر داشته‌اید، دست یافته باشید. بررسی کرده‌اید ببینید این نوع کارآفرینی بر زندگی و معیشت گروه‌های هدفتان چه اثری گذاشته است؟ معیشت جایگزین به صورت واقعی جایگزین شده است؟

به طور کامل نه. من نمی‌توانم ادعا کنم در یک روستا، فروش صنایع دستی تولیدی زنان اینقدر خوب بوده که توانسته‌اند این نوع فعالیت را جایگزین کشاورزی کنند. اما این بدان معنا نیست که بی‌تاثیر بوده است. اثراتی را که ما سنجیده‌ایم یکی این بوده که اعتماد به نفس و قدرت تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و مشارکت در امور خانواده و محل در میان افرادی که با دستادست کار می‌کنند، بیشتر شده است. یعنی آدم‌های قدرتمندتر و آدم‌های دارای عاملیت‌های بیشتری در کارشان شده‌اند.

از طرف دیگر به نسبت فروش، برخی گروه‌ها موفقیت بیشتری داشته‌اند و میزان فروش برخی‌ها نیز کمتر بوده است. اما در مجموع هر یک از تولیدکنندگان براساس شرایطی که با آن درگیر بوده‌اند یا نوع محصولاتی که عرضه کرده‌اند، میزانی از درآمد به دست آورده‌اند. در زندگی برخی زنان و معلولین جامعه هدف ما، تغییرات مثبت و سازنده‌ای رخ داده که گاه جنبه اجتماعی هم گرفته‌تر است.

برای مثال برخی زنان از محل فروش محصولات صنایع دستی‌شان بودجه‌هایی را برای عمران و آبادانی روستا یا محله‌هایشان اختصاص داده‌اند. در یکی از روستاها زنان هنرمند از پولی که از فروش محصولات کنار گذاشته‌اند، قنات‌ روستایشان را احیا کرده‌اند.

من بر این باورم که سطح زندگی گروه‌هایی که با دستادست کار می‌کنند، نسبت به گذشته‌ بهتر شده است. ممکن است سرعت رشد و بهبود وضع برخی بالاتر باشد اما در مجموع نمی‌توان انکار کرد دستادست به عنوان کسب و کاری مرتبط با صنعت گردشگری بر زندگی و معیشت هنرمندان و تولیدکنندگانمان اثرات مثبت گذاشته است. البته نمی‌توان از این مسئله هم به سادگی گذشت که در دو سال اخیر مشکلات حادی نیز سر راه‌مان قرار گرفته و اقتصاد گردشگری آسیب زیادی دیده است

بسیاری از تولیدکنندگان ما به دلیل افزایش قیمت‌ها و گرانی مواد اولیه فعالیت‌هایشان کمتر شده یا ناچار شده‌اند کارشان را تعطیل کنند و از چرخه تولید خارج شوند. هزینه تولید محصولات اینقدر زیاد شده که در بازار خریداری برای محصولات صنایع دستی این زنان پیدا نمی شود. علاوه بر قیمت مواد اولیه و هزینه تولید، دیگر ابعاد زندگی تولیدکنندگان دستادست نیز متاثر شده است.

در گذشته افراد وقتی می‌خواستند همکاری با ما را شروع کنند، این توان حداقلی را داشتند که تلفن هوشمند خریداری کنند. الان اما خرید یک دستگاه تلفن هوشمند که اتفاقا ابزاری مهم در تولید و فروش آنلاین تلقی می‌شود، برای اغلب مردم امری غیرممکن شده است. افزایش هزینه‌های حمل و نقل نیز اثراتی منفی بر کسب و کارهای کسانی که با دستادست کار می‌کنند، گذاشته‌ است. در این میان کرونا هم نفس کسب و کارها را بند آورده است.

خریدارانی که محصولات و دست‌سازهای هنرمندان و تولیدکنندگان دستادست را خریداری می‌کنند، طبیعتا به دنبال مزیت و ویژگی خاصی می‌گردد. تمایز شما با دیگر کسب و کارهای فروش آنلاین چیست؟آیا توانسته‌اید در دستادست دغدغه و رسالت خودتان را به خریداران نیز منتقل کنید که هدف توانمندسازی گروه‌های آسیب‌پذیر است و نه صرفا خرید یک محصول. چه نوع یازخوردهایی داشته‌اید؟

بزرگترین کاری که دستادست برای گروه‌ها می‌کند معرفی کردن است. هیچ کاری در دستادست ارائه نمی‌شود مگر اینکه اشاره شود متعلق به چه گروهی از زنان و در چه مناطقی است. گرچه اگر امکانات و توان بیشتری داشتیم بهتر می‌توانستیم به شهرها و مناطق مختلف سفر کنیم و با گروه‌ها رودررو می‌شدیم و عکس و فیلم‌های بهتری تهیه می‌کردیم، اثرگذاری‌مان بیشتر می‌شد.

در هر حال ما با محدودیت‌هایمان کنار آمده‌ایم اما هر جا شرایط مهیا بوده و کاری از دستمان برمی‌آمده برای اعضای گروه‌هایمان انجام داده‌ایم. فکر می‌کنیم درباره موضوعی که شما به آن اشاره می‌کنید، موفقیتی نسبی به دست آورده‌ایم. ما اطمینان داریم حداقل ۸۰ درصد کسانی که از دستادست خرید کرده‌اند، به خاطر اهداف و رسالت‌هایی که ما دنبال می‌کنیم اولویت را به ما داده‌اند. بازخوردهای مثبت زیادی دریافت کرده‌ایم که برای ما نیز قوت و دلگرمی است.

صنایع دست ساز نواحی
محصولات دست‌ساز در هر منطقه‌ تداعی‌کننده فرهنگ و ارزش‌های اساسی مردمان آن دیار است

دستادست در حوزه توانمندسازی فعال است و همان کاری را می‌کند که وظیفه سازمان‌ها و نهادهای حمایتی مثل وزارت رفاه و سازمان بهزیستی و… است. پیش آمده در شش سال گذشته که این نهادهای توانمندساز و حمایتی که وصلند به بودجه دولتی و دستشان هم بازتر است سراغ‌تان بیایند و بخواهند از شما حمایت کنند. هر چه باشد دستادست کار آن‌ها را هم راحت‌تر کرده است. کافی است مدل شما را بگیرند و آن را در سطحی گسترده‌تر بر روی گروه‌های آسیب‌پذیر بیشتری آزمایش کنند.

ما در دستادست با نهادهای حاکمیتی تاکنون کار نکرده‌ایم و بودجه‌ای هم تاکنون از آن‌ها نگرفته‌ایم. دستادست همیشه متکی به خودش بوده و در تمام این سال‌ها با وجود همه موانع و مشکلاتی که داشته راه خودش را ادامه داده است. واقعیت این است که ما دلمان نمی‌خواهد از دولت یا نهادهای حاکمیتی بودجه بگیریم بلکه می‌خواهیم مستقل باشیم و به صورت مستقل برای خودمان هدف تعیین کنیم و براساس اهدافمان جلو برویم. با این حال آنچه که دلمان می‌خواست وجود می‌داشت و همیشه هم کمبود آن را احساس کرده‌ایم، کم بودن قوانین و مقررات حمایتی است.

ما در کشورمان خلاهای قانونی زیادی در حوزه فعالیت‌های حمایتی داریم. دستادست به صورت NGO ثبت شده و ما مجبوریم تمام ضوابط و دستورالعمل‌ها و شرط و شروط‌هایی را که از NGOها انتظار می‌رود رعایت کنیم. این ضوابط و باید و نباید‌ها بسیار دست و پاگیرند و با شیوه کار ما بسیار نامتناسبند. ولی مجبوریم این کار را بکنیم. علت این است که هیچ مدل ثبت مجموعه‌های انتفاعی یا غیرانتفاعی کارآفرینی اجتماعی وجود ندارد که من یا امثال من بتوانیم ایده‌هایمان را عملیاتی کنیم. کسب و کارهای کارآفرینی اجتماعی نیز مثل هر کسب و کار دیگری نیازمند دریافت تسهیلات هستند. نیاز دارند که تسهیل‌کننده و شتابدهنده بر سر راهشان قرار بگیرند و کمکشان کنند.

در حوزه کارآفرینی اجتماعی بوروکراسی‌های پیچیده و وقت‌گیر آزاردهنده‌تر از بقیه حوزه‌هاست و انرژی و توان ما را بسیار تحلیل می‌برد. تا وقتی قوانین و مقررات در این زمینه تدوین نشده طبیعتا انتظاری هم نمی‌توان داشت. متاسفانه در این زمینه هنوز در ابتدای راه هستیم.

این قوانین و مقررات به طور کلی وجود ندارد یا اینکه قوانین و مقررات موضوعه به تصویب رسیده‌اند اما در اجرا به آن‌ها توجهی نمی‌شود؟

اصلا وجود ندارد. الان اگر شما بخواهید بروید و یک مجموعه را ثبت کنید، یا باید شرکت تعریف کنید یا خیریه و NGO. هیچ نوعی از ثبت کارآفرینی اجتماعی در قوانین و مقررات دیده نشده است.

در حوزه کارآفرینی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و تاحدودی هم وزارت صنعت، معدن و تجارت درگیر است. در بخش صنایع دستی نیز وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی متولی است. درباره NGOها نیز که وزارت کشور مسئولیت دارد. یعنی اگر کسی بخواهد کارآفرینی اجتماعی در بخش صنایع دستی تعریف کند به طور همزمان باید از ۳ یا ۴ وزارتخانه مجوز بگیرد. شاید یکی از دلایل خلاهای قانونی که اشاره کردید، همین تعدد متولی‌ها باشد. برای طرح و احیانا رفع این چالش‌ به جایی مراجعه کرده‌اید؟

ببینید در کشورهای دیگر شرکت‌هایی به نام «شرکت c» وجود دارند که به عنوان شرکت‌های کارآفرینی اجتماعی ثبت شده‌اند. به خاطر ماهیت اجتماعی این شرکت‌ها، در قوانین و مقررات یک سری امتیازها و تسهیلات و امکانات را به آن‌ها اختصاص می‌‌دهند.

برای نمونه یک سری معافیت‌ها در قوانین و مقررات را برای آن‌ها در نظر می‌گیرند، امکاناتی را در اختیارشان می‌گذارند و به آن‌ها مشاوره‌های لازم را می‌دهند. یعنی به این نتیجه رسیده‌اند باید از مجموعه‌های اجتماعی که خودشان را خرج می‌کنند تا مشکلات و دردهای جامعه حل و درمان کنند، حمایت کنند. بنابراین در جهان قوانین و مقرراتی وجود دارد که کارآفرینی اجتماعی را به رسمیت شناخته و از آن حمایت می‌کند اما در ایران از اساس چنین چیزی وجود ندارد.

برگزاری نمایشگاه آثار تولیدی
هدف اصلی دستادست توانمندسازی گروه‌هاست و این مضمون به خریداران آثار نیز منتقل شده است

از دولت و نهادهای حاکمیتی که بگذریم، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی جذب کرده‌اید؟

ببینید ما دستادست را با سرمایه شخصی‌ کمتر از ۱ میلیون اندکی راه انداختیم که رقم آن برای امروز خنده‌دار است. همکاران ما مدت زیادی را به صورت داوطلبانه کار کردند. چرا که هدف اجتماعی برای اعضای تیم ارزشمندتر بود. الان نیز حجم بسیار زیادی از کارهایمان را به صورت داوطلبانه انجام می‌دهیم. ما در چندین مرحله برای انجام پروژه‌هایمان کمپین کراو‌فاندینگ (تامین مالی جمعی) برگزار کردیم و کمک‌های خرد مردمی را جمع‌آوری کردیم و کارمان را جلو بردیم.

درباره جذب سرمایه بخش خصوصی در دستادست، ما مشکلی با این کار نداریم اما شرط اصلی‌مان این است که استقلالمان حفظ شود. تصور می‌کنم مانع اصلی که اجازه نمی‌دهد چنین اتفاق‌هایی بیفتد، ماهیت غیرانتفاعی دستادست است. ما در دوره‌هایی اسپانسر برای انجام پروژه‌هایمان جذب کرده‌ایم اما به اینکه کسی پیدا بشود و سرمایه‌ای هنگفت به کار تزریق کند خوشبین نیستیم.

ماهیت دستادست به گونه‌ای است که سودی به کسی برنمی‌گرداند. به همین خاطر حالت سرمایه‌گذارانه ندارد و فقط مبتنی بر مشارکت است. ما نهایت کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که سرمایه‌گذار احتمالی بعدا بیاید و اصل پول خود را دریافت کند.

در پلتفرم‌های فروش آنلاین محصولات و خدمات، مشتری سفارش‌گذاری می‌کند و فروشنده یا ارائه‌دهنده به درخواست او جواب می‌دهد. در کارآفرینی اجتماعی دستادست تولیدکنندگان و تامین‌کنندگان اغلب از مناطق دورافتاده و محروم هستند و دسترسی‌شان به اینترنت و فضای آنلاین به راحتی دشوار است. در این میان بحث‌های فرهنگی و ارزشی یا نداشتن تلفن همراه هوشمند یا دیگر امکانات هم بی‌اثر نیستند. شما با گروه‌هایتان به صورت غیرحضوری ارتباط می‌گیرید و انواع و اقسام کمپین‌ها را نیز اجرا کرده‌اید. تجربه کار حمایتی کردن آنلاین چگونه است؟

فضای آنلاین یک سری ظرفیت‌ها و بسترها را در اختیارمان گذاشته و ما تا آنجا که مقدور بوده از آن بهره برده‌‌ایم. ما با گروه‌هایی که دور از دسترسند کار می‌کنیم. در عین حال با محدودیت‌های آزاردهنده‌ای نیز روبرو می‌شویم. قطعی اینترنت اتفاقی وحشتناک است. حیات کار ما و معیشت و درآمد صدها نفر از شرکا و تولیدکنندگانمان به اینترنت وابسته است و بدون شک در موقعیت بی‌اینترنتی دچار مشکل می‌شویم. به همین خاطر در صدد تغییر مدل کسب و کارمان از شهریور به بعد هستیم.

ما به خاطر وابستگی بالایمان به اینترنت نمی‌توانیم از گروه‌هایی که از حد مشخصی مشکل دارند، ارتباط بگیریم. درست است ما در دستادست با گروه‌های روستایی کار می‌کنیم، اما برخی از آن‌ها با مشکلات بسیار حادی درگیرند. ما افرادی داریم که نه موبایل هوشمند دارند و نه اینترنت و کامپیوتر. این‌ها بیشترین کمک را لازم دارند اما تاکنون نتوانسته‌ایم به آن‌ها وصل شویم. احساس می‌کنیم باید مسئولیت‌پذیرانه‌تر با این گروه‌ها وارد تعامل شویم.

قرار است به طور مشخص در این تغییر مدل کسب و کار چه کاری انجام دهید؟

در مدل جدید قرار است همکاری‌مان با گروه‌هایی که هم‌اکنون هم با آن‌ها کار می‌کنیم مشاوره‌ای باشد و کار مستقیم را ببریم به سمت افراد و گروه‌هایی که مشکلات حادتری دارند. این تغییر البته در شرایط اقتصادی فعلی با ریسک‌های زیادی همراه است اما ناگزیریم چنین کاری را انجام دهیم.

دستادست همانطورکه خودتان گفتید واسطه فروش صنایع دست‌ساز افراد و گروه‌های در معرض آسیب به مشتریان است. به غیر از پلتفرم فروش دستادست، آیا تامین کنندگان به جایی می‌رسند که مستقل شوند؟ دوم اینکه آیا تولیدکنندگان می‌توانند همزمان  با اینکه با شما کار می‌کنند، خودشان نیز محصولاتشان را بفروشند؟

یکی از هدف‌های اصلی دستادست این است که هنرمندانمان به استقلال برسند. اساسا به آن‌ها آموزش می‌دهیم که یاد بگیرند در حوزه صنایع دستی و دست‌ساز مستقل شوند. اینکه می‌گویم قرار است مدلمان را عوض کنیم، دقیقا همین اتفاق خواهد افتاد. یعنی دستادست تبدیل به همکار مشاور برای تولیدکنندگان صنایع دستی و دست‌ساز می‌شود و تولیدکنندگان خودشان محصولاتشان را بر بستر شبکه‌های اجتماعی به فروش می‌رسانند. کاری که قرار است ما انجام دهیم این است که برای تولیدکنندگان نمایشگاه برگزار ‌کنیم و به آن‌ها مشاوره دهیم و کنارشان بمانیم تا بتوانند روی پای خود بایستند.

تجربه زیسته شما در کارآفرینی اجتماعی در حوزه‌های مرتبط با صنایع دستی و گردشگری چه می‌گوید؟ چقدر فکر می‌کنید این حوزه پول‌ساز و درآمدزا می‌تواند اقتصاد کشور را به تحرک وادارد؟

برای ما لحظات تلخ و شیرین زیاد داشته است. بوروکراسی‌های اداری بسیار آزارمان داده اما در عین حال برخوردهای انسانی بسیار زیادی دیده‌ایم که فکر کردن به هر کدام از آن‌ها انرژی ماه‌ها کار کردن را به ما می‌دهد. من فهمیده‌ایم که هیچ وقت ظرفیت نوع‌دوستی را نباید دست‌کم گرفت. در کمپین‌های ما آدم‌هایی با صدها نوع مشکل مالی مشارکت می‌کنند که برای ما تکان‌دهنده است.

شاید باورتان نشود اما زنانی که با دستادست کار می‌کنند، هیچ کدام امید نداشتند بتوانند از هنر موروثی خانوادگی‌شان کسب درآمد کنند. این زنان اینقدر اعتماد به نفس کسب کرده‌اند که فعالانه و قدرتمندانه وارد کار می‌شوند و برای تولید و فروش محصولات جدید طرح و پیشنهاد می‌دهند. چنین مواردی در این سال‌ها به ما انرژی و توان ادامه کار را داده و ما خوشحالیم که بر زندگی گروه‌هایی که با آن‌ها کار می‌کردیم، اثرگذار بوده‌ایم.

هنرهای بدیع ایرانی
صنایع دستی و گردشگری علاوه بر اینکه میراث گذشتگان را حفظ می‌کند، از نظر اقتصادی نیز ارزش افزوده می‌افزاید

در حیطه کارآفرینی آنچه که به نظرم اهمیت بالایی دارد این است که آدم‌ها که وقتی وارد این حیطه می‌شوند، باید دید اجتماعی داشته باشند. حل کردن مشکل و معضل اجتماعی بدون داشتن دید اجتماعی غیرممکن است. اگر نداریم باید برویم آن را کسب و تجربه کنیم.

زمانی که ما یک کسب و کار راه می‌اندازیم که پول درآوریم، با آدم‌های معمولی سروکار داریم و اگر هم آسییبی بزنیم، آسیبی معمولی زده‌ایم که می‌توان آن را جبران کرد اما زمانی که کارآفرین اجتماعی می‌شویم، دیگر اجازه خطا و اشتباه نداریم. نمی‌توانیم به گروه‌های معلول و زنان بی‌سرپرست یا بدسرپرست به اسم توانمندسازی آسیب زد. آسیب‌ها و تبعاتی این آسیب‌زنی‌ها بسیار بیشتر از آن‌چیزی است که در تصور می‌آید. در حوزه ما اهمیت جوامع محلی بسیار بیشتر از دیگر حوزه‌های صنعت گردشگری است.

با توجه به چیزی که ما دیدیم و بازخوردهایی که گرفتیم، فکر می‌کنم صنایع دستی ایران ظرفیت بالایی دارد. مشکل دیگری که به طور کلی گردشگری و صنایع دستی ایران با آن درگیرند و ما نیز در دستادست به نوعی چوب آن را می‌خوریم، تحریم‌های بین‌المللی است مشکلاتی که در نقل و انتقال پول وجود دارد بسیاری از فرصت‌های توسعه‌ای برای تولید و فروش صنایع دستی را از ما گرفته است.

اگر تولیدکنندگان صنایع دستی ایرانی می‌توانستند مثل هنرمندان افغان یا عراقی در سایت‌های بین‌المللی‌ اکانت درست کنند، باور کنید وضع ما خیلی متفاوت می‌شد. ساختن اکانت در سایت ebay ساده‌ترین کار ممکن است اما ما از آن محرومیم. از آن سو نیز در داخل نیز تجربه ما نشان داده اگر گروه‌های تولیدکننده مهارت و توانایی‌شان را صرف محصولات کاربردی‌تر کنند، ضریب نفوذشان در جامعه بیشتر می‌شود. ظرفیت صنایع دستی ایران بالاست چون تنوع آن بالاست اما متاسفانه بخش زیادی از آن در حال از بین رفتن است و به نظر می‌رسد باید این واقعیت تلخ را باور کنیم.

گفت‌وگو با فرشته حسینى، کارآفرین حوزه صنایع دستی در روستاى میوان

روستای میوان (مهمان) در پاوه کرمانشاه چون دیگر روستاهای زیبای این استان بود. راهی خاکی، درختانی پربار و آسمانی آبی داشت و البته بیکاری و درآمدهای ناچیز. زنان این روستا کارشان این بود که هر صبح بیدار شوند، چای بگذارند، غذا درست کنند، در رتق‌وفتق امور کشاورزی یاری‌رسان باشند و گهگاه قالی ببافند برای دل خودشان. تا اینکه یک روز اتفاقی افتاد. کلاس‌های آموزش «گیوه‌بافی» یا به قول کرمانشاهی‌ها «کلاش‌بافی» برگزار شد. فرشته حسینی از زنانی بود که در این کلاس‌ها شرکت کرد: «روزهای اول هرچه می‌بافتم خراب می‌شد. خیلی خون‌جگر خوردم. می‌بافتم و باز می‌کردم.» این آغاز راه این زن بود و شاید غریب باشد اگر بگوییم آغاز تحولی در روستا. روستایی کوچک با ۳۰ خانوار. حالا این روستا نقش بزرگی در صادرات چند میلیون دلاری گیوه از شهرستان پاوه دارد. فرشته حسینی در این حرکت بزرگ چه نقشی داشت؟ و چگونه از پس یادگیری گیوه بافی کارآفرین می‌شود؟

آغاز راه کارآفرینی در روستای میوان

آن زن با تن‌پوش طلایی و سرپوش مشکی و پیراهن سپید از پله‌های پلکانی خانه‌اش پایین آمد. فرشته بود. در دستانش گیوه‌های سپید داشت و بر لب‌هایش لبخند: «۱۲ سال پیش کلاس‌های آموزش گیوه بافی برگزار شد و زنان روستا در آن شرکت کردند. من هم به این کلاس‌ها می‌رفتم. کم‌کم شروع کردم برای خودم گیوه بافتم. روزهای اول خیلی سخت بود. اما بالاخره گیوه‌هایم را بافتم. آن اوایل گیوه‌هایی که می‌بافتیم را به جایی می‌بردیم که دلال‌ها می‌آمدند برای خرید، هر گیوه را ۱۵۰۰ تومان از من می‌خریدند.» فرشته روزگار دشواری را در کودکی گذرانده بود. آنها خانواده‌ای هفت نفره بودند که پدرشان را خیلی زود از دست داده بودند: «مادر عزیزم همه کارها را می‌کرد و ما را سروسامان می‌داد. در تنگنا بودیم. مادرم بدون هیچ امکاناتی با دست‌های خالی ما را بزرگ کرد.»
او چنین روزگاری را پشت سر گذاشته و دست زندگی او را آبدیده کرده است: «آن زمان باید سر یک هزار تومانی با دلال چانه می‌زدیم. به این فکر افتادم که جلوی این روند را بگیرم. زنان روستا را جمع کردم و به آنها گفتم که می‌خواهم تعاونی بزنم. شما برای من کار کنید و من کار فروش گیوه‌ها را انجام می‌دهم.» جرقه کارآفرینی فرشته زده شده بود. او دست‌به‌کار شد.

به اینستاگرام آگرد بپیوندید

تسهیلات اندکی از آموزش و ترویج صنایع‌دستی کرمانشاه گرفته بود. تعاونی را راه‌اندازی کرد. نخ و کف را برای بافتن گیوه تهیه می‌کرد و در اختیار زنان می‌گذاشت. زنان هم کم‌کم در کنار کارهای خانه و زندگی روزمره ساعت‌هایی را برای بافت گیوه گذاشتند. این روند ادامه پیدا کرد و آنها توانستند در همان سال اول سودشان را دو برابر کنند.
حالا گیوه، این پاپوش سنتی، مهر اصالت یونسکو را گرفته و راه جهانی شدن را طی می‌کند. فرشته می‌گوید: «این کار قدمتی کهن دارد. به خاطر نخ و چرم به‌کاررفته در آن عرقگیر است و نمی‌گذارد پا بو بگیرد.» معلوم نیست گیوه اولین‌بار چه زمانی و چگونه بافته شده، به همین خاطر تولید آن با افسانه‌ها گره خورده است. مؤلف کتاب بهار عجم نوشته گیوه منسوب به گیو گودرز است و گیو آن را هنگام سرگردانی در توران‌زمین ترتیب داد. دیگران با استناد به شاهنامه، در تفسیر این ادعا عنوان کرده‌اند که گیو وقتی برای بازگرداندن سیاوش (نوه کیکاوس) و مادرش فرنگیس به ترکستان رفت، هفت سال در آن دیار سرگردان بود و چون برای راهپیمایی‌های طولانی خود نیاز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبک و خنک داشت گیوه را ساخت.

تعاونی زنان روستای میوان

راه‌اندازی تعاونی فرشته باعث شد روستای میوان سر زبان‌ها بیفتد. حالا وقتی می‌خواهیم به دیدار او برویم، وارد روستایی می‌شویم که در ورودی آن روی تابلویی نوشته: «به روستای زنان کلاش‌باف میوان خوش آمدید.» کلاش‌بافی نوعی گیوه بافی است که حالا رونق خوبی گرفته و فرشته سهم بزرگی در ایجاد آن دارد. او بود که زنان روستا را متحد کرد و حالا ۳۰ زن از روستای میوان به صورت مستقیم و سی زن دیگر از روستاهای دیگر پاوه به صورت غیرمستقیم با او همکاری می‌کنند: «وقتی تعاونی راه‌اندازی شد، سرمایه اندکی که گذاشته بودم بعد از مدت کوتاهی دو برابر شد و همین باعث شد امیدوار شویم و همه با جان و دل کار کنیم.» فرشته و سی زن دیگر اقتصاد میوان را از این رو به آن رو کردند. کارها گسترش پیدا کرد و تقسیم‌بندی‌هایی صورت گرفت: «در حال حاضر برای پیشبرد کار، کف‌های گیوه را از روستاهای کردستان می‌آوریم. زنان تنها مسئولیت رودوزی را به عهده دارند. رودوزی‌ها هم به دو صورت ریزباف و درشت‌باف انجام می‌شود. گیوه‌های ریزباف گران‌تر از درشت‌باف‌هاست. البته نوع کف هم فرق می‌کند.»

حالا با توجه به شرایطی که این زنان به وجود آوردند قیمت گیوه‌ها از ۱۲۰ هزار تومان شروع می‌شود و به ۲۰۰ هزار تومان می‌رسد: «من تلاش می‌کنم تا آنجایی که می‌توانم عمده‌فروشی کنم. کارهای بازاریابی را انجام دهم. اول وضعیت دلال‌ها طوری بود که می‌ترسیدم با آنها وارد گفتگو شوم اما الان به خاطر حقوق زنانی که برایم کار می‌کنند، کوتاه نمی‌آیم. کارهایمان را ساماندهی کردیم و در حال حاضر هر هفته حدود سی جفت گیوه تولید می‌کنیم.»

مشکل بیمه تعاونی زنان روستای میوان

این کارآفرین چشم‌انداز روشنی از آینده دارد: «می‌توانم تعداد تولیدمان را به هفته‌ای ۱۰۰ گیوه برسانم، با کیفیت عالی. با این حال تنها ملاحظه‌ای که می‌کنم برای بازاریابی است. قدم بعدی من ایجاد بازار مناسب برای فروش کارهاست. حتی می‌خواهم فروشگاه صنایع دستی راه‌اندازی کنم، فروشگاهی که در آن خودمان مسئولیت فروش را به عهده داشته باشیم.» جرئت، اراده قوی، سر نترس، و نگران حرف‌وحدیث‌ها نبودن را از مهم‌ترین ویژگی‌های یک کارآفرین در روستا می‌داند: «وقتی به فکر افتادم برای خودم کار کنم، همه تعجب می‌کردند. آن زمان که به همه گفتم بیایید با هم تعاونی بزنیم حرف‌وحدیث‌ها شروع شد. با این همه من شروع کردم و از هیچ‌چیز نترسیدم و این مسئله آینده را روشن کرد و باعث شد بقیه هم با من همراه شوند.» فرشته از آینده حرف می‌زند: «دوست دارم گیوه‌بافی رونق جهانی بگیرد. برای همین باید روی گیوه‌ها کار کنیم. به فکر افتادم که گیوه‌های رنگی هم درست کنیم. کارمان را ارتقا دهیم. خوشبختانه دیگر تنها نیستم.» تنها گلایه او از وضعیت بیمه زنان تعاونی است: «با اینکه تلاش‌های زیادی برای بیمه زنان تعاونی کردم تا امروز نتوانسته‌ام کار چندانی صورت دهم. مشکلاتی بر سر راه بیمه هست که امیدوارم مسئولان بتوانند در این زمینه کاری کنند. با وجود بیمه، این زنان با آرامش بیشتری کار می‌کنند. گیوه بافی کار دشواری است. همه بدن درگیر آن می‌شود. فرد باید تمرکز داشته باشد. اگر فرد روی کار متمرکز نباشد، مدام کار به تاخیر می‌افتد و پیش نمی‌رود. اگر مسئله بیمه حل شود، آینده روشنی در انتظار گیوه‌بافی روستای ماست.»

آخرین خبرها

آگرد در شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

تبلیغات

خبرنامه

برای اشتراک رایگان خبرنامه آگردایمیل خود را وارد کنید: